پیش شماره مجله فرهنگی تحلیلی "راه" از سوی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی با موضوع «قیصر امین‌پور» منتشر شد. 
  
به گزارش کتاب‌نیوز در این شماره که ویژه نامه "قیصر امین پور" است آثاری از "غلامحسین ابراهیمی دینانی"، "
رضا داوری اردکانی"، "محمدرضا حکیمی"، "یوسفعلی میرشکاک"، "مصطفی رحماندوست"، "سهیل محمودی"، "پرویز بیگی"، "علیرضا قزوه"، "محمدحسین جعفریان"، "محمدکاظم کاظمی"، "عبدالجواد موسوی"، "زکریا اخلاقی" و ... منتشر شده است.

«قیصر به روایت قیصر»، «پیرمردی چهل ساله بر پله‌های سروش»، «انقلاب در هستی شناسی شعر»، «شعائر الله در شعر انقلاب»، «قیصر و حافظ»، «دولتی یا غیردولتی»،«روی دیوار لانه جاسوسی»، «قیصر و مثلث طلایی معنا»، «دو ساعت و ربع از آخرین روز شاعر»، «گفتگو با پدر قیصر» و «متن کامل تصنیف‌های امین پور» برخی از عناوین این ویژه‌نامه هستند.

اعضای تحریریه ماهنامه فرهنگی- تحلیلی "راه" پیش از این در قالب تحریریه ماهنامه سوره، دوره چهارم این مجله را منتشر می‌کردند که در پی اختلاف با مسئولین حوزه هنری و سازمان تبلیغات اسلامی از سوره خارج شدند.

نازی‌ها در فیلم‌های زندگینامه‌ای‌شان درباره چهره‌هایی چون بیسمارک یا فردریک کبیر وجوهی از شخصیت آنها را پررنگ می‌کردند که یادآور تصویری بود که در رسانه‌ها از هیتلر ساخته بودند... فیلمفارسی‌های روستایی نیمه نخست دهه چهل در تبلیغ اصلاحات ارضی گشاده‌دستند... ساختمان پلاسکو و فروشگاه بزرگ ایران که در فیلم‌های دهه چهل تجدد و مصرف‌گرایی را نمایندگی می‌کنند، در اخلاف دهه پنجاهی آنها وسیله‌ای برای نمایش شکاف طبقاتی‌اند ...
هفته‌هاست که حتی یک ماهی نیامده است که به طعمه‌ی قلاب‌های او دهن بزند، ولی ناامید نمی‌شود و برای بار هشتاد و پنجم راه دریا را در پیش می‌گیرد... وقت ظهر، ماهی بزرگی به قلاب می‌اندازد... ماهی در اعماق حرکت می‌کند و قایق را به دنبال خود می‌کشد...ماهی‌گیر پیر زمزمه می‌کند: «ای ماهی، من دوستت دارم و احترامت می‌گذارم، خیلی احترامت می‌گذارم. ولی تو را خواهم کشت»... ماهی سیمین‌فامْ سرانجام خط‌های ارغوانی پوست خود را بر سطح دریا نشان می‌دهد ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...
نخستین بخش از سه‌گانه‌ پی‌پی جوراب‌بلند در کشتی و پی‌پی جوراب‌بلند در دریاهای جنوب... دخترکی نه‌ساله به تنهایی در خانه‌ای چوبی در وسط باغی خودرو، واقع در یکی از شهرهای کوچک سوئد، زندگی می‌کند... تقریباً یتیم است، زیرا که مادرش مرده است و پدرش در جزیره‌ی دوردستی در آفریقا حکومت می‌کند... با شادی آمیخته به ترس خود را به دست ماجراهای افسارگسیخته‌ای می‌سپارند... برداشت‌های سنتی از تعلیم و تربیت را دگرگون می‌کند ...
شرکت در اعتصابات کارگری، میل به گیاه‌خواری، بستری‌شدن در تیمارستان، تمایلات همجنس‌گرایانه و… وجوه اشتراکی است که تشخیص راوی، اف، پیرمرد منحرف و نیز پیرمردی که سردسته‌ تروریست‌ها خوانده می‌شود را از یکدیگر برای مخاطب با دشواری همراه می‌کند... تصمیم او مبنی بر تطهیر روح خود از طریق خودآزاری جسمی بهانه‌ای می‌شود تا راوی با تعابیر طنزآمیزی چون محراب‌های فسقلی پلاستیکی، صلیب‌های تزیینی، قدیسه تقلبی و زلم‌زیمبوهای مذهبی به تمسخر کلیسا و اربابان آن بپردازد ...