سومین دوره «جایزه شهید اندرزگو» با معرفی برگزیدگان این جایزه، به کار خود پایان داد.

برگزیدگان سومین دوره جایزه شهید اندرزگو

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، برگزیدگان این دوره جایزه در سه بخش روایت و تاریخ شفاهی، بخش داستان و رمان بزرگسال و بخش کودک و نوجوان در مراسمی که در تالار وحدت با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد، به این شرح معرفی شدند:

بخش رمان بزرگسال:
کتاب «گلوله فیروزه‌ای» نوشته فهیمه شهابیان مقدم، انتشارات کتابستان معرفت
کتاب «فصل توت‌های سفید» به قلم سیده عذرا موسوی، انتشارات شهرستان ادب

بخش روایت تاریخ و تاریخ شفاهی:
کتاب «مبارزه به روایت شهید سیداسدالله لاجوردی»، اثر جواد اسلامی، انتشارات روزنامه ایران

بخش کودک و نوجوان:
کتاب «چاپید شاه» نوشته سپیده انوشه، انتشارات کتاب جمکران

همچنین در بخش «جایزه ویرایش» از فهیمه پوریا ویراستار کتاب «گلوله فیروزه‌ای» تجلیل و از ناشرانی همچون قدر ولایت، سیب سرخ و چاپ و نشر بین‌الملل نیز قدردانی شد.

................ هر روز با کتاب ...............

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...