سومین دوره «جایزه شهید اندرزگو» با معرفی برگزیدگان این جایزه، به کار خود پایان داد.

برگزیدگان سومین دوره جایزه شهید اندرزگو

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، برگزیدگان این دوره جایزه در سه بخش روایت و تاریخ شفاهی، بخش داستان و رمان بزرگسال و بخش کودک و نوجوان در مراسمی که در تالار وحدت با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد، به این شرح معرفی شدند:

بخش رمان بزرگسال:
کتاب «گلوله فیروزه‌ای» نوشته فهیمه شهابیان مقدم، انتشارات کتابستان معرفت
کتاب «فصل توت‌های سفید» به قلم سیده عذرا موسوی، انتشارات شهرستان ادب

بخش روایت تاریخ و تاریخ شفاهی:
کتاب «مبارزه به روایت شهید سیداسدالله لاجوردی»، اثر جواد اسلامی، انتشارات روزنامه ایران

بخش کودک و نوجوان:
کتاب «چاپید شاه» نوشته سپیده انوشه، انتشارات کتاب جمکران

همچنین در بخش «جایزه ویرایش» از فهیمه پوریا ویراستار کتاب «گلوله فیروزه‌ای» تجلیل و از ناشرانی همچون قدر ولایت، سیب سرخ و چاپ و نشر بین‌الملل نیز قدردانی شد.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...