با معرفی اثر برگزیده و آثار شایسته تقدیر، ششمین دوره جایزه «شعر احمد شاملو» به کار خود پایان داد.

 جایزه شعر احمد شاملو

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا از ستاد خبری جایزه شعر احمد شاملو، بیانیه هیات داوران مرحله دوم این جایزه، به همراه اسامی برگزیده و شایستگان تقدیر دوره ششم جایزه احمد شاملو به شرح زیر است: مفتخریم که به رغم محدودیت‌ها و دشواری‌های سالی که گذشت، جایزه‌ شعر احمد شاملو توانست به همت جدیت و پشتکار دغدغه‌مندانی که دل در گرو فرهنگ و ادبیات دارند، ششمین دوره‌اش را با استقبال هر چه بیشتر مخاطبان پشت سر بگذارد. بر این باوریم که مقتضیات حضور در جهان امروز مسئولیتی سنگین بر دوش هنرمند نهاده است تا با ایستادن بر موضع مسئولانه‌ی فرزند اصیل زمانه و تاریخ خود بودن، به مثابه عنصر پیشرو فرهنگی و اجتماعی برخوردار از خلاقیت، به حضور خود/انسان در جهان امروز معنایی ژرف‌تر ببخشاید: فضیلت هنرمند است که در این جهان بیمار در پی درمان باشد نه تسکین، در پی تفهیم باشد نه تزئین، طبیب غمخوار باشد و نه دلقک بی‌عار. (احمد شاملو)

هیات داوران ششمین دوره‌ جایزه‌ شعر احمد شاملو پیش از اعلام نتایج داوری این دوره‌ لازم می‌داند یادآور شود که با در نظر داشتن دست‌آوردهای پر اهمیت شعری شاملو، مجموعه‌ها را از منظر خلاقیت، نوآوری، توان به چالش کشیدن زبان، فراروی از کلیشه‌ها و تجربیات متعارف و تکاپو در ساحت تشخص شعری، انسان‌مداری و در هم تنیدن تجربه‌گری در شعر با رنج‌های جامعه و در یک کلام آینه‌ زمانه‌ خویش بودن، بررسی کرده است.

در این بیانیه آمده است: هیات داوران به رغم نظرگاه‌ها و رویکردهای کمابیش متفاوت شعری، مجموعه‌ شعر بلند شرایط سروده‌ فرشاد سنبل‌دل را به دلیل تلاش برای خلق زبان شعری برآمده‌ از مواجهات شاعرانه هم در اجرای زبانی شعر و هم درآمیختن با مفاهیم، سوژه‌ها و رنج‌های ناظر بر تجربه‌ زیسته‌ و حافظه‌ جمعی‌ و نیز بهره‌گیری از سنت‌های شعری کهن و معاصر با کسب اکثریت آرا به عنوان برگزیده‌ اول ششمین دوره‌ جایزه‌ شعر احمد شاملو معرفی می‌کند.

همچنین مجموعه‌های تنها برف می‌تواند سروده‌ رویا روزبهانی، خواب موریانه‌ها سروده‌ یونس گرامی و خونیکا سروده‌ زهرا حیدری را به دلیل کسب آرای بالای داوران شایسته‌ تقدیر می‌داند.

سعید سعیدپور، گراناز موسوی، مهران مهاجر و مجیب مهرداد هیات داوران مرحله‌ دوم ششمین دوره‌ جایزه‌ شعر احمد شاملو را تشکیل دادند.

به گزارش ایرنا، جایزه‌ شعر احمد شاملو از سال ۱۳۹۴ به همت و با تلاش اعضای موسسه‌ الف. بامداد بنیان گذاشته شد که موسسه‌ای است فرهنگی پژوهشی، به مدیریت آیدا شاملو، همسر احمد شاملو و به یاری چند تن از دوستان و علاقه‌مندان این شاعر اداره می‌شود.
جایزه‌ شعر شاملو هر سال از میان مجموعه‌ شعرهای نو چاپ اول منتشرشده در سال قبل که برای دبیرخانه‌ این جایزه ارسال می‌شود، مجموعه‌ شعر برگزیده‌ سال را انتخاب و معرفی می‌کند. این جایزه‌ شامل تندیس، لوح تقدیر و جایزه‌ نقدی است که در مراسمی در سال‌روز تولد احمد شاملو، ۲۱ آذر، به برنده اهدا می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...