کتاب «جستارهایی در باب اسطوره» به قلم مسعود آلگونه جونقانی منتشر شد.

جستارهایی در باب اسطوره» به قلم مسعود آلگونه جونقانی

به گزارش کتاب نیوز، کتاب جستارهایی در باب اسطوره، نوشته مسعود آلگونه جونقانی، توسط انتشارات سخن منتشر و به بازار کتاب ارائه شد.

مسعود آلگونه جونقانی، استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشکده ادیبات دانشگاه اصفهان است. او دارای مدرک دکتری زبان و ادبیات فارسی و فارغ التحصیل دانشگاه اصفهان است. کتاب «نشانه شناسی شعر» از دیگر تالیفات اوست که سال 1397 توسط نشر نویسه پارسی منتشر شده است.

ناشر در معرفی این کتاب اینگونه آورده است:

اسطوره‌ها از زمان‌های بسیار دور در حیات فرهنگی انسان حیّ‌وحاضر بوده‌اند. به همین جهت، اندیشمندان در حوزه‌های مختلف علوم انسانی، از روان‌شناسی و مرد‌م‌شناسی گرفته تا دین پژوهی و فلسفه، هر کدام به نوعی با اسطوره و اهمیّت آن سروکار داشته‌اند و به این ترتیب پژوهش‌های قابل‌توجهی در باب نقش اسطوره در حیات فرهنگی انسان، منطق و ساختار درونی اسطوره، پیوند اسطوره با دین ادبیات و زبان، و نیز ارتباط اسطوره با روان ناخودآگاه فردی و جمعی صورت گرفته است.

در کشور ما نیز به یمن ترجمه و تألیف‌های گران‌سنگی که در طول سال‌های اخیر در این حوزه چاپ و منتشر شده است و علاقمندان به این زمینه بیش‌وکم با نام اسطوره‌پژوهان و نیز دغدغه‌های خاص آنان آشنایی دارند، اما از آن جایی که قرائت انتقادی آرای این اندیشمندان همواره ضرورتی فرهنگی محسوب می‌شود در پژوهش حاضر نه جُستار مستقل به این مهم پرداخته است. بدیهی است خوانندۀ این جستارها لازم است با چهارچوب کلی اندیشۀ این متفکران آگاهی نسبی داشته باشد؛ چرا که اهتمام نگارنده در این پژوهش‌ها اساساً متوجه آن است که ضمن ارایه زمینه‌های نظری و خاستگاه اندیشه‌های این متفکّران، به خوانش انتقادی آرای آنان بپردازد.

جستاریهایی در باب اسطوره، نوشته مسعود آلگونه جونقانی، در 354 صفحه و با قیمت 75 هزار تومان در کتابفروشی ها قابل خریداری است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...