جلد دوم کتاب «تار و پود (کارگاه شعر و شاعری)» به همت انتشارات کتابستان معرفت روانه بازار شد.

به گزارش ایرنا؛ این اثر دو جلدی که تألیف سیدمهدی موسوی است، مجموعه‌ای کارگاهی برای علاقه‌مندان و نوآموزان شعر است.

جلد اول این کتاب آمیزه‌ای از مباحث نظری و کارگاهی مربوط به شعر است و شگردها و بایسته‌های شعر و شاعری را در سه بخش «صورت»، «سیرت» و «فکرت» شعر با روشی نوین بررسی کرده و برای هر بحثی تمرین و تحلیل تدارک دیده است.

اما جلد دوم این کتاب کاملاً کارگاهی است و مخاطب را گام به گام در مسیر حک و اصلاح شعر قرار داده است و نحوه مشق کردن شگردها و صنایع ادبی را به شکلی کاربردی و ساده آموزش می‌دهد. 

به همین دلیل جلد دوم کتاب تار و پود در پنج فصل تنظیم شده است:

۱. بازآفرینی شعر
۲. از کوشش تا کشش شاعرانه
۳. مشق جانشینی و همنشینی
۴. بازآفرینی شعر
۵. حکایت‌ها و روایت‌های کارگاهی شعر

روی‌هم‌رفته جلد دوم این کتاب دانسته‌های جلد اول را به شکل کارگاهی تثبیت می‌کند.

جلد دوم کتاب «تار و پود» با قیمت ۳۰ هزارتومان روانه بازار نشر شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...