برای آنان که هنوز در جست‌وجوی معنا هستند | قدس


یوزف روت (1894-1939) نویسنده‌ی اتریشی صاحب‌نام، از بزرگان ادبیات اتریش و سرزمین‌های آلمانی‌زبان در ابتدای قرن بیستم بود. او آثار مهمی از جمله‌ی «مارش رادتسکی» را نیز به رشته‌ی تحریر درآورده. او از جمله‌ی نویسندگانی است که با شروع جنگ جهانی اول، با حسرتی بی‌مانند به گذشته و به جهانی ورای مارشِ جنگ می‌نگریستند.

خلاصه  رمان پیامبر خاموش» (Der Stumme Prophet) یوزف روت

جزئیات مربوط به سال‌های اولیه زندگی، باورهای مذهبی و زندگی شخصی یوزف روت به‌طوری گسترده ناشناخته مانده؛ خود روت عامدانه اطلاعات زندگی‌نامه‌ای‌اش را پنهان کرد یا تغییر ‌داد. آنچه مشخص است این است که او در لِمبرگ (اکنون در اوکراین) و وین تحصیل و از سال ۱۹۱۶ تا ۱۹۱۸ در ارتش اتریش خدمت کرد. پس از جنگ، به‌عنوان روزنامه‌نگار در وین و برلین کار کرد و به‌طور منظم برای روزنامه فرانکفورتر سایتونگ (۱۹۲۳–۱۹۳۲) مطلب می‌نوشت. در این دوره، چندین رمان نوشت که از میان آن‌ها مارش رادتسکی (1932) به‌عنوان بهترین اثر او شناخته می‌شود؛ اثری برجسته که تصویری دقیق از روزهای پایانی سلطنت ارائه می‌دهد.

«پیامبر خاموش»، نوشته‌ی یوزف روت بزرگ، بر اساس مشاهدات نویسنده از مسکو خلق شده؛ در زمستانِ سخت 1926 که اقامتی طولانی در این شهر داشت. «پیامبر خاموش» تقلایی درخشان است از به تصویر کشیدنِ انقلاب روسیه و خیانتِ پسِ آن، از طریق عیان کردن انگیزه‌های شخصی‌ رهبران انقلاب. فریدریش کارگانِ بی‌رحم – نماد تروتسکی – به‌اجبار و البته با پای خود به تبعیدگاه می‌رود، پس از آنکه در ملاءعام به سرپیچی از ساوِلی بی‌اخلاق دست می‌ند – شخصیتی که در داستان نماد استالین است. «پیامبر خاموش»، که در اوجِ تردیدها درباره‌ی سرنوشت تروتسکی نوشته شده، تصویری بی‌بدیل از ایده‌آلیسم انقلابی است که به بدبینی انقلابی تبدیل شده است. روت به مسئله‌ی قهرمانان اخلاقی در زمان انحطاط و سنت‌های روبه‌زوال علاقه‌مند بود.

بسیاری از داستان‌های او به مشکلات رابطه‌ی پدر و پسر می‌پردازند؛ در این میان، امپراتور سالخورده، فرانسیس یوزف، به‌طور مکرر به‌عنوان یک شخصیت پدرانه ظاهر می‌شود. در سال ۱۹۳۳، روت به پاریس مهاجرت کرد و باقی سال‌های عمر خود را آنجا گذراند. در سال‌های پایانی عمر، او با احساس حسرتی فلج‌کننده به گذشته می‌نگریست؛ احساسی که در شش رمانی که در دوران تبعید خلق کرد، به‌روشنی دیده می‌شود.

«پیامبر خاموش» (Der Stumme Prophet) اثری پیچیده از یوزف روت است که به کاوش در آرمان‌های انقلابی، سرخوردگی‌های شخصی، و تأثیر مخرب ایدئولوژی‌های سیاسی بر زندگی فردی می‌پردازد. این رمان که در سال ۱۹۲۹ نوشته اما پس از مرگ نویسنده در سال ۱۹۶۶ منتشر شد، با سبک خاص روت که ترکیبی از مشاهده‌ی دقیق و انسان‌گرایی عمیق است، تصویری از شور و شوق سیاسی و سرخوردگی ناگزیر آن ارائه می‌دهد.

داستان حول محور یک روزنامه‌نگار جوان به نام فریدریش کارگان می‌چرخد که تصویری نیمه‌زندگی‌نامه‌ای از روت به‌شمار می‌رود. کارگان، روشنفکر و اندیشمند، درگیر تحولات سیاسی دوران خود است، تحولاتی که بازتابی از آشفتگی‌های اوایل قرن بیستم و انقلاب‌ها و کشمکش‌های ایدئولوژیک آن دوران است. عنوان کتاب به رهبر انقلابی مرموزی اشاره دارد که شباهت‌هایی با استالین دارد؛ شخصیتی کاریزماتیک و آرمان‌گرا که در ابتدا الهام‌بخش جنبش است اما در نهایت، در مواجهه با واقعیت‌های قدرت و خیانت، منزوی و ناتوان می‌شود.

یوزف روت از سفر کارگان، از آرمان‌گرایی جوانانه تا بدبینی نهایی، به‌عنوان وسیله‌ای برای نقد ذات انقلاب‌های سیاسی بهره می‌برد. او نشان می‌دهد که چگونه آرمان‌های بزرگ زیر بار ضعف‌های انسانی، اختلافات درونی، و فساد ناشی از قدرت فرو می‌پاشند. لحن داستان بسیار تأمل‌برانگیز است و در آن، شکاکیت روت نسبت به اصول سیاسی با همدلی‌اش نسبت به کسانی که گرفتار آن شده‌اند، ترکیب شده است.

شخصیت‌های «پیامبر خاموش» زنده و چندبعدی‌اند. کشمکش‌های درونی کارگان بازتابی از تعارضات شخصی خود روت است، به‌ویژه به‌عنوان یک روشنفکر یهودی که در دنیایی از تغییرات رادیکال زندگی می‌کند. «پیامبر خاموش»، که حضور اسرارآمیزش بر روایت سایه می‌اندازد، نمادی از رهبر انقلابی است؛ فردی که بینش دارد اما به‌واسطه‌ی همان آرمان‌هایی که تبلیغ می‌کند، به انزوا کشیده می‌شود. شخصیت‌های فرعی، از یاران آرمان‌گرا تا پیروان فرصت‌طلب، طیفی از انگیزه‌ها و پیامدهای مرتبط با جنبش‌های انقلابی را به تصویر می‌کشند.

نثر روت شاعرانه و دقیق است و تأثیر پیشینه‌ی روزنامه‌نگاری او را نشان می‌دهد. او ماهرانه زمینه‌های تاریخی و سیاسی را در روایتی عمیقاً شخصی ترکیب و فضا-زمان دوره‌ای سیاه را در زندگی شخصیت‌های عادی منعکس می‌کند. ضرب‌آهنگ داستان آرام و متناسب با وزن موضوعات آن است و دیالوگ‌ها سرشار از تنش‌اند و شکنندگی اتحادها و عمق باورهای شخصی را آشکار می‌سازند.

زمینه‌ی تاریخی و اهمیت آن
این کتاب که در دوره‌ی آشفتگی‌های سیاسی اروپا نوشته شده، با اضطراب‌های زمان خود هم‌صداست. تجربه‌ی دست‌اول یوزف روت از فروپاشی امپراتوری اتریش-مجار و ظهور ایدئولوژی‌های رادیکال، به رمان اصالت و اهمیتی بخشیده که همچنان خیره‌کننده است. توصیف او از سرخوردگی ناشی از آرمان‌شهرهای سیاسی و پیچیدگی مداوم انگیزه‌های انسانی، همچنان برای خوانندگان امروزی که با تقسیمات ایدئولوژیک و میراث انقلاب‌ها مواجه‌اند، معنادار است.

«پیامبر خاموش» رمانی ژرف و تأمل‌برانگیز است که نقد تیز یوزف روت بر نظام‌های سیاسی را با کاوش دلسوزانه در آسیب‌پذیری‌های انسانی ترکیب می‌کند. این کتاب خوانندگان را به پرسش از هزینه‌های دنباله‌روی از ایدئولوژی‌ها و تأمل بر تنش همیشگی میان آرمان‌گرایی و واقعیت وامی‌دارد.

توانایی یوزف روت در به تصویر کشیدن تناقض‌های وجودی انسان در زمانه‌ی تغییر بزرگ، باعث شده «پیامبر خاموش» به‌عنوان اثری ماندگار و بدون تاریخ‌مصرف در کارنامه‌ی این نویسنده‌ی درخشان باقی بماند.

«پیامبر خاموش» نوشته یوزف روت با ترجمه محمد همتی و قیمت 355 هزار تومان به تازگی توسط نشر افق منتشر شده و به بازار کتاب آمده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...