کتاب «هنر طراحی ایرانی اسلامی» نوشته محمد خزایی ویژه علاقه‌مندان به طراحی و نقاشی در ۱۰۵۶ صفحه و با تیراژ ۱۰۰۰ نسخه از سوی انتشارات سمت روانه بازار شد.

هنر طراحی ایرانی اسلامی محمد خزایی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، تازه‌ترین کتاب محمد خزایی؛ مدرس رشته نقاشی و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس با نام «هنر طراحی ایرانی اسلامی» ویژه علاقه‌مندان به هنر طراحی و نقاشی در 1056 صفحه و با تیراژ 1000 نسخه از سوی انتشارات سمت روانه بازار شد.

این کتاب مشتمل بر پنج فصل است که فصل اول آن «اصول و سنت‌های پایدار در هنر طراحی ایرانی»، فصل دوم «منابع مستند در باب طراحی ایرانی»، فصل سوم «سیر تحول هنر طراحی ایرانی»، فصل چهارم «هنر طراحی مکتب اصفهان تا اواخر دوره قاجار» و در نهایت فصل پنجم آن «تأثیر هنر طراحی ایرانی بر آثار طراحی گورکانیان هند و عثمانی» نام دارد.

کتاب «هنر طراحی ایرانی اسلامی» به قیمت 2 میلیون و 300 هزار ریال در بازار نشر کشور عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...