دورکیم شالوده اعتبار حقوق و وظایف را در وجدان جمعی جستجو می‌کند، چرا که معتقد است وجدان جمعی یک «هدف متعالی» برای وجدان‌های فردی است که به طور همه جانبه از فرد فراتر می‌رود و نیروی اخلاقی برتری را ساطع می‌کند.

دورکیم از فلسفه اجتماعی تا سوسیولوژیسم معنوی» [Durkheim : sa vie, son oeuvre : avec un exposé de sa philosophie]  نوشته ژان دووینو [Jean Duvignaud]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا،‌ کتاب «دورکیم از فلسفه اجتماعی تا سوسیولوژیسم معنوی» [Durkheim : sa vie, son oeuvre : avec un exposé de sa philosophie]  نوشته ژان دووینو [Jean Duvignaudبا ترجمه مهدی اصلان‌زاده از سوی انتشارات گام نو منتشر شد. از فلسفه اجتماعی تا جامعه شناسی، به سوی تعریفی از جامعه‌شناسی، به سوی سوسیولوژیسم معنوی، برای یک جامعه شناسی شناخت، دورکیم در عصر حاضر، ایده عمومی بی‌هنجاری، اقتصاد و بی‌هنجاری، برای ادغام انسان در جامعه، قلمرو جامعه‌شناسی، طبیعت وقایع اجتماعی، روش جامعه شناسی، اقتدار اخلاقی اجتماعی، طبقه‌بندی‌های اجتماعی و طبقه‌بندی‌های ذهنی و... بخش‌های کتاب را تشکیل می‌دهد. کتاب‌شناسی و واژه‌نامه فرانسه و لاتین به فارسی پایان‌بخش‌ کتاب است.

دورکیم یکی از مهمترین جامعه‌شناسان کلاسیک و به لحاظ دقت علمی و تاثیر در جریان اصلی جامعه‌شناسی و به جا گذاشتن سنت خاص خود، شاید مهمترین آنها باشد. جامعه‌شناسی را باید با دورکیم آغاز کرد. دورکیم یکی از سه جامعه‌شناس مهم کلاسیک (به همراه مارکس و وبر) است و به لحاظ تاثیری که بر جریان اصلی جامعه‌شناسی گذاشت از آن دو نفر دیگر مهمتر است. نزد دورکیم اصلاح‌طلبی به عنوان یک هدف و جامعه‌شناسی به عنوان یک ابزار پیوندی وثیق با هم دارند. به همین دلیل نباید هرگز جامعه‌شناسی دورکیم را جدا از اهداف که از آن انتظار داشته، مطالعه کرد. دورکیم با جامعه‌شناسی خود چارچوبی فراهم کرده است که اهداف و انگیزه‌های خود را از طریق آن پیگیری کرده است.

دورکیم به عنوان یک جامعه‌شناس هیچ علاقه‌ای به مارکسیسم انقلابی نداشت و معتقد بود، انقلاب‌ها تغییرات بسیار اندکی به وجود می‌آورند. او می‌گفت که دگرگونی عمیق همواره نتیجه تکامل اجتماعی دراز مدت است از طرفی دیگر وی به گرمی به سوسیالیسم اصلاح گرا متمایل بود و آن را با آرمان های بازسازی ترقی خواهانه اجتماعی خود سازگار می‌پنداشت. وی عنوان می‌کند که جامعه‌شناسی به هیچ علم دیگری پیوسته نیست بلکه خود علمی ممتاز و مستقل است و احساس اینکه واقعیت اجتماعی جنبه خاصی دارد، چنان برای جامعه‌شناسی ضروری است که تنها معارفی که تنها بر جامعه‌شناسی مبتنی باشد، می‌تواند او را برای فهم واقعیت‌های اجتماعی مهیا کند.

دورکیم برای آگاهی جمعی به «معنویتی» قایل است «بسیار قدرتمندتر از حیات روانی» و بر آن است که «در تحول دینی می‌توان به آسانی مثال‌های چشم‌گیری درباره آن یافت». او شالوده اعتبار حقوق و وظایف را در وجدان جمعی جستجو می‌کند، چرا که معتقد است وجدان جمعی یک «هدف متعالی» برای وجدان‌های فردی است که به طور همه جانبه از فرد فراتر می‌رود و «نیروی اخلاقی برتری را ساطع می‌کند»

دورکیم به انگیزه تهیه و تدارک یک متد برای توضیح وقایع اجتماعی، سال‌ها به یادگیری و آموزش پرداخت. پس از اقامت مطالعاتی در آلمان و بازگشت به فرانسه، وی در تروآ (به عنوان دبیر) گماشته شد و در مجله فلسفی، دو مقاله منتشر کرد که موجب جلب مخاطبان شد: «مطالعات اخیر در علوم اجتماعی» و «علم اثباتی اخلاق در آلمان» سال بعد نیز، دورکیم طی حکم وزارتی، مورخ 20 ژوئیه 1887 برای تدریس «علم تعلیم و تربیت و علوم اجتماعی» در دانشگاه بوردو برگزیده شد.

در آثار دورکیم کار پژوهش با تعریف و تعیین حدود متد دنبال می‌شود. پس از اولین کتاب‌هایش که او از فلسفه اجتماعی به سمت جامعه‌شناسی هدایت شد، وی تصریح می‌کند که رویکردش پاسخ‌گوی دو دغدغه است: با نتایجی که به دست آورده، نظم جامعه‌شناسی را از دیگر علوم انسانی تشخیص می‌دهد. با این حال بر اثر اشتغالات فکری آشکارش، نگرانی تلویحی او منشا فلسفی دارند. خوب پنهان نمی‌شود زیرا قصد تاملات فلسفی حتی متافیزیکی به گونه‌ای ضمنی در تمام رویکردهای فکی بنیان‌گذار جامعه‌شناسی جای گرفته است.

دورکیم هرگز از دل‌بستگی خود به نظریات و ایده‌های لائیک (که به دغدغه‌های اخلاقی‌اش نزدیک بود) پرده‌پوشی نکرد و آن را تضمینی برای همبستگی اجتماعی و شکلی از احترام متقابل در نظر می‌گرفت. عضو فدراسیون جوانان لائیک، او به کرات، ایده‌ها و عقایدش را در مقابل عامه مردم شرح می‌داد. وی همراه با بیش‌تر روشن‌فکران هم‌نسلش عقیده داشت که جمهوری باید یک آرمان مشترک از عقاید خاص را تدوین کند و اشکال اخلاقی اثباتی را پیشنهاد دهد که انسان‌ها تا زمان حال آن را درک نکرده‌اند مگر در قالب تمثیل و حکایات مذهبی.

در بخش نخست کتاب می‌خوانیم: «هنگامی که دورکیم از اولین رویکردهای فکری خود در مقدمه دومین چاپ تقسیم کار اجتماعی فاصله گرفت، شرح می‌دهد که اندیشه‌اش نخست بار چقدر معطوف به بررسی و مطالعه بی‌قاعدگی اجتماعی، پدیده‌های آسیب‌شناختی یا بیمارگون بوده است. زیرا شور و اشتیاق‌های انسانی جز در مقابل یک قدرت اخلاقی که حرمت آن را رعایت می‌کنند، متوقف نمی‌شوند و نظم اجتماعی به هم ریخته شده بر اثر تغییرات اقتصادی دیگر فاقد ایفای آن نقش تنظیم‌کننده است و حوزه مهم تجربه جمعی به هرج و مرج مبدل می‌شود. دورکیم با تعریفش از این وضع بی‌هنجاری آن را موجی می‌داند بر درگیری‌های بی‌وقفه تجدید شده و همه نوع بی‌نظمی‌هایی که صحنه غم‌انگیز آن از دنیای اقتصاد به ما عرضه می‌شود.»

پایان‌بخش کتاب نیز آمده است: «وقتی که جامعه‌شناس بخواهد کاوش و مطالعه هر مرتبه‌ای از وقایع اجتماعی را آغاز کند او باید تلاش کند که وقایع اجتماعی را از جنبه‌ای درنظر بگیرد که وقایع مزبور از تجلیات فردی‌شان جدا شده باشند. بنا بر همین اصل بود که ما همبستگی اجتماعی را در اشکال متنوع آن و تکاملشان را از خلال نظام قواعد حقوقی که مبین آن هستند مطالعه کردیم. همچنین اگر تلاش کنیم که نمونه‌های مختلف خانوادگی را بر اساس توصیف و شرح ادبی که سیاحان و گاهی مورخان به ما عرضه می‌دارند تشخیص دهیم و طبقه‌بندی کنیم خود را در معرض خلط کردن گونه‌های بسیار مختلف و به هم نزدیک‌تر کردن دورترین گونه‌ها قرار می‌دهیم.»

کتاب «دورکیم از فلسفه اجتماعی تا سوسیولوژیسم معنوی» نوشته ژان دووینیو با ترجمه مهدی اصلان‌زاده در 206 صفحه، شمارگان 500 نسخه و قیمت 38 هزار تومان از سوی انتشارات گام نو منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...