جایزه ادبی کاستا [Costa Book Awards] فهرست برندگان خود را در پنج شاخه رمان، رمان اول، شعر، زندگی‌نامه و ادبیات کودک معرفی کرد.

زمین ناآرام» [Unsettled Ground]  کلر فولر [Claire Fuller]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در بخش بهترین رمان جایزه کتاب کاستا، «زمین ناآرام» [Unsettled Ground] نوشته کلر فولر [Claire Fuller] با برتری بر «خانه مرتفع» نوشته جسی گرین گراس، «مردان ثروث» از نادیفه محمد و «جزیره درختان گمشده» به قلم الیف شافاک موفق به کسب جایزه کاستا شد.

«آب آزاد» اثر کالب آزوما نلسون نیز در بخش بهترین رمان اول برگزیده شد. «جادوگران مانینگ‌تری» از «ای‌کی بلیکمور»، «خطوط گسل» اثر «امیلی ایتامی» و «سرگردانی» نوشته «کیت سایر» دیگر نامزدهای شاخه بهترین رمان اول یک نویسنده بودند.

همچنین در شاخه بهترین کتاب زندگی‌نامه (بیوگرافی) کتاب «سقوط: راز رابرت ماکسول» نوشته جان پرستون به عنوان برنده جایزه کاستا ۲۰۲۲ معرفی شد.

در بخش شعر این رویداد ادبی نیز «بچه‌ها» اثر هانا لو در رقابت با «همه نام‌های گذاشته‌شده» از «ریموند آنتروبوس»، «یک بیماری خونی» اثر «کایو چینگونی»، و «بخور یا هر دو گرسنه می‌شویم» از «ویکتوریا کنفیک» موفق به کسب جایزه شد.

در شاخه بهترین اثر ادبیات کودک هم «عبور» نوشته مانجیت مان برنده شد.

جایزه «کاستا» یکی از معتبرترین و مشهورترین جایزه‌های ادبی در بریتانیا است که کتاب‌ها و نویسندگان مطرح در بریتانیا و ایرلند براساس آن شناخته می‌شوند. این جایزه از سال ۱۹۷۱ کار خود را با عنوان جایزه ادبی «وایت‌برد» آغاز کرد و سپس در سال ۲۰۰۶ به جایزه کتاب «کاستا» تغییر نام داد.

به برندگان پنج شاخه جوایز کاستا پنج‌هزار پوند جایزه نقدی تعلق خواهد گرفت.

برنده جایزه کتاب سال کاستا از میان برگزیدگان این پنج بخش، روز اول فوریه ۲۰۲۲ (۱۲ بهمن) معرفی می‌شود و جایزه نقدی ۳۰ هزار پوندی دریافت می‌کند.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...