کتاب «تلویزیون» [Television : the small box that changed the world] نوشته کیتی کاوا [Katie Kawa] با ترجمه مسرور صیادی توسط انتشارات ققنوس منتشر و روانه بازار نشر شد.

تلویزیون،‌ جعبه کوچکی که دنیا را تغییر داد» [Television : the small box that changed the world] نوشته کیتی کاوا [Katie Kawa]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  تسنیم،‌ در مقدمه این کتاب آمده است: «یکی از تأثیرگذارترین اختراعات در طول تاریخ بشر اختراع تلویزیون است که همچنان در حال شکل دادن به زندگی مردم در سراسر جهان است. برخی آن را قدرتی تأثیرگذار و مهم و برخی آن را ابزاری برای تبدیل مردم به «توده‌ای بی‌مغز» می‌دانند که فقط می‌خواهند سرگرم شوند، به عبارتی، «ما با تلویزیون یا محکم می‌ایستیم یا سقوط می‌کنیم».

تأثیر تلویزیون حتی در سیاست هم روز‌به‌روز بیشتر می‌شود، تلویزیون کمک کرده برخی چهره‌های سیاسی بهتر دیده شوند و در مواردی هم ستارگان تلویزیون را به رهبران سیاسی تبدیل کرده است، مجلۀ تایم دونالد ترامپ را «اولین رئیس جمهور تلویزیون واقع‌نما» خواند «که واقعاً با کمک تلویزیون به ریاست‌جمهوری رسید.» در یک کلام، تلویزیون در حال تغییر دادن همۀ جنبه‌های زندگی مردم در سراسر جهان است. از شیوۀ تبلیغات گرفته تا نحوۀ هواداری از تیم مورد علاقه تا شیوه‌های آموزش و یادگیری، از این رو جدا کردن تاریخ تلویزیون از تاریخ کل جهان غیرممکن است.

در این کتاب با برنامه‌ها، فیلم‌ها و سریال‌های تأثیرگذار و ماندگار در آمریکا آشنا می‌شویم و سیر تغییر برنامه‌ها و سلایق مخاطبان را دنبال می‌کنیم.

انتشارات ققنوس کتاب «تلویزیون،‌ جعبه کوچکی که دنیا را تغییر داد» به قلم کیتی کاوا و ترجمه مسرور صیادی به قیمت 35 هزار تومان از سوی انتشارات ققنوس منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...