کتاب «مقیمِ دل (حکایت‌هایی از زندگی مولانا برای انسان زمانه ما)» نوشته غلامرضا خاکی توسط انتشارات معین منتشر و راهی بازار نشر شد.

مقیم دل (حکایت‌هایی از زندگی مولانا برای انسان زمانه ما)» نوشته غلامرضا خاکی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نویسنده این‌کتاب معتقد است مولانا به مخاطبش می‌آموزد که پوست و ظاهر قصه را رها کند و به مغز و عمق بپردازد. او می‌گوید به گفته مولانا انسان خردمند دانه معنی را می‌گیرد و به پوسته مشغول نمی‌شود. خاکی با همین‌رویکرد سراغ برخی از داستان‌ها و حکایاتی رفته که درباره زندگی مولانا جلال‌الدین محمد بلخی هستند و آن‌ها را برای کاربرد زندگی انسان امروز، جدا کرده است.

کتاب «مقیم دل» دارای ۲ بخش اصلی است؛ بخش اول شامل نوشتارهای مقدماتی و بخش دوم نیز دربرگیرنده حکایت‌هاست. حکایت‌های بخش دوم کتاب، از «مناقب‌العارفین» انتخاب شده‌اند. «مناقب‌العارفین» نوشته شمس‌الدین محمد اَفلاکی العارفی است که جامع‌ترین کتاب درباره زندگی و سیره مولانا، خاندان و اساتید اوست. سبک نوشتاری این‌کتاب، مانند «تذکرة‌الاولیا»ی عطار نیشابوری است.

خاکی در کتاب خود، با استخراج برخی‌حکایات و پیام‌هایی که در خود دارند، مولانا را نه انسانی اسطوره‌ای و دست‌نیافتنی بلکه فردی انسانی و عادی معرفی کرده است. به بیان دیگر، مولانای این‌حکایت‌ها، کسی است که می‌تواند برای انسان‌های روزگار فعلی الگو باشد و به‌عنوان راهنمای کسب معنویت و سلوک عرفانی مورد استفاده افرادی قرار بگیرد که در جستجوی معنویت و معنای زندگی هستند.

این‌کتاب با  ۲۹۶ صفحه و قیمت ۳۷ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...
پزشک اقامتگاه کنار چشمه‌های آب معدنی است که جدیداً افتتاح شده است و برادرش، شهردار آن منطقه... ناگهان کشف می‌کند که آب‌ها، به دلیل زه‌کشی نامناسب، آلوده است... ماجرا را اگرچه بر ضد منافعش برملا می‌کند... با زنش جر و بحث دارد، ولی هنگامی که سیاست‌بازان و روزنامه و مالکان و در پی آنها، جمعیت بر ضد او متحد می‌شوند، زنش جانب مدعای او را می‌گیرد... برای باج‌خواهی از او سرانجام او را متقاعد می‌کند که دشمنان احاطه‌اش کرده‌ بودند! ...
درباره کانون نویسندگان... قرار می‌شود نامه‌ای تنظیم شود علیه سانسور... اما موفق نمی‌شوند امضاهای لازم را جمع کنند... اعضایش به‌لحاظ سرمایه فرهنگی سطح خیلی بالایی داشتند... مجبوری مدام درون خودت را تسویه کنی. مدام انشعاب داشته باشی. عده‌ای هستند که مدام از جلسات قهر می‌کنند... بعد از مرگ جلال دچار تشتت می‌شوند... در عین داشتن این آزادی اجتماعی، تناقض‌ها بیرون می‌زند. این اشکالی ندارد؛ اشکال در عدم توانایی و بلوغ برای حل آن است. ...
ما نگاهی آرمان‌گرایانه به سیاست داریم و فکر می‌کنیم سیاست باید عاری از قدرت‌طلبی و دروغ باشد، درحالی‌که واقعیت سیاست و ریشه و اصل و جوهره سیاست، رقابت برای کسب قدرت است و کسب قدرت می‌تواند خشونت‌بار باشد...جامعه مدرن برای اینکه اجازه ندهد اخلاق کاملا از بین برود نهاد‌های مدنی مانند نهاد‌های نظارتی و سوت‌زنی و رسانه درست کرده است تا سیاستمداران احتیاط کنند... باید از تجارب دیگران یاد بگیریم که آنها چطور مساله خود را حل کرده‌اند... ما ملتی استثنایی نیستیم ...
درس‌های وی در فاصله‌ی سال‌های 1821 تا 1831... دین، به عنوان صعود به سوی حقیقت، قلمروی است که در آن روح خود را از امور حسی و متناهی رها می‌سازد... نخستین مرحله‌ی مفهوم دین، اندیشه در کلیت صوری آن است... فرد احساس می‌کند که بهره‌ای از مطلق را در خود دارد... آیین مذهبی همان فرایند ابدی است که در آن فرد با ذات خود وحدت پیدا می‌کند... مسیحیت دینی کامل و مطلق و آگاهی از روح است، آگاهی از خداست ...