علی سلیمی | خبرآنلاین


در مراسم رونمایی از کتاب «فراز و فرود ملت‌ها» [The rise and decline of nations : economic growth, stagflation, and social rigidities] نوشته منسر اولسون [Mancur Olson] در کافه تاریخ، محمد فاضلی به ارائه مختصری از محتوای کتاب پرداخت و سید علیرضا بهشتی، کتاب نکاتی پیرو اهمیت ترجمه، نشر و مطالعه این کتاب مطرح کرد.


فراز و فرود ملت‌ها» [The rise and decline of nations : economic growth, stagflation, and social rigidities] نوشته منسر اولسون [Mancur Olson]

محمد فاضلی، جامعه‌شناس، به توضیح نظریه و منطق کار اولسون در مورد کنش جمعی پرداخت به این صورت که اولسون معتقد است کنش‌های جمعی وقتی به همراه تعداد زیادی از اعضای یک جامعه شکل می‌گیرد سود حاصل از آن کنش جمعی به خاطر تعداد زیاد نفرات آن‌قدر کم می‌شود که تک تک افراد حاضر نیستند هزینه آن را بپردازند اما وقتی گروه‌ها کوچک می‌شود سود و فایده کنش جمعی زیاد می‌شود و احتمال پایداری آنها در گروه‌های کوچک بیشتر است.

او اشاره کرد که اولسون ایده خود را با یک سوال مطرح می‌کند:« چرا اقتصادهایی مثل بریتانیا بعد از جنگ جهانی دوم دچار نوعی رکود شدند و به نسبت کشورهای شکست خورده جنگ مثلا آلمان و ژاپن رشد اقتصادی کمتری داشت. او اینگونه توضیح می‌دهد که کشورهایی که یک دوره ثبات طولانی را طی کرده‌اند مانند بریتانیا و آمریکا، اتحادیه‌ها و سازمان‌هایی که در پی ذی‌نفع شدن در موارد خاصی هستند ( مثلا تولید خودرو) آن‌قدر بزرگ می‌شوند که از بین بردن آنها کار سختی است و جامعه مانند یک رودخانه‌ای می‌شود که هر کدام از گروه‌های ذی‌نفع مثل سنگی در آن می‌افتند و آرام آرام راه توسعه را می‌بندند. اما در کشورهایی مثل آلمان و ژاپن بعد از شکست آنها در جنگ این گروه‌ها به کلی از بین رفتند و و اصطلاحا یک لوح نهادی سفید ایجاد شد و گروه‌های ذی‌نفع به طور کلی از بین رفتند و به همین خاطر مجموع پیشرفت‌های سیاسی و اقتصادی به نسبت بریتانیای بعد از جنگ رشد بیشتر بود».

فاضلی همچنین اضافه کرد که ایده اولسون کاملا نقطه مقابل ایده داگلاس نورث است که معقتد بود که اتفاقا رقابت درون این سازمان‌های ذی‌نفع مانع از شکل‌گیری انحصار می‌شود و نهایتا منجر به توسعه بیشتر می‌شود.

فاضلی همچنین اضافه کرد که:«من در مقدمه این کتاب به همراه آقای خیرخواهان نوشته‌ام که این کتاب در کنار نظریه نورث یک معما مطرح می‌کند که قابل توجه و بررسی است».

در ادامه سید علیرضا بهشتی، مدیر انتشارات روزنه به اهمیت انتشار این کتاب اشاره کرد و اهمیت آن را هم‌اندازه یا حتی بیشتر از کتاب «راه باریک آزادی» ‌دانست.

فراز و فرود ملت‌ها

بهشتی صبحت خود را این‌گونه شروع کرد که:« چرا باید کتاب اولسون که برای ۴۲ سال پیش است را تازه ترجمه کنیم تا مردم آن را مطالعه کنند؟» او چند دلیل برای این سوال خود مطرح کرد از جمله اینکه:« ۱-نویسنده کتاب اندیشمند بسیار مطرحی است و کتاب منطق کنش جمعی او در برخی منابع جز صد کتاب برتر قرن در حوزه خود در نظر گرفته شده است. ۲- نویسنده استاندارهای بسیار بالایی دارد و شکاف صحبت‌های خود را خودش بهتر از منتقدی مطرح می‌کند و به آنها توجه می‌کند ۳_ نویسنده تبیین جدیدی از رکود تورمی ارائه داده است که بسیاری از مکاتب کلاسیک اقتصادی در تبیین این موضوع ناتوان بوده‌اند. ۴- کتاب چارچوب نظری بسیار دقیقی دارد که اهمیت آن را بسیار زیاد می‌کند. اهمیت این چارچوب دراین است که قادر است پدیده‌های متنوع و پراکنده را در ذیل خود علت‌یابی کند.»

هم ناشر و هم مترجم معتقد بودند که شاید این کتاب کمتر مورد توجه اقبال عمومی قرار بگیرد اما اهمیت سوالاتی که در باب گروه‌های ذی‌نفع مطرح می‌کند در جامعه فعلی ما که درگیر چنین چالش‌هایی بر سر راه توسعه است بسیار زیاد می‌باشد.

کتاب «فراز و فرود ملت‌ها» نوشته منسر اولسون با ترجمه محمد فاضلی و جعفر خیرخواهان توسط نشر روزنه منتشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...