انتشارات نبراس کتاب «شیعه شناسی» نوشته سیدابوالحسن مخزن موسوی را منتشر کرد. این کتاب معرفی مذهب شیعه با رویکردی وحدت محورانه است.

شیعه شناسی سیدابوالحسن مخزن موسوی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «شیعه شناسی» نوشته سیدابوالحسن مخزن موسوی، با شمارگان هزار نسخه و ۲۸۸ صفحه توسط انتشارات نبراس منتشر شده است.

کتاب چهار بخش کلی به ترتیب با این عناوین دارد: «فلسفه نبوت و شئون پیامبر (ص) و استمرار مرجعیت دینی و سیاسی»، «نقشه راه و تدابیر پیامبر (ص) برای تثبیت و استمرار مرجعیت دینی و سیاسی اهل بیت»، «خاستگاه عقاید و آرا شیعه» و «وحدت و همگرایی، حلقه مفقوده عزت و اقتدار مسلمانان «آسیب‌ها و راهکارها».

مهمترین ویژگی کتاب این است که نویسنده با نگاهی به موضوع وحدت اسلامی مباحث را جمع‌بندی کرده است. در غرب، اسلام‌شناسی پیشینه زیادی دارد و امروزه کتاب‌های درسی که در کشورهای اروپایی برای آموزش و تعلیم اسلام نوشته می‌شود توسط اسلام‌شناسان و شرق‌شناسان غربی نوشته می‌شود. ادبیات تولیدی آنها نسبتی با اسلام راستین و شیعه ندارد، به همین دلیل هم مباحث آنها ارتباطی به وحدت اسلامی ندارد، چون موضوع فکری‌شان نیست. پس جوامع اسلامی به آثاری در حوزه شیعه‌شناسی نیاز دارند که با رویکرد و دیدگاهی وحدت محور نوشته شوند.

دومین موضوعی که به آن اشاره شده بحث «عرفان اسلامی» است که خیلی از مستشرقان آن را به ادیان و مذاهب دیگر ربط داده‌اند، اما در این کتاب تبیین شده که عرفان اسلامی ریشه در قرآن و سیره پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) داشته است. به عنوان مثال در بخش‌هایی از کتاب دعای ابوحمزه و ادعیه ماه رمضان که به وقت سحر و شب‌های قدر می‌خوانیم آورده شده که بررسی این ادعیه نشان می‌دهد عرفان ناب اسلامی در ادعیه، سیره اهل بیت (ع) و اسرار عبادات است.

مشخصه بارز این کتاب این است که بیش از هشتاد درصد منابع آن را کتب اهل سنت تشکیل می‌دهد. در این کتاب اثبات شده که پیامبر (ص) کلمه شیعه را استفاده کرده و شیعه را با عنوان اسلام که مهر استاندارد ثقلینی دارد معرفی کرده است. همچنین بحثی که در دل مباحث این کتاب مطرح شده، بحث امام زمان (عج) به عنوان عترت زمان حال است و با منابع اهل سنت اثبات شده که امام زمان (عج) باید حضور داشته باشد که هم حدیثی و هم عرفانی است.

سید ابوالحسن مخزن موسوی، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی است. او سال‌ها ریاست دانشگاه بین المللی اهل بیت (ع) را نیز عهده داشت. «انسان کامل در متون عرفانی اسلامی»، «پیام عاشورا: نگرشی تحلیل به راهبرد اصلاح‌طلبی در نهضت عاشورا» و «عدالت اجتماعی از دیدگاه امام علی (ع): الگوی حکومت عدالت محور» از دیگر تالیفات منتشر شده اوست. مخزن موسوی همچنین انتشار چند ترجمه را نیز در کارنامه پژوهشی خود دارد که از آن جمله می‌توان به کتاب «رستگاری در پرتو امامت» نوشته میثم‌بن‌علی‌بن‌میثم بحرانی اشاره کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...