جایزه معتبر هارولد پینتر [PEN Pinter Prize 2020] سال جاری از طرف بنیاد پن به لینتون جانسون [Linton Kwesi Johnson]، نویسنده جامائیکایی رسید که طی یک مراسم آنلاین به صورت رسمی اهدا خواهد شد.

ارولد پینتر [PEN Pinter Prize 2020]  لینتون جانسون [Linton Kwesi Johnson

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، لینتون جانسون، نویسنده جامائیکایی برنده جایزه پن پنتر شد و بنیاد پن از این نویسنده برای «دقت خستگی‌ناپذیر در تاریخ» و «روایت پنتری» تقدیر کرد.

جایزه پن-فاکنر برای داستان، از سال 1981 میلادی از سوی بنیاد پن-فاکنر، که یک موسسه غیرانتفاعی است، به بهترین مجموعه داستان یا شعر آن سال که توسط یک نویسنده آمریکایی نوشته شده اهدا می شود. بنیاد نویسندگان پن مایل است از آزادی بیان حمایت کند و ادبیات را قدر بداند و از نویسنده‌ای حمایت کند که همان‌طور که هارولد پنتر در سخنرانی دریافت جایزه نوبل ادبیات بیان کرد «توانایی و اراده ذهنی برای توصیف حقیقت زندگی و جامعه را داشته باشد.»

جانسون اولین شاعر سیاه‌پوستی است که مجموعه اشعارش در سری کلاسیک-مدرن مجموعه پنگوئن منتشر شده است و با برنده شدن در این رقابت به نویسندگان بزرگی چون مارگارت آتوود، لمن سیسای، و چیماماندا آچیدی پیوست که پیش از این برنده جایزه پن پنتر شده‌اند.

شاعر 67 ساله جامائیکایی گفت: «جوایز در واقع لذت دادن به غرور هر نویسنده‌ای است و مورد توجه قرار گرفتن همیشه لذت‌بخش است. دریافت این جایزه به صورت وِیژه برای من جذابیت دارد زیرا نام نویسنده مورد احترام، هارولد پنتر را یدک می‌کشد که انسانی آزدد و قهرمان حقوق بشر است.»

کلیر آرمیتستاد، عضو ویراستاران فرهنگی مجله گاردین و یکی از معتمدین بنیاد پِن می‌گوید: «وقتی من و همکارانم در کنار هم نشستیم دو ثانیه هم طول نکشید که اقای جانسون را انتخاب کردیم. همه می‌دانستیم که او شایستگی دریافت این جایزه ارزشمند را دارد.»

جانسون که در منطقه‌ای روستایی در جامائیکا به دنیا آمده است در سال 1963 به لندن نقل‌مکان کرد و در نوجوانی به گروه «پلنگ‌های سیاه» پیوست. اولین مجموعه شعرش تحت عنوان «صدای زنده‌ها و مردگان» در سال 1974 منتشر شد. جانسون که شعر سیاسی می‌نویسد قصه خشونت پلیس در برابر سیاه‌پوستان را روایت کرده است.

شارمین لاوگرو، نویسنده و ناشر هم می‌گوید احساس می‌کند با صدای اشعار سیاسی و فرهنگی جانسون در گوشم به دنیا آمده‌ام. کلمات قوی، هیجان، و انرژی پنتر همیشه به من و افراد زیادی آموخته است که سیستم جامعه را به چالش بکشیم. داوری در جایزه پن پنتر امسال برای من افتخار بزرگی است و اهدای جایزه به یک افسانه زنده افتخار بزرگ‌تری است که خوشبختانه نصیب من شد.»

قرار است جانسون جایزه خود را در مراسم آنلاین و دیجیتال در تاریخ دوازدهم اکتبر دریافت کند. اجرای این برنامه به عهده کتابخانه ملی بریتانیا خواهد بود.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...