مناظره‌ی علمی «مناسبات دین، حقوق بشر و حکمرانی» به همت موسسه فرهنگی صدانت میان محسن برهانی، ابوالقاسم فنائی و محمدامیر قدوسی برگزار شد.

مناظره‌ی علمی «مناسبات دین، حقوق بشر و حکمرانی»

به گزارش کتاب نیوز؛ در این مناظره که بیش از سه ساعت به طول انجامید؛ در حالی که محسن برهانی به دلایل گوناگون، به ویژه دلایل جامعه‌شناختی از اصل حکومت دینی و حضور فقه در قانونگذاری دفاع می‌کرد؛ محمدامیر قدوسی طرفدار واگذاری تمشیت امر عمومی به عقل عمومی بود و ابوالقاسم فنائی هم می کوشید ضمن رد شیوه های رایج استنباط فقهی در جهان اسلام، به راه میانه ای برای جمع میان عقلانیت و آموزه های سیاسی و اجتماعی اسلام دعوت کند.

درحالی که برهانی معتقد بود، اسلام واقعی، همان اسلام فقهاست، فنایی بر این باور بود که فهم رایج فقها از اسلام، نه اسلام واقعی که اسلام تاریخی است و در سوی دیگر میدان، قدوسی بر این باور بود که دعوای چیستی اسلام واقعی، اولا و بالذات دلمشغولی جامعه سیاسی نیست و این یک مساله درون‌گروهی در میان جماعت مسلمانان است.

هم هنگام که از کلمات برهانی استنباط می شد که قرائت غربی از حقوق بشر و حقوق طبیعی مبنای نظری قابل اتکایی ندارد، فنائی از پایگاه رئالیسم اخلاقی، حقوق بشر را چارچوب دین و از جمله حکمرانی دینی معرفی می کرد و قدوسی ضمن دفاع قاطع از حقوق بشر و بنیادهای اصلی اخلاق جهانی به عنوان مبانی و چارچوب حکمرانی بر این باور بود که تقید به اخلاق جهانی و حقوق بشر لزوما نیازمند باورمندی به رئالیسم اخلاقی یا پذیرش مبانی نظری کانت نیست و برای دفاع نظری از این مبانی، به شیوه های دیگری نیز می توان تمسک جست.

قدوسی در این مناظره از حکومت مشروطه دفاع می کرد. حکومتی که آن را با وصف بی طرفی دینی، ایدئولوژیک و اخلاقی معرفی می کرد و بر این باور بود که گستره تقید این‌چنین حکومتی به حقوق بشر بسیار فراتر از حقوق مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقین است.

فنائی اما برای تمشیت هنجارهای حکومت مطلوب، قائل به برقراری دیالکتیک و وزن‌کشی میان دلیل عقلی و دلیل نقلی بود و ضمن قبول اساس دولت بی طرف، بر این نکته پای می فشرد که نمی توان به نحو پیشینی ادعا کرد که هیچ دلیل نقلی ای نمی تواند بر ظنون عقلی انسانها در کشف هنجارهای لازم الاتباع در زندگی فردی و اجتماعی فائق آید.

در دیگر سو برهانی معتقد بود که حکمرانی بر خلاف ماانزل الله به معنای زندگی بدون حجت شرعی است و ما باید برای هر عمل حکمرانانه و فعالیت سیاسی و اجتماعی، دست کم یک فتوای معتبر شرعی که آن رفتار را مجاز تلقی کند فراچنگ بیاوریم.

در حالیکه برهانی معتقد بود در مجموعه عظیم تاریخ فقه و فتاوای مراجع تقلید، رخصتها و آسانگیری ها و گره‌گشایی های فراوانی می توان جست که زندگی انسان مدرن را بدون نیاز به عبور از فقه تا حدود بسیار زیادی تمشیت کند، قدوسی معتقد بود که فقه موجود، سرشار از احکامی است که به نحو ناموجه و غیرعادلانه، نابرابری سازی می کند، منطق عصر جدید را در حوزه های گوناگون حیات احتماعی درک و هضم نمی کند و در نهایت برای زندگی فردی و اجتماعی انسانها خسارت می آفریند. در دیگر سو فنائی هم بر این باور بود که فقه کنونی تا دچار تحول اساسی در شیوه استنباط نشود و به ویژه راه را برای دلایل عقلی باز نکند، با گشت و گذار در تاریخ فقه نمی توان گره‌های فراوان زندگی انسان معاصر را باز کرد.

قدوسی ضمن بیان اینکه نمی خواهد در این جلسه به بیان موضع خود درباره چیستی اسلام واقعی بپردازد، شیوه اسلام شناسی برهانی را موجب نقض گسترده حقوق اقلیتهای دینی، مذهبی، جنسی و جنسیتی معرفی کرد و گفت فارغ از آنکه در موضوع چیستی اسلام واقعی حق با چه کسی باشد، نگاه فنائی به اسلام برای پدیدآمدن اجماع هم‌پوش حول برخی اصول اساسی انسانی و حقوق بشری در جوامع اسلامی بسیار مفید است. برهانی ضمن رد نگاه قدوسی گفت که در تاریخ فقه، فتاوایی وجود دارد که گرچه در تصویر نهایی، حکمرانی برآمده از عمل به آنها کاملا با ارزشها و شیوه های کنونی حکمرانی در غرب یکسان نیست، می تواند بسیاری از مسائلی را که قدوسی در فقه کنونی حل ناشدنی معرفی می کند، به راحتی حل کند. فنایی هم بر این نکته تاکید می کرد که تا ملاک برون فقهی ای نظیر التزام به اخلاق وجود نداشته باشد،ضابطه اطمینان بخشی برای ترجیح فتاوای حقوق بشری بر فتاوای غیرحقوق بشری وجود ندارد و هر لحظه بیم آن می رود که فقیه حاکم به سلیقه خود، به سیاست تضییقی و انقباضی و نابرابری‌ساز روی بیاورد.

فیلم کامل این مناظره هم اکنون در پلتفرم آپارات در دسترس علاقمندان است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...