بزرگمهر حسین پور کمیک استریپ‌هایی از گزیده حکایتهای بوستان و گلستان سعدی را به انتشارات سوره مهر سپرده که به زودی توسط این ناشر منتشر می‌شود.

به گزارش مهر، حسین‌پور در این کتاب 120 صفحه‌ای برداشتهای آزاد خود از مفاهیم برخی حکایتهای این دو اثر
سعدی شیرازی را به ‌تصویر کشیده است.

حسین پور در انجام این کار به‌نحوی عمل کرده‌ که داستانهای مقتبس از این دو کتاب به شرایط امروز ایران و جهان ربط داشته باشد. همچنین در این برداشتهای آزاد او علاوه بر لحاظ راحتی مخاطب در طراحی و متن به هیچ زمان یا مکان خاصی نیز منحصر نمی‌شود.

کمیک‌استریپ گزیده حکایتهای بوستان و گلستان سعدی که با عنوان احتمالی رندستان منتشر خواهد شد نخستین کتاب از مجموعه کمیک‌استریپ‌‌های حسین پور است که زیرعنوان کلی "کمیک‌استریپ داستانهای قدیمی" از سوی انتشارات سوره مهر منتشر خواهد شد.

وی همچنین کمیک‌استریپ داستانهای مثنوی و آثار عبید زاکانی را طراحی کرده که به عنوان کتابهای بعدی این مجموعه منتشر خواهد شد.

سهیل نوری در بخش رنگ و علی مرادی در بخش انتخاب داستانها حسین پوررا یاری کرده‌اند و پوریا عالمی نیز در بازنویسی برخی از حکایات و همچنین در بخش گرافیک با او همکاری کرده است.
 

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...