سومین جلد از مجموعه «آموزش ساز قانون» تالیف ملیحه سعیدی توسط موسسه فرهنگی - هنری ماهور منتشر شد. در این کتاب سعی شده که شیوه‌ نوازندگی عربی به ایرانی برگردانده شود.

آموزش ساز قانون ملیحه سعیدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، موسسه فرهنگی - هنری ماهور سومین جلد از مجموعه «آموزش ساز قانون» تالیف ملیحه سعیدی را به بهای ۱۵۰ هزار تومان (همراه با دو CD) منتشر کرد. جلد اول و دوم این کتاب به ترتیب در سال‌های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ در دسترس مخاطبان قرار گرفت. این مجموعه در اصل ویرایش تازه‌ای است از کتابی آموزشی که سعیدی به سال ۱۳۶۹ منتشر کرده بود.

در این کتاب که نتیجه‌ چند دهه پژوهش و کسب تجربه و اطلاعات در زمینه‌ ساز قانون را ارائه می‌دهد سعی شده که شیوه‌ نوازندگی عربی به ایرانی برگردانده شود. در دهه‌های گذشته ساخت ساز و پرده‌گردان‌ها و سبک نوازندگی این ساز منطبق با الگوهای عربی و ترکی بود، ولی در این سه جلد، برای دورکردن سبک و تکنیک قانون‌نوازی از روش عربی و برگردان آن به سبک ایرانی، سعی شده است از ویژگی‌ها و نشانه‌های اجرایی این ساز تا ابداع علائم و منطبق کردن بسیاری از آنها با علائم رایج موسیقی استفاده شود. همچنین افزودن و ابداع علائم اجرایی که در این ساز وجود نداشته باعث شده که ساز قانون در کنار سازهای دیگر ایرانی هویت اصلی خود را بازیابد.

ملیحه سعیدی از سرشناس‌ترین موسیقیدانان حال حاضر ایران است. او نوازندگی ساز قانون را نزد مهدی مفتاح شروع کرد و بعدها به به سال ۱۳۵۵ از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشته موسیقی با ساز تخصصی قانون فارغ التحصیل شد. دیگر ساز تخصصی او ویلن است. از جمله آثار منتشر شده او می‌توان به آلبوم‌های «استادان قانون»، «شبنم صحرایی»، «نوای غربت»، «آهوی وحشی»، «نوای قریه» و... اشاره کرد.

از دیگر کتاب‌های منتشر شده او نیز می‌توان به «ردیف میرزا عبدالله برای ساز قانون» اشاره کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...