کتاب «تلخیص و تحقیق قاموس قرآن» اثر آیت الله سید علی اکبر قرشی و به کوشش حامد دژآباد، سیده آلاء محمدی، مرضیه باقری، طاهره صادق پور و رقیه زمردی منتشر شد.

تلخیص و تحقیق قاموس قرآن» اثر آیت الله سید علی اکبر قرشی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این کتاب تلخیص و تحقیق کتاب سترگ «قاموس قرآن» است؛ کتابی به زبان فارسی، به قلم آیت الله سیدعلی اکبر قرشی که در زمینه مفردات قرآن، منبعی مهم و مفید شناخته می‌شود. مؤلف در این اثر که به ترتیب حروف الفبایی تنظیم شده، به اصل و ریشه و توضیحات کلمات قرآنی پرداخته و در این راه از منابع لغت و تفسیر بهره برده است.

اثر پیش رو که نوعی دایره المعارف قرآن به شمار می‌رود، با دو ویژگی به سامان رسیده است: نخست اینکه مباحث تفسیری و تقریباً هر آنچه خارج از موضوع واژه شناسی است، حذف گردیده و سعی شده صرفاً تبیین مؤلف درباره مفردات و واژه شناسی ذکر شود؛ دوم این که، چون منابع مورد استفاده مؤلف بدون ارجاع و استناد بود، تلاش در پاورقی به همه منابع ارجاع دقیق داده شود.

مؤلف در مقدمه مختصر خود بر کتاب می‌نویسد: «این کتاب تنها درباره لغات قرآن نیست، بلکه گذشته از آن در نوبت خود یک کتاب تفسیر و اگر اغراق نباشد، یک دایره المعارف قرآن است. در هر ماده که تشخیص داده شده، آیاتی چند نقل و تفسیر شده است. نقل روایات، شأن نزول و اشاره به بعضی از قضایا و نقل اقوال بزرگان از آن جمله است. به احوال و قضایای انبیا از دیدگاه قرآن، نظر شده و نسبت به اقتضای حال در اکثر موارد به تفصیل سخن گفته شده است. ذیل بعضی کلمات امثال آدم، اجل، ارض، بحر، جن، عرش و... به طور مفصل بحث شده است».

کتاب «تلخیص و تحقیق قاموس قرآن» اثر آیت الله سید علی اکبر قرشی در ۸۳۲ صفحه به همت مؤسسه بوستان کتاب به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...