نمایشنامه «کورس» نوشته نیكوس كازانتزاكیس با ترجمه هوشنگ آزادی‌ور پس از 30 سال منتشر شد. به اعتقاد آزادی‌ور، «کورس» نمایشنامه مهمی محسوب می‌شود که با نگاه مدرن به نمایش‌های یونان باستان نوشته شده است. در این اثر مرد جوان پاکی به جنگ وجهه حیوانی خود می‌رود و خود را از آن آزاد می‌کند.

به گزارش ایبنا، آزادی‌ور درباره این نمایشنامه گفت: حدود 30 سال پیش «کورس» را ترجمه کرده‌ام. این نمایشنامه از سوی نشر آگاه منتشر شد. آن‌ زمان «آربی آوانسیان» تصمیم داشت این اثر را نمایشی کند ولی این فرصت پیش نیامد.

وی ادامه داد: پس از 30 سال این اثر با ویرایش و تغییرات کلی منتشر می‌شود. برای انتشار این اثر وجه شاعرانه و نمایشی آن را تقویت کرده‌ام و سعی داشتم در ترجمه، جنبه‌های دراماتیک اثر رعایت شود تا صرفا ادبی نباشد.

به اعتقاد آزادی‌ور، «کورس» نمایشنامه مهمی محسوب می‌شود که با نگاه مدرن به نمایش‌های یونان باستان نوشته شده است. در این اثر مرد جوان پاکی به جنگ وجهه حیوانی خود می‌رود و خود را از آن آزاد می‌کند.

نمایشنامه «کورس» روایت سیر و سلوک در جستجوی خداست. در این اثر مبارزه انسان در برابر سرنوشت و غلبه بر ضعف‌های خود را می‌بینیم.

در مقدمه کوتاه کتاب عنوان شده، «کورس» کلمه‌ای یونانی به معنای مرد جوان است که می‌توان آن را تجسم انسان برتر از نگاه نیچه ارزیابی کرد، که در آن تسئوس، پهلوان یونانی پس از غلبه بر نفس خود بدل به کورس می‌شود.

نیکوس کازانتزاکیس نویسنده یونانی از چهره‌های برجسته ادبی و روشنفکری جهان در سده بیستم است. او در سال 1883 در شهر کرت، یونان متولد شد و در 1957 در فرایبورگ سوییس درگذشت.

او نویسنده‌ای چندوجهی بود و در بسیاری از محافل فرهنگی و اجتماعی جهان در نیمه سده بیستم حضوری موثر داشت. برخی از مشاهدات و تاملات او را در کتاب «گزارش به خاک یونان» که به شیوه رمان نوشته شده، نشان می‌دهد زندگی او سلوکی معنوی داشته است. وی زندگی پرماجرای خود را در کتاب «اودیسه» به صورت نظم تصنیف کرده است.

از این نویسنده تاکنون رمان‌های «زوربای یونانی»، «آزادی یا مرگ»، «مسیح بازمصلوب»، «گزارش به خاک یونان» و
«سرگشته راه حق» به زبان فارسی منتشر شده است.

نمایشنامه «کورس» نوشته نیکوس کازانتزاکیس با ترجمه هوشنگ آزادی‌ور در شمارگان 1200 نسخه و با قیمت 2400 تومان از سوی انتشارات نوروزهنر به فروش می‌رسد.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...