مجموعه آثار منظوم و منثور زنده‌یاد مهرداد اوستا (1308 - 1370 ) در دو مجلد جداگانه ، توسط انتشارات انجمن قلم ایران روانه بازار کتاب شد.

به گزارش فارس، مجموعه نثرهای فاخر این استاد فقید، که به نوعی دلنوشته‌های او و تصویری از اجتماع و جامعه ادبی روزگار وی - در دوران قبل از انقلاب - نیز هست، در کتاب «تیرانا» و مجموعه اشعارش در کتاب «شراب خانگی ترس محتسب خورده» به چاپ رسیده است .

کتاب «تیرانا» در 564 صفحه و کتاب «شراب خانگی ترس محتسب خورده» در 347 صفحه در قطع وزیری کوتاه ، با جلد لوکس ( گالینگور )، در شمارگان 2200 نسخه انتشار یافته، در اختیار متقاضیان است.

مهرداد اوستا از جمله معدود شاعران معاصر است که در انواع قالب‌های شعری کلاسیک و نو طبع آزمایی کرده و در همه این زمینه‌ها، سربلند بیرون آمده است. وی همچنین در نثر فاخر ادبی ید طولایی دارد و کتاب «تیرانا»ی او ، از نمونه نثرهای زیبای معاصر فارسی است .

دو کتاب در ادامه اجرای انتشار شانزده هزار صفحه مطلب از چهل پیشکسوت ادبیات معاصر ایران - طرح مشترک انجمن قلم ایران و معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی- منتشر شده است.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...