شماره‌ نوروزی ماهنامه‌ «وزن دنیا» با تیتر «بیرق گلگون بهار» پرونده‌ای درباره‌ هوشنگ ابتهاج منتشر شد.

شماره‌ نوروزی وزن دنیا»

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این شماره با تیتر «بیرق گلگون بهار» پرونده‌ای درباره‌ هوشنگ ابتهاج و جست‌وجویی در رازهای محبوبیتش، پرونده‌ای درباره‌ شعر و زندگی علیشاه مولوی، پرونده‌ای در مورد پرتو کرمانشاهی و همچنین پرونده‌ای درباره‌ شعر جهان منتشر شده است.

در این شماره‌ «وزن دنیا» از شاعران استان‌های تهران، خراسان رضوی، زنجان، قزوین، قم و گلستان شعر منتشر شده است. علاوه بر شعر این استان‌ها، دو بخش «آن‌سوی مرزها» و «کارنامه» بخش اول منعکس‌کننده شعر شاعران خارج از کشور و بخش دوم شعر شاعران کارگاه حبیب موسوی بی‌بالانی است.

در بخش «تعریف و تبصره» این شماره‌ پرونده‌ای درباره‌ هوشنگ ابتهاج و جست‌وجویی در رازهای محبوبیتش درج شده است؛ «شمایل شعر و نجابت» پاسخ فیض شریفی، علی دهباشی، محمدرضا روزبه و احمد بیرانوند است به این پرسش که: چرا هوشنگ ابتهاج محبوب است؟، «معادله‌ تکثیرپذیر ابژه‌ها» عنوان گفت‌وگویی‌ست با امین رجبیان؛ جامعه‌شناس ادبیات درباره‌ دلایل شهرت هوشنگ ابتهاج. میترا فردوسی نیز در گفت‌وگویی با هادی خانیکی نگاهی داشته به شعر ارغوان و دلایل محبوبیت این شعر در بین مردم. «اعتدال‌گرای محبوب» عنوان گفت‌وگویی ست با کامیار عابدی درباره‌ نگاه آرمان‌گرایانه تمثیل‌ها و استعاره‌های شعر هوشنگ ابتهاج. در گفت‌وگویی دیگر ناصر مسعودی از رفاقت و خاطراتش با هوشنگ ابتهاج گفته است.
از نویسندگان این پرونده می‌توان به صابر محمدی، محمد مفتاحی، مهدی فیروزیان، نگار حسینخانی، سیدفرزام حسینی و میرعلیرضا میرعلی‌نقی اشاره کرد.

بخش «یاد بعضی نفرات» این شماره‌ با تیتر «شاعر آرمان و مبارزه» مروری بر شعر و زندگی علیشاه مولوی داشته است با نوشته‌هایی از علی ثباتی، مهرنوش قربانعلی، سریا داودی حموله، صابر محمدی، رضا حیرانی و حسن ملائی. در این پرونده همچنین گفت‌وگویی با میسا مولوی درباره‌ شعر و زندگی پدرش صورت گرفته است.

بخش «در دوردست» که پنجره‌ای‌ست به شعر جهان، در این شماره مروری داشته بر سیر تطور و شعرهایی از مکتب داداییسم و چهره‌های شاخص این جنبش تاثیرگذار و در کنارش پرونده‌ای درباره‌ جنبش نوزایی هارلم و شاعران مهم این رفرم مهم تاریخ ادبیات به همراه یک مطلب کارگاهی منتشر شده است. از مترجمان این بخش می‌توان به سعدی گل‌بیانی، حسین مکی‌زاده، بنفشه فریس‌آبادی، نیما جم، مهسا سهرابی، افسانه نجم‌آبادی، سارا خلیلی و نازیار عمرانی اشاره کرد.

وزن دنیا در بخش «یاد» با یادداشت‌هایی از یدالله عاطفی و فرهاد صفریان نگاهی داشته به شعر و زندگی شاعر تازه درگذشته پرتو کرمانشاهی.

شماره‌ بیستم «وزن دنیا» با صاحب‌امتیاز و مدیرمسئولی پوریا سوری و سردبیری علی مسعودی‌نیا، در ۲۲۸ صفحه و به قیمت ۸۰ هزار تومان در کتاب‌فروشی‌ها و کیوسک‌های مطبوعاتی معتبر در دسترس مخاطبان شعر است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...