کتاب «دینِ تلویزیون» با زیرعنوان نظام تولید برنامه‌های دینی تلویزیون در سازمان «صداوسیما» به قلم بشیر معتمدی توسط نشر آرما منتشر شد.

دینِ تلویزیون نظام تولید برنامه‌های دینی تلویزیون در سازمان «صداوسیما بشیر معتمدی

به گزارش کتاب نیوز، این کتاب بیست‌وسومین عنوان از مجموعه کتابهای سرو [مطالعات فرهنگ شیعی] است که زیر نظر محسن‌حسام مظاهری و در ۳۷۲صفحه رقعی منتشر شده است.

ناشر درباره کتاب آورده است:
تئوری‌های نظام تولید در سازمان تلویزیونی منظری است که نگاه رااز سطح خُرد یا بررسی نظرات مخاطب به سطح کلان و سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های کلان سازمان که منجربه ساخت برنامه‌‌ها می‌شود، رهنمون می‌شود. در کنار آن تأثیر نظارت، کنترل و منابع مادی و نیروی انسانی در تولید برنامه‌‌ها مورد بررسی قرارمی‌گیرد.در بُعد وسیع اجتماعی نیز نظام رسانه‌ای در تعامل با نظامات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دیده می‌شود و تأثیر هرکدام از این نظام‌ها بر تولید برنامه‌‌ها مورد تحلیل قرار می‌گیرد.
کتاب حاضر تلاش دارد تا از منظر نظام تولید به ارزیابی برنامه‌‌های دینی تلویزیون بپردازد. هدف این تحقیق در شکل تبیینی، شناسایی و تحلیل نیروها و شبکه‌‌هایی است که در تولید تلویزیونی مؤثرند و در شکل توصیفی، مستندسازی روند برنامه‌سازی تا سیاستگذاری تولید است.

کتاب «دینِ تلویزیون: نظام تولید برنامه‌های دینی تلویزیون در سازمان صداوسیما» به قلم بشیر معتمدی در ۳۷۲صفحه و با قیمت 130هزار تومان توسط نشر آرما منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...