«خاندان باراتاشویلی در ایران» نوشته امین قزلباشان توسط انتشارات میراث فرهیختگان منتشر شد. این کتاب شامل ششصد سال تاریخ و نسب‌شناسی خاندان گرجی‌تبار باراتاشویلی در گرجستان و ایران است.

خاندان باراتاشویلی در ایران» نوشته امین قزلباشان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «خاندان باراتاشویلی در ایران» نگاشته‌ای به یادمانِ حاکمان گرجی‌تبار خوزستان قدیم است.

کتاب «خاندان باراتاشویلی در ایران» تلفیقی است از مجموعه اصلاحات و اضافات در دو کتاب پیشین نگارنده به نام‌های «از بیرتویسی تا بندبال» و «نسب‌نامه» که در حال حاضر منسجم‌ترین پژوهش فارسی پیرامون تاریخ خاندان گرجی تبار باراتاشویلی در ایران محسوب می‌شود. این کتاب مجموعه کاملی است از کتابت سیر تحولات مرتبط با این دودمانِ فرمانفرمای گرجی‌تبار در تاریخ ایران.

مجموعه‌ای از اسناد خانوادگی، اسناد درگیری‌های عواملی از این دودمان در اتفاقات موسوم به سال حزبی در دزفول، شرح حال برخی از اقوام سببی این خانواده در نظام پادشاهی گرجستان عصر صفوی، تصاویری از برخی اعقاب سرشناس معاصر آنها در خوزستان، نقش مُهرها و بسیاری مطالب دیگر، در این کتاب به مخاطبان عرضه شده است.

این کتاب زمستان سال ۱۳۹۹( ه. ش) در ۶۰۴ صفحه با قطع وزیری و جلد سخت از سوی انتشارات میراث فرهیختگان در تیراژ ۳۰۰ نسخه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...