چاپ چهارم کتاب «تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان» [Geschichte der Perser und Araber zur zeit des Sassaniden] نوشته تئودور نولدکه [Theodor Nöldeke] (۱۸۳۶-۱۹۳۰) با ترجمه عباس زریاب خویی (۱۲۹۷-۱۳۷۳)به همت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر شد.

تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان» [Geschichte der Perser und Araber zur zeit des Sassaniden]  تئودور نولدکه [Theodor Nöldeke

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، چاپ چهارم کتاب تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان به بهای ۱۶۰ هزار تومان منتشر شد.

کتاب حاضر یکی از آثار عمیق فرنگیان دربارۀ تاریخ ایران است. در این کتاب گزارشی از قدیمی‌ترین متن مفصل موجود تاریخ ایران در این دوره ارائه شده است و آن مهم‌ترین کتاب تحقیقی در بارۀ ساسانیان به شمار می‌رود. اساس این کتاب قسمت ساسانیان تاریخ طبری است که مهمترین ماخذ معتبر و منسجم قدیمی در این موضوع است. مطالب در این کتاب به صورت تاریخ پادشاهان ایرانی مطرح شده و چون در بسیاری از موارد برگرفته از شاهنامه فردوسی است، به شکل داستانی و اغلب افسانه‌ای بیان شده‌ است.

فهرست این اثر عبارت است از مقدمه مترجم بر چاپ دوم، مقدمه مترجم بر چاپ اول، پیش گفتار مؤلف، فصل اول: پادشاهی اردشیر پسر پابک، فصل دوم: پادشاهی شاپور اول، فصل سوم: پادشاهی هرمزد اول، فصل چهارم: پادشاهی یزدگرد(اول)، فصل پنجم: پادشاهی یزدگرد(دوم)، فصل ششم: پادشاهی خسرو انوشیروان، فصل هفتم: دنباله پادشاهی خسرو انوشیروان، فصل هشتم: پادشاهی خسرو پرویز، فصل نهم: دنباله پادشاهی خسرو پرویز

ضمائم این کتاب هم به شرح زیر است؛ گاهشماری ساسانیان، نسب نامه ساسانیان، مطالبی درباره اوضاع داخلی شاهنشاهی ساسانی، درباره مزدک و مزدکیان، قیام انوشه زاذ، درباره داستان بهرام چوبین، طغیان بستام، جدول گاه شماری حکومت ساسانیان، جدول روزهای سال نو ایرانی در زمان ساسانیان و فهرست راهنما.

در بخشی از مقدمه مترجم بر چاپ اول این کتاب آمده است: کتاب تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان تألیف تئودور نولدکه (منتشر شده در سال ۱۸۷۹) ازجمله کتابهای بسیار مهم و پرارزشی است که درباره تاریخ ساسانیان نوشته شده است. از زمان انتشار این کتاب تاکنون یعنی در مدت صد سال مهمترین کتاب تحقیقی درباره ساسانیان همین کتاب است. تنها کتاب ایران در زمان ساسانیان تألیف کریستین سن می تواند با آن مقابله کند بی آنکه بتواند خوانندگان اهل تحقیق را از مراجعه به آن بی نیاز نماید. در این مدت صد سال کمتر کتابی درباره ساسانیان نوشته شده است که از کتاب نولدکه بهره نگرفته و به آن ارجاع نکرده باشد.

در بخشی از مقدمه مترجم بر چاپ دوم این اثر هم آمده است: خوانندگان عزیز این کتاب، در حین خواندن آن با تحقیقات عمیق مؤلف و اطلاعات پهناور او درباره تاریخ و فرهنگ ایران آشنا می شوند ممکن است از داوری های او درباره ایرانیان و به طور کلی درباره مشرق زمینیان دچار شگفتی و ناراحتی بشوند و چنین پندارند که او با مردم ایران و مردم مشرق، دشمنی و عداوت دارد. به همین مناسبت می خواهم این نکته را معروض بدارم که علاقه خاص نولدکه همچنان که در مقدمه کتاب اشاره کرده است به یونان قدیم و فرهنگ درخشان آن بوده و همه فرهنگها و حتی فرهنگ مسیحیت در نظر او جلوه و فروزندگی فرهنگ یونان باستان را نداشته است. با این همه چون به معنای واقعی کلمه اهل علم بود به فرهنگ و ادب و تاریخ اقوام سامی و ایرانی، از لحاظ اینکه هر چه موضوع علم و معرفت انسان باشد قابل تحقیق و مطالعه است، پرداخت و خدمات گرانبهایی در کشف و تحقیق این موضوعات کرد. او هیچ وقت احساسات و عواطف معنوی خود را در تحقیقات علمی مدخلیت نداد و اگر گاهی از شکست قیصران روم و پیروزی ایرانیان احساس ناراحتی می کند آن را در همان حد احساس نگه می دارد و هرگز در صدد قلب و دگرگون ساختن حقایق بر نمی آید و از این لحاظ نولدکه حقیقتا شایسته احترام و تعظیم است که مقام علم را بالاتر از حد عواطف شخصی خود نگه می دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...