شاهنامه؛ از نظم تا نثر | آرمان ملی


شاهنامه به نثر یکی از مهم‌ترین شکل‌های خوانش شاهنامه است. به دلیل اینکه شعر بخشی از کارکرد رسانه‌ای خود را از دست داده، هم اینکه خوانش شعر به ویژه متن‌هایی مثل شاهنامه در حوصله نسل جوان امروز نمی‌گنجد، بنابراین نیاز به برگردان شاهنامه به نثر موجب شده تا برخی از ادبا به این کار روی بیاورند.
در زمینه کودکان، یکی از درخشان‌ترین کارها در به نثر برگردان شاهنامه، متنِ م. آزاد شاعر فقید معاصر است. این مجموعه چند جلدی با نثر پاکیزه م. آزاد تصویری درخشان از قصه‌های شاهنامه برای کودکان و نوجوانان فراهم می‌کند. به‌جز این، متن‌های دیگری هم از قصه‌های شاهنامه صورت گرفته، از مهم‌ترین آنها می‌توان به این دو مورد اشاره کرد: مجموعه چهارجلدی شاهنامه به نثر، علی شاهری، نشر چشمه، و مجموعه دوازده جلدی شاهنامه به نثر، آتوسا صالحی، نشر افق. در همین زمینه، مسعود خیام و مصطفی جمشیدی نیز، شاهنامه به نثر را برای جوانان انجام داده‌اند.

در طول سال‌های اخیر، شاهنامه به نثر برای بزرگسالان به شکل و شمایل‌های بسیاری صورت گرفته است. از برگردان دکتر میرجلال‌الدین کزازی و ناهید فرشادمهر که دکتر الهی قمشه‌ای بر آن مقدمه نوشته، تا برگردان‌های دکتر محمد دبیرسیاقی، کاوه گوهرین، ایرج گلسرخی، و لیلا سادات عبدلوند.

 شاهنامه به نثر پارسی سره میترا مهرآبادی

از بین همه برگردان‌هایی که در طول این دو سه دهه به نثر شده، برگردان دکتر میترا مهرآبادی در نشر روزگار کامل‌ترین و بهترین برگردان به نثر است. این کتاب به روش دقیق علمی و آکادامیک فراهم آمده و حاصل تلاش مستمر و مدام و چندین‌ساله دکتر میترا مهرآبادی استاد برجسته دانشگاه فردوسی خراسان است. کاری او در این اثر سه جلدی به انجام رسانده، بی‌تردید کار سترگ و شایسته و ماندگار در ادبیات فارسی است. این کتاب نخستین‌بار به‌صورت کامل در سه جلد در سال 1379 منتشر شد و از همان زمان مورد استقبال قرار گرفت و تا به امروز پنج‌بار تجدید چاپ شده است.

دکتر میترا مهرآبادی خود در مقدمه کتاب می‌نویسد: «اگر چه پیش از این اندک کارهایی در این باب انجام شده بود، لیک تمامی آنها کاری به فراخور سلیقه هر نویسنده، متفاوت؛ و با کاستی‌ها و افزودنی‌های بسیار و دخالت‌دادن نظرات شخصی خود در ضمن متن، و اغلب به صورت خلاصه و گزیده و به‌طور کلی شامل چند بخش از شاهنامه بوده و هرگز خواننده نمی‌توانست آن را به عنوان برگردان تمامی شاهنامه فردوسی با رعایت اصول امانت‌داری نسبی علمی بداند. لیک اثر حاضر شامل تمامی متن شاهنامه فردوسی است که به نثر برگردانده شده است.»

از ویژگی‌های این کتاب می‌توان به این موارد اشاره کرد: توضیحات مشروحی که به صورت زیرنویس و به‌طور مجزا در متن آمده است و روایات حکیم فردوسی با اخبار مورخان اسلامی و نیز با کتب دینی پارسیان که از آن به سنت تعبیر می‌شود، مقایسه گردیده و در این راه تنها از بیش از صد کتاب بهره برده شده. صحیح‌ترین شیوه ذکر اسامی مختلف به همراه ضبط‌های مختلف آن اسامی در کنار آوانگاری‌های آنها، مقابله با تواریخ سال‌های ذکرشده در شاهنامه با روایات مختلف دیگر، توضیحات ویژه پیرامون نقاط جغرافیایی مذکور در شاهنامه و توضیحات مشروح بسیاری که در باب نکات مختلف تاریخی در جای‌جای آمده، از ویژگی‌های تحشیه این اثر است.

ویژگی مهم دیگر کتاب، این است که تمامی شاهنامه فردوسی به نثر برگردانده شده است. (به غیر از زیرنویس‌ها)، واژه بیگانه اعم از عربی، ترکی یا زبان‌های دیگر در متن وجود ندارد و متن کتاب، کاملا به پارسی سره است و این کاری است که با جسارت، برای نخستین‌بار در عصر حاضر انجام شده است. در این برگردان، نسخه اساس، نسخه ژول مل قرار گرفته شده، اما با نسخ بروخیم، مسکو و بایسنقری نیز مقابله شده است.
شاهنامه پس از هفت قرن، نه‌تنها حماسه ساکنان ایران، بلکه حماسه بشر از دیروز تا امروز است؛ از همین باب است که باید در هر زمان و در هر سنی به آن رجوع کرد برای بازخوانی انسانِ ایرانی در تمامی اعصار.

................ هر روز با کتاب ...............

آنکه زنی را به چشم خواهش می‌نگرد با او مرتکب زنا شده است... شارلوته و ادوارد زندگی عاشقانه‌ای دارند اما پس از ورود اوتیلیه و سروان به قصر، عشقی دیگر در دل آنها سر برمی‌آورد و ادوارد را به‌سوی اوتیلیه و شارلوته را به سوی سروان پیش می‌راند... کودک که در بغل اوست از دستش در آب می‌افتد و غرق می‌شود... من از راه خود بیرون رفته‌ام، قانون‌هایم را زیر پا گذاشته‌ام... و اکنون خدا به نحوی وحشتناک چشمان مرا گشوده است. تصمیم من این است: من هرگز به ادوارد تعلق نخواهم داشت ...
منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...