کتاب «گریه نکن بچه‌جان» [Weep not child‬] نوشته انگوگی وا تیونگو [Ngugi wa Thiongo] با ترجمه مهدی غبرایی از سوی انتشارات افق به کتاب‌فروشی‌ها رسید.

گریه نکن بچه‌جان» [Weep not child‬] انگوگی وا تیونگو [Ngugi wa Thiongo]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این کتاب -که در سری کتاب‌های «شاهکارهای پنج‌میلی‌متری» از این ناشر به چاپ رسیده است- روایت رنجی است که از ناآرامی‌ها، تنش‌ها، در گیری‌های داخلی و استعمار بر قاره‌ی آفریقا روا داشته می‌شود.

در پشت جلد کتاب می‌خوانیم: «ما امروز به همین دلیل اینجاییم. همه‌ی سیاه‌ها با هم برادرند. با هم باید یک‌صدا فریاد بزنیم: «زمان آن فرارسیده! مردم ما را به حال خود بگذارید! ما زمین خود را می‌خواهیم. همین حالا.»

انگوگی وا تیونگو(1938-) نویسنده‌ای کنیایی است که در چند سال اخیر از او به عنوان یکی از برندگان احتمالی جایزه‌ی نوبل یاد شده است. او به خاطر نظریات انتقادی بارها تحت تعقیب حکومت کنیا قرار گرفته.» آثار او در حوزه‌های رمان، داستان کوتاه، مقاله، نمایش‌نامه و تحقیق به بیش از 17 زبان ترجمه شده است.

کتاب «گریه نکن بچه جان» نوشته انگوگی وا تیونگو، در 104 صفحه، در قطع رقعی، جلد شومیز، یه قیمت 16 هزار تومان و با ترجمه مهدی غبرایی، از سوی انتشارات افق به کتاب‌فروشی‌ها راه یافت.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...