کتاب «طلوع خورشید: سالشمار زندگانی امام خمینی‌(ره)» نوشته علی‌اکبر ذاکری از سوی موسسه بوستان کتاب به چاپ رسید. در 17 فصل این کتاب زندگی امام (ره) از تولد تا روز 22 بهمن 1357و مهم‌ترین تحولات این دوره بازگو شده است.

به گزارش ایبنا، «طلوع خورشید» در 17 فصل با عناوین «از تولد تا تحصیل در قم»، «شاهد مبارزات علما»، «امام(ره) در مسند تدریس»، «دوران مبارزه علنی امام خمینی (ره)»، «حمله به فیضیه و اعتراض شدید امام(ره) و مردم»،‌ «دستگیری امام(ره) و اعتراض مردم و علما به آن»، «تبعید امام(ره) به ترکیه و نجف»، «مبارزه در اوج خفقان»، «مخالفت با اقدامات شاه و حزب رستاخیز»، «یورش به فیضیه و قیام 19 دی قم»، «شتاب نهضت»، «امام(ره) در پاریس»، «اوج انقلاب و تشکیل دولت نظامی»، «راهپیمایی عظیم تاسوعا و عاشورا و شکست دولت نظامی»، «نخست‌وزیری بختیار»، «تشکیل شورای انقلاب و فرار شاه» و «بازگشت امام (ره) و پیروزی انقلاب اسلامی» تدوین شده است.

مولف در مقدمه کتاب هدف اصلی از نگارش این اثر را آشنایی با زندگانی، شیوه و سیره امام خمینی (ره) در تحصیل، تدریس، نگارش کتاب، مبارزه و برخورد با حکومت فاسد پهلوی و موضع‌‌گیری‌های به موقع و به جای ایشان که منجر به پیروزی انقلاب شد، عنوان کرده‌ است.

وی سعی کرده مقاطع تاثیر‌گذار در زندگانی سیاسی امام خمینی (ره) مانند تغییر حکومت ایران و انتقال از قاجار به پهلوی، ‌حوادث مرتبط با رضاخان، کودتای 28 مرداد 1332 و تغییرات سیاسی در عراق و تلاش‌های علمای مبارز در مخالفت با حکومت رضاخان به ویژه کوشش‌های شهید آیت‌الله سید حسن مدرس را به اختصار مورد توجه قرار دهد.

در نگارش کتاب «طلوع خورشید: سال‌شمار زندگانی امام خمینی‌(ره)» از اسناد و خاطراتی که در روشن شدن شرح زندگانی امام(ره) نقش دارند به گونه‌ای مختصر استفاده شده و مولف در بررسی تاریخی موضوعات، در مواردی به تصحیح تاریخ حوادث با ذکر موارد اشتباه در برخی منابع مشهور پرداخته است.

همچنین در شرح برخی حوادث تاریخی از سال 1356 به بعد مانند قیام 19 دی، نویسنده کتاب برای روشن شدن موضوع‌ها، مشاهدات خود را هم نقل کرده و در مواردی که امام(ره) نامه‌ای به افراد نوشته یا اشخاصی در جریان حادثه‌ای تأثیرگذار بوده‌اند، به آنان مراجعه شده و در این موارد تاریخ دقیق وقایع به نقل از آنان آورده شده است.

علی‌اکبر ذاکری در مقدمه کتاب مبنای انتخاب نام «طلوع خورشید» را برای این اثر این گونه عنوان کرده است: «انتخاب این نام از‌ آن جهت است که خورشید تابناک امام(ره) که جهان را به سوی نور اسلام هدایت کرد، برای جهانیان ناشناخته بود و با پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن سال 1357 طلوع کرد و دنیا از گوهر و جودایشان آگاه شد و شعاع نور او که برگرفته از اسلام است جهان را روشن کرد.»

در بخشی از فصل پانزدهم کتاب با عنوان «نخست‌وزیری بختیار» و در ذیل تاریخ پنجشنبه 14 دی 1357 آمده است: «امام خمینی در 14 دی سه مصاحبه داشتند؛ یک مصاحبه با خبرنگار سی.بی.اس بود. در پاسخ به این سوال که: بختیار گفته است که هر موقع حضرت عالی بخواهید، می‌توانید به ایران برگردید، می‌گویند: «تاکنون تصمیمی نگرفته‌ام» و هر نوع حکومتی که در آن شاه باشد مورد قبول واقع نخواهد شد. خبرنگار می‌گوید: شما متهم به ضد آمریکایی بودن هستید! و امام پاسخ می‌دهند: «اگر معنای ضدیت با آمریکا این است که ما نمی‌خواهیم وابسته به آمریکا باشیم،‌ آری ما ضد آمریکایی هستیم و اگر ترس آمریکا از این است، آری باید بترسند.»

کتاب «طلوع خورشید: سال‌شمار زندگانی امام خمینی‌(ره)» در قطع وزیری و 828 صفحه با شمارگان هزار و 200 نسخه و بهای 170 هزار ریال توسط موسسه بوستان کتاب منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...
او کاملا در اختیار توست می‌توانی همه خوابها و خیالهایت را عملی کنی‌... او همان دکتری‌ است که سالها پیش در حکومت‌ دیکتاتوری نظامی، پائولینا را مورد شکنجه و تجاوز قرار داده است... بچه‌هاشان و نوه‌هاشان‌ می‌پرسند که‌ راست‌ است که‌ تو‌ این‌ کار را کرده‌ای و اتهام‌هایی که به‌ تو‌ می‌زنند راست است‌ و آنها مجبور می‌شوند دروغ بگویند... چگونه‌ می‌توان کشوری‌ را‌ التیام بخشید که از سرکوب، آسیب بسیار دیده و ترس از فاش سخن گفتن‌‌ بر‌ همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ ...
خانواده‌ای تاجر در شهرکی نیمه‌روستایی نیمه‌صنعتی... ناشنواست و زنش فریبش می‌دهد... کنسروهای مشکوک، مواد غذایی فاسد و به‌خصوص شراب قاچاق می‌فروشد... زنی است بلندبالا و باریک‌اندام، با چشم‌هایی خاکستری، معصوم و رفتاری پر قر و فر... لبخندزنان نگاه می‌کرد، همچون یک مار ماده که در بهار از لای گندم‌زار زردرنگ سر بلند کند تا گذار کارگر راه‌آهنی را از جاده تماشا کند... حال دیگر دوران سلطنت آکسینیا شروع می‌شود ...
کلیسای کاتولیک نگران به‌روزشدن علوم و انحراف مردم از عقاید کلیسا بود... عرب‌ها میانجی انتقال مجدد فرهنگ یونان باستان به اروپا شدند... موفق شد از رودررویی مستقیم با کلیسای کاتولیک بپرهیزد... رویای دکارت یافتن روشی برای تبیین کلیه پدیده‌های طبیعی در چارچوب چند اصل بنیادی بود... ماده ماهیتاً چیزی جز امتداد یا بعد مکانی نیست... شناخت یا معرفت را به درختی تشبیه کرد که ریشه‌هایش متافیزیک هستند، تنه‌اش فیزیک و شاخه‌هایش، علوم دیگر ...
وازهه که ما چرا نباید کتاب بخوانیم اما... مال اون‌وقتاس که مردم بیکار بودن... «لایک» نداره. بیشتر کتابا حتی ازشون «کپشن»م درنمیاد یا اگه درمیاد لایک‌خور نیست... بهداشتی هم نیست. آدم هرورقی که میخواد بزنه، باید انگشت‌شو تفمال کنه... میدونید همون درختا اگه برای کتاب قطع نشن، میتونن چقدر ذغال لیموی خوب بدن و چقدر قلیون دوسیب... کی جواب کله‌های سم‌گرفته ما رو میده؟... ندونی این هفته «فاطما گل» چیکار کرده، تو دورهمی نمیتونی تو بحس شرکت کنی ...