گزیده اشعار شارل بودلر [Charles Baudelaire]، شاعر مطرح فرانسوی با ترجمه محمدرضا پارسایار تحت عنوان «گل‌های رنج» [The Flowers of Evil] از سوی انتشارات هرمس راهی بازار نشر شده است.

گزیده اشعار شارل بودلر [Charles Baudelaire] گل‌های رنج» [The Flowers of Evil]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا،‌ بودلر پدر شعر مدرن است. امروزه بسیاری از او به عنوان بزرگ‌ترین شاعر فرانسه یاد می‌کنند. در عین حال که اشعار او گاه درون‌مایه رمانتیک و گاه واقع‌گرایانه دارد، وی از پیشگامان نمادگرایی و فرا واقع گرایی به شمار می‌رود. زبان بودلر رسا و فن شعر او دقیق است؛ از این رو تا به امروز آثار زیادی از او به زبان‌های مختلف ترجمه شده است و این برای نخستین بار نیست که کتابی از او به فارسی منتشر می‌شود.

بودلر از سال 1842 یا 1843 به تدریج به سرودن اشعاری پرداخت که بعدها در مجموعه‌ای تحت عنوان «گل‌های رنج» در سال 1857 انتشار یافت. او خود درباره این مجموعه می‌نویسد: «در این کتاب موحش، من همه عشق، عاطفه، اعتقاد و نفرتم را نهاده‌ام...»

این مجموعه بلافاصله بعد از انتشار از سوی دادگاه توقیف شد. ناشر پرداخت صد فرانک و بودلر به پرداخت سیصد فرانک جریمه نقدی (که بعدا به پنجاه فرانک کاهش یافت) محکوم شدند و شش قطعه از اشعار از مجموعه حذف شد. این داوری بودلر را مایوس نکرد، به طوری که چهار سال بعد چاپ دوم «گل‌های رنج» با 35 شعر تازه و پس از آن مجموعه «اشعار کوچک منثور» منتشر شد.

در یکی از شعرهای این مجموعه دو زبانه می‌خوانیم:
«برای کشیدن باری چنین سنگین
سیزیف شهامت تو می‌باید
هر چند که دل به کار دهیم
هنر دیرپاست و زمان کوتاه

به دور از گورهای پرآوازه
به سوی گورستان‌های دورافتاده
دل من چو طبال پوشیده‌روی
سر می‌دهد آهنگ عزا در راه

بسی دور از ابزار آدمیان
چه گوهرها که خفته‌اند
در تاریکی و فراموشی

چه گلها که به حسرت
عطر دل‌انگیز خود را می‌افشانند
به سان رازی در تنهایی ژرفی»


گزیده اشعار «گل‌های رنج»، اثر شارل بودلر با ترجمه محمدرضا پارسایار در 126 صفحه، شمارگان 550 نسخه و به‌بهای 26 هزار تومان از سوی انتشارات هرمس راهی بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...