مؤلف از میان اخبار متعدد، يك صد روایت را گلچین کرده است و این امر باعث شده روایاتی بسیار زیبا و بشارت دهنده به شیعیان جمع آوری شود. مهم تر از آن، مقبولیت کتاب نزد مخالفان است. چنان که بزرگانی از اهل تسنن به آن اعتماد کرده و مطالب و روایات آن را در کتاب‌هایشان آورده‌اند.

مناقب اهل بیت(ع) در لسان اهل سنت و جماعت» اثر ابن شاذان قمی

 کتاب «مناقب اهل بیت(ع) در لسان اهل سنت و جماعت» اثر ابن شاذان قمی، ترجمه عبدالله مختاری بهمئی و مجتبی بختیاری از سوی انتشارات چتر دانش روانه بازار نشر شد.

ابوالحسن محمد بن احمد بن علی قمی‌معروف به ابن شاذان قمی‌در میانه سالهای ۳۷۶ تا 460 ق در قید حیات بوده است، بنابراین او از علمای قرن چهارم و پنجم هجری است. اولین محلی که برای زندگی او ذکر شده شهر کوفه است که در آنجا در سال ۳۷۶ هجری از حسین بن احمد روایت شنیده است. این نام، مشترك بين دو نفر است؛ محمد بن احمد بن شاذان قمی‌که فرد مورد بحث ما است و ابوالفضل، علی بن حسن بن شاذان که از علمای اهل سنت است و صاحب تألیفاتی نیز است. ابو الحسن ابن شاذان قمی‌از محدثان شیعه است که از افراد فراوانی روایت نقل کرده و محضر بسیاری از علمای شیعه و سنی را درک کرده است.

نگاهی به استادان و شاگردان
برخی مشایخ او عبارتند از: پدرش احمد بن علی، که از علما و مؤلفین شیعه بوده و ابن رئاب کتاب «فضائل أمير المؤمنين» را از او نقل کرده است، ابن قولویه صاحب کتاب شریف «کامل الزیارات»، که دایی ابن شاذان است، شیخ صدوق، هارون بن موسى تلعکبری و... از جمله شاگردان و روات احادیث ابن شاذان هم می‌توان به بزرگانی چون شیخ طوسی، نجاشی صاحب رجال و کراجکی مؤلف کنز الفوائد اشاره کرد.

درباره آثار ابن شاذان قمی
آنچه از تألیفات ابن شاذان به دست آمده عبارت است از: بستان الكرام، البيان في رد الشمس لأمير المؤمنين ، المناقب (غير از مأة منقبه)، إيضاح دفائن النواصب.

درنگی در محتوای کتاب
کتاب «مأة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام من طريق العامة» معروف به «فضایل ابن شاذان» است که ابوالحسن محمد بن احمد بن علی، معروف به ابن شاذان قمی‌از بزرگان شیعه در قرن چهارم و پنجم هجری آن را تألیف کرده است.

برخی این کتاب را همان «إيضاح دفائن النواصب في مأة منقبة من مناقب علی بن أبي طالب» دانسته اند، اما شیخ آقا بزرگ تهرانی« مأة منقبة» را کتابی در فضایل اهل بیت(ع) و «إيضاح دفائن النواصب» را کتابی دیگر از ابن شاذان و در رد مخالفین اهل بیت و شیعه می‌داند. نسخه این کتاب تا قرن 14 ه ق در کتابخانه حاج میرزا یحیی اصفهانی موجود بوده، اما هم اکنون اثری از آن یافت نمی‌شود.

کتاب حاضر از منابع مهم روایی شیعه است که بزرگانی چون ابوالفتح کراجکی، سید ابن طاووس، علامه مجلسی، سیدهاشم بحرانی و علامه امینی در کتب خود از آن نقل کرده‌اند. مؤلف از میان اخبار متعدد، يك صد روایت را گلچین کرده است و این امر باعث شده روایاتی بسیار زیبا و بشارت دهنده به شیعیان جمع آوری شود. مهم تر از آن، مقبولیت کتاب نزد مخالفان است.

چنان که بزرگانی از اهل تسنن به آن اعتماد کرده و مطالب و روایات آن را در کتاب هایشان آورده اند، مانند خوارزمی‌ در دو اثرش مناقب و مقتل الحسين (ع)، ابو عبیدالله شافعی در كفاية الطالب، حموینی در فرائد السمطين. اما برای آشنایی بیشتر مخاطبین با محتوای این اثر روایی و حدیثی چند نمونه از مناقب موجود در این اثر را می‌آوریم: «مولف فقید در منقبه اول می‌نویسد: قال رسول الله : «أنا سيد الأولين و الآخرين و أنت یا على سيد الخلائق بعدی و أولنا كآخرنا و آخرنا كأولنا» ، رسول خدا به امیر المؤمنین علی فرمود: «من سید اولین و آخرین هستم یعنی بزرگ و سالار پیشینیان و پسینیان و ای علی تو سید تمام مخلوقات هستی پس از من اول ما مانند آخر ماست و آخر ما مانند اول ماست».

در این روایت که از طرق عامه نقل شده است، فضل امير المؤمنين (ع) همانند فضل نبی اکرم (ص) است. از این فضایل آن است که رسول خدا سرور و سید تمام خلائق است. و به موجب این روایت همچنین دیگر روایات على(ع) نیز بر تمام خلائق افضل است. اما رتبه او در مرتبه بعد از نبی اکرم (ص) است. کلمه «الخلائق» جمع «خليقه» به دو معنای طبیعت و مخلوق است. و چون جمع محلی به الف و لام است، شامل تمام مخلوقات می‌شود.

کلمه «سید» در اصل «سيود» بوده و چون ياء ساكن و واو در کنار هم قرار گرفتند، و او به یاء تبدیل شده و دو یاء در هم ادغام می‌شود. سید به معنای کریم، رئیس، بزرگ قوم و حلیم است. مثل این روایت، روایت ابوذر (رضوان الله علی) است. ابوذر می‌فرماید: «نبی اکرم . به امیرالمؤمنین علی نگاه کرد و فرمود: این علی بهترین اولین و آخرین اهل آسمانها و زمین است. او سرور راستگویان و سرور اوصیاء است».

همچنین از رسول خدا روایت شده است: «من سرور تمام پیامبران است و على سرور تمام اوصيا است.»

همچنین در منقبه سوم می‌نویسد: عن جابر بن عبد الله الأنصاري قال: قال النبي : «سمى الحسن حسنا لأن بإحسان الله قامت السماوات و الأرضون و اشتق الحسين من الإحسان و علی و الحسن اسمان من أسماء الله تعالى و الحسين تصغير الحسن».

جابر از رسول خدا نقل می‌کند، که ایشان فرمود: «حسن به این خاطر حسن نامیده شد؛ زیرا با احسان خداوند آسمانها و زمین استوار است. و حسن از احسان مشتق گردید علی و حسن نیز دو اسم از اسماء خداوند متعال هستند و حسین اسم تصغير شده حسن است».

بر طبق روایات وارده، اسم حسن و حسین تا زمان نام گذاری دو سبط حضرت رسول بر کسی نام نهاده نشده و آنان که در یمن بودند با این دو اسم تفاوت داشتند (حسن با سكون سین و حسین با فتح حاء).

بر طبق دیگر روایات نام‌گذاری در روز هفتم ولادت توسط نبی اکرم (ص) صورت گرفته که ایشان توسط جبرئیل امین در خرقه‌ای نام حسن را به شخص رسول‌الله (ص) دادند.

بر طبق حدیث منزلت امير المؤمنين بسان هارون بوده بنابراین اسم دو فرزند هارون به زبان عبری (شبر و شبیر) بوده و در عربی (حسن و حسین) است و پیامبر بر طبق این معنا نام آن دو را بدین صورت حسن و حسین نهاد." در دیگر روایات آمده است که قبل از نام حسن او را به اسم حمزه و حسین را به اسم جعفر صدا می‌زدند که احتمالا این مورد تا روز هفتم مرسوم بوده است چنانچه مستحب است فرزند پسر را تا روز هفتم عبد الله صدا بزنند.

همچنین روایت شده است که رسول خدا می‌خطاب به علی (ع)، فرمود: «این دو فرزندتان هر کدام چیزی به ارث برده‌اند، سپس فرمود، اما حسن عظمت و سروری من را به ارث برده و حسین جرأت و بخشش مرا».

کتاب «مناقب اهل بیت(ع) در لسان اهل سنت و جماعت» از سوی انتشارات چتر دانش در شمارگان 1000 نسخه با قیمت 20000 تومان به علاقه مندان عرضه شده است.

ایبنا

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جستجوی یک دوچرخه‌ی دزدیده‌شده بهانه‌ای به دست نویسنده می‌دهد تا از بیکاری در کشوری سخن گوید که نیم قرن است از این درد رنج می‌کشد... در این رهگذر، محله‌های فقیر و مردمان آن توصیف شده‌اند: دزدان و همدستان آنها، روسپیان و پااندازان، و تاجران مشکوک... شخصیت اصلی داستان سعی می‌کند که پلیس را درگیر این داستان کند، اما کاملاً شکست می‌خورد... با وساطت روسپی می‌تواند دوچرخه‌اش را دوباره از دزد خریداری کند ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...