کتاب «سیر و سلوک معنوی و روحانی» بازنگری و تامل پیرامون عبادات قرآنی بر اساس تعالیم و آموزه‌های امام علی (ع) روانه بازار کتاب شد.

سیر و سلوک معنوی و روحانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  ایلنا، کتاب «سیر و سلوک معنوی و روحانی» بازنگری و تامل پیرامون عبادات قرآنی بر اساس تعالیم و آموزه‌های امام علی(ع) است که توسط رضا شاه کاظمی نوشته و با ترجمه رحیم غلامی روانه بازار کتاب شده است و تاکنون توانسته به چاپ دوم برسد.

در پشت جلد این کتاب آمده است: قرآن کریم اساس و بنیان قدسی فریضه‌ نماز در دین اسلام می‌باشد. این پژوهش موجز و مجمل به معرفی و تبیین بینشی منحصر به فرد از دقایق و ظرایف معنوی و روحانی، عقلانی و اخلاقی نهفته در سوره‌های کوتاه قرآن کریم می‌پردازد. فصول این پژوهشنامه سوره‌هایی را شامل می‌گردند که در مذهب شیعه قرائت آنها در نمازهای یومیه بیشتر توصیه شده‌اند. تمام مسلمانان، به خصوص شیعیان، با قرائت مستمر این سوره‌ها در نمازها و عبادات روزانه خود و تفکر در معانی عمیق نماز از قدرت الهام‌بخش و متحول کننده‌ی این فرضیه‌ی الهی هر روز در امور دنیوی و معنوی خویش مدد می‌گیرند. مولف دانشمند این کتاب دکتر شاه کاظمی، همان‌گونه که در مقدمه کتاب نیز اشاره شده است، صریحاً اذعان دارند که مباحث ارائه شده در این پژوهش‌نامه هم‌طراز تفسیرهای سنتی و تفصیلی قرآن نمی‌باشد، و با تاکید و اعتراف بر این امر، که چنان وظیفه‌ی خطیری از عهده و توانایی ایشان خارج است، یادآور شده که این پژوهش‌نامه نتیجه‌ی جستجو و مطالعات ایشان برای هدایت قوای عقلانی در پرتو تقوای الهی بوده است. این تحقیق علمی را می‌توان مطالعه و تفحصی غنی، دقیق و فلسفی دانست که به کاوش در اعماق معانی باطنی و مکنون در آیات وحی الهی می‌پردازد، آیاتی که همواره منشاء و سرچشمه‌ای الهام‌بخش در مسیر سیر و سلوک معنوی و روحانی مسلمانان بوده‌اند.

دامنه آیاتی که در این کتاب مورد بحث و بررسی قرار گرفته ضمن آنکه کلیه فرق مسلمانان را شامل می‌شود، امور مربوط به زندگی در دنیای امروز را نیز دربرمی‌گیرد. بعلاوه مسائل مطرح شده در این پژوهش ناممه مستقیما با مبانی اصلی معنویت و روحانیت مربوط هستند.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...