رمان «دیار اجدادی» [Patria] نوشته فرناندو آرامبورو [Fernando Aramburu] با ترجمه علیرضا شفیعی نسب توسط نشر خوب روانه کتابفروشی‌ها شد.

دیار اجدادی» [Patria] نوشته فرناندو آرامبورو [Fernando Aramburu]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر خوب رمان «دیارِ اجدادی» را با شمارگان هزار نسخه، ۸۰۰ صفحه و بهای ۱۷۳ هزار تومان منتشر کرد. «دیار اجدادی» نخستین رمان از این نویسنده مشهور اسپانیایی است که به فارسی ترجمه می‌شود.

فرناندو آرامبورو متولد ۱۹۵۹، نویسنده اسپانیایی و استاد زبان و ادبیات این کشور است. او بیشتر رمان و داستان کوتاه می‌نویسد اما آثاری نیز در عرصه جستارنویسی و شعر و ادبیات کودک دارد. او با آثار متقدم خود همچون «چشمان تهی»، «سال‌های دیرگذر» و «ماهیانی از جنس کینه» جوایزی را به خود اختصاص داد، اما انتشار رمان «دیار اجدادی» به سال ۲۰۱۶ به سکوی پرتاب او تبدیل شد. این رمان نخستین اثری است که از آرامبورو به فارسی ترجمه می‌شود.

«دیار اجدادی» که کاوشی است در مضمون تروریسم و تاثیر آن بر زندگی و روان مردم عادی، بیش از ۱۵ جایزه ملی و بین‌المللی را برای آرامبورو به ارمغان آورد و او را به یکی از مشاهیر عرصه ادبیات معاصر اسپانیا و جهان تبدیل کرد. این رمان داستان دو خانواده در شهری کوچک را روایت می‌کند که به‌واسطه خشونت گروه تروریستی اتا و ایدئولوژی‌های متضاد رو به روی یکدیگر قرار گرفته‌اند. پس از آنکه پدر یکی از این دو خانواده توسط اتا کشته می‌شود و کاشف به عمل می‌آید که پسر خانواده دیگر نیز در این مأموریت حضور داشته‌، این دوستی عمیق که عمری پابرجا بوده، جای خود را به کینه‌ای خونین می‌دهد.

این رمان پس از انتشار در اسپانیا و همچنین در سطح جهان به عنوان یک شاهکار ادبی طرفداران بسیاری پیدا کرد. ماریو بارگاس یوسا، یکی از بهترین نویسندگان حال حاضر جهان در مورد این اثر می‌گوید: «خیلی وقت بود کتابی نخوانده بودم که چنین پردازش خلاقانه‌ای داشته باشد و تا این حد گیرا و تاثیرگذار باشد. این داستان سندی شیوا بر برهه‌ای از تاریخ است.»

ویژگی‌هایی چند باعث شده تا این رمان بدل به یکی از آثار کلاسیک قرن بیست و یکم بدل شود. از جمله این ویژگی‌ها می‌توان به شخصیت‌های این رمان اشاره کرد. «دیار اجدادی» ۹ شخصیت اصلی دارد که تک تک‌شان بیش از کاراکترهایی در دل داستان، به انسان‌هایی زنده و واقعی می‌مانند، انسان‌هایی با تمام ضعف‌ها و قوت‌ها، تردیدها و امیدها، آرزوها و ناکامی‌ها. مخاطب در طول صفحات این رمان عملاً با این شخصیت‌ها زندگی می‌کند و همین باعث می‌شود تا مدت‌ها پس از اتمام مطالعه این رمان، آنها را به یاد داشته باشد.

گذشته از بحث مختوا، دیگر جنبه مهم هر اثر ادبی فاخر، فرم است. در رمان «دیار اجدادی» تکنیک‌های روایی جالب و بدیعی به کار رفته که فرم و ساختاری منحصر به فرد را رفم زده‌اند و نکته جذاب‌تر این است که این فرم کاملاً هماهنگ با داستان و روایت است.

داستان به شکل خطی روایت نمی‌شود. بلکه هرکدام از ۱۲۵ فصلی که بدنه رمان را تشکیل می‌دهند، همچون قطعات پازلی‌اند که رفته رفته در ذهن خواننده کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و تصویری کامل را می‌سازند. ماجراهای روایت شده در این فصل‌های کوتاه، بازه‌ای چند دهه‌ای را به تصویر می‌کشند، ولی خواننده با آغاز هر فصل خیلی زود می‌فهمد که کجای این تصویر کلی و در چه مقطعی از زمان قرار دارد. همچنین بعضی از فصل‌ها رویدادی مشترک را روایت می‌کنند، اما هر بار از زاویه دیدی جدید. همین تعدد زوایای دید به خواننده نشان می‌دهد که هر یک از طرفین درگیری برای آنچه روایت می‌کنند، توجیهات و دلایل خود را دارند. دلایلی که نمی‌توان آنها را در دسته‌های ساده و شسته‌رفته سیاه و سفید قرار داد.

در روایت «دیار اجدادی» با دو نوع جهش مواجه‌ایم: جهش زاویه دید و جهش زمان روایت. در واقع این دو را می‌توان مرتبط دانست. منظور از زاویه جهش دید این است که گاهی در دو جمله متوالی (و حتی گاهی اوقات در یک جمله واحد) زاویه دید تغییر می‌کند و از سوم شخص به اول شخص و یا بالعکس تبدیل می‌شود. گویا نویسنده در یکی از گفت‌وگوهای مطبوعاتی خود اشاره کرده بود که هر زمان که حس کرده شخصیت‌هایش حرفی برای گفتن دارند، از درج کردنش دریغ نکرده، حتی اگر آن حرف در وسط روایت باشد.

جهش زمانی نیز به همین جهش زاویه دید مرتبط است. در گزارش‌های علی الادعا عینی و بی طرف، پس از پایان واقعه همه چیز با فعل‌های زمان گذشته روایت می‌شود، گویی همه چیز تمام شده و دنیا پس از این واقعه دوباره به حالت پیشینی‌اش بازگشته، اما کسانی که در آن اتفاقات درگیر بوده‌اند، نظر دیگری دارند.

دیار اجدادی» [Patria]  فرناندو آرامبورو [Fernando Aramburu]

رمانی درباره سازمان جدایی طلب اتا

همانطور که اشاره شد «دیار اجدادی» کاوشی است در مضمون تروریسم و تاثیر آن بر زندگی و روان مردم عادی. یکی از مولفه‌های محوری این داستان فعالیت‌های تروریستی سازمان «اِتا» است. اتا مخفف اسم یک گروه مارکسیستی مسلح باسکی است که هدف آن، جدایی منطقه باسک از اسپانیا و فرانسه و تأسیس یک کشور مستقل در تمام مناطق باسک از جمله استان اسپانیا نابارا است. نام کامل این گروه یوسکادی تا آسکاتاسونا (سرزمین باسک و آزادی) است ودر رسانه‌ها این گروه با نام جدایی طلبان باسک نیز شناخته می‌شود.

فرانکو در دوران دیکتاتوری خود تلاش‌های بی امانی برای نابودی اتا انجام داد و در این راه از روش‌هایی چون بازداشت، ضرب و شتم و شکنجه ابایی نداشت. پس از مرگ فرانکو به سال ۱۹۷۵ دولت‌های دموکراتیک اسپانیا رفته رفته به استان‌های سرزمین باسک، خودمختاری منطقه‌ای دادند و اتایی‌هایی را که از تروریسم اظهار ندامت کرده بودند، مورد عفو قرار دادند. اما بعدها این سازمان ترورهای خود را بویژه از میان مقامات اسپانیا گسترش داد.

این رمان را نمی‌توان از بستر تاریخی – جغرافیایی اسپانیا و منطقه باسک جدا دانست، هرچند که مطالعه آن برای مخاطبان دیگر کشورها نیز بسیار لذت بخش است. نکته مهم این است که دو سال پس از انتشار اولیه رمان دیار اجدادی سازمان و تشکیلات اتا منحل شد.

ترجمه این رمان که اتفاقاً سرشار از اصطلاحات بومی منطقه باسک است، از زبان اصلی صورت گرفته است. مترجم به خوبی توانسته سیر روایی رمان در زبان اصلی را حفظ کند و به خوبی توانسته واژگان و اصطلاحات باسکی را به فارسی برگرداند.

علیرضا شفیعی نسب مترجم این رمان دانش آموخته زبان و ادبیات انگلیسی در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه تهران است. او سال‌هاست که در حوزه‌های ترجمه و ویرایش فعالیت حرفه‌ای دارد. شفیعی نسب از دو زبان انگلیسی و اسپانیایی ترجمه می‌کند و در زمینه ادبیات بیشتر بر آثار ادبی آمریکا و کشورهای اسپانیایی زبان تمرکز کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...