«خاندان باراتاشویلی در ایران» نوشته امین قزلباشان توسط انتشارات میراث فرهیختگان منتشر شد. این کتاب شامل ششصد سال تاریخ و نسب‌شناسی خاندان گرجی‌تبار باراتاشویلی در گرجستان و ایران است.

خاندان باراتاشویلی در ایران» نوشته امین قزلباشان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «خاندان باراتاشویلی در ایران» نگاشته‌ای به یادمانِ حاکمان گرجی‌تبار خوزستان قدیم است.

کتاب «خاندان باراتاشویلی در ایران» تلفیقی است از مجموعه اصلاحات و اضافات در دو کتاب پیشین نگارنده به نام‌های «از بیرتویسی تا بندبال» و «نسب‌نامه» که در حال حاضر منسجم‌ترین پژوهش فارسی پیرامون تاریخ خاندان گرجی تبار باراتاشویلی در ایران محسوب می‌شود. این کتاب مجموعه کاملی است از کتابت سیر تحولات مرتبط با این دودمانِ فرمانفرمای گرجی‌تبار در تاریخ ایران.

مجموعه‌ای از اسناد خانوادگی، اسناد درگیری‌های عواملی از این دودمان در اتفاقات موسوم به سال حزبی در دزفول، شرح حال برخی از اقوام سببی این خانواده در نظام پادشاهی گرجستان عصر صفوی، تصاویری از برخی اعقاب سرشناس معاصر آنها در خوزستان، نقش مُهرها و بسیاری مطالب دیگر، در این کتاب به مخاطبان عرضه شده است.

این کتاب زمستان سال ۱۳۹۹( ه. ش) در ۶۰۴ صفحه با قطع وزیری و جلد سخت از سوی انتشارات میراث فرهیختگان در تیراژ ۳۰۰ نسخه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...