کتاب «زیبایی‌شناسی» نوشته ژان پل سارتر با ترجمه رضا شیرمرز با چاپ ششم روانه بازار کتاب شد.

به گزارش ایبنا، در این مجموعه مقالات فلسفه اصالت وجود
ژان پل سارتر ارایه شده است و عنصر زیبایی از طریق بررسی سبک‌های نقاشی دوران رنسانس، مجسمه‌سازی، نقاشی دوران مدرنیسم و سبک‌شناسی تطبیقی تحلیل شده است.

این کتاب شامل مقالاتی با عناوین «ونیزی منفور»، «پاک‌دینان ریالتو»، «مردی محصور»، «موش کوری زیر آفتاب»، «نقاشی‌های جاکومتی»، «لاپوجاد»، «نقاش خود ساخته»، «پیکره‌های متحرک کالدر» و «در جستجوی مطلق تصاویر» است.

بخش دوم کتاب به مقالاتی درباره هنر مدرن اختصاص یافته است. سارتر، در بررسی احوال و آثار جاکومتی مجسمه‌ساز، نقاش به موضوعاتی از قبیل فاصله و تنهایی می‌پردازد و اینها را لازمه واقعیت می‌داند.

چاپ ششم کتاب «زیبایی‌شناسی» نوشته
ژان پل سارتر با ترجمه رضا شیرمرز در شمارگان 1100 نسخه و با قیمت 2900 تومان از سوی انتشارات آهنگ دیگر روانه بازار کتاب شده است.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...