کتاب «مگامال ها و مجتمع های تجاری در تهران» مطالعه‌ای جامعه شناختی که حاصل پژوهش عباس کاظمی و مسرت امیرابراهیمی است توسط انتشارات مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران منتشر شد.

مگامال ها و مجتمع های تجاری در تهران» مطالعه‌ای جامعه شناختی که حاصل پژوهش عباس کاظمی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این اثر شامل یازده فصل با عناوین زیر است: مقدمه، چشم انداز نظری، روش‌شناسی، پیش‌روی مراکز خرید در آسیا، اقتصاد سیاسی خودگردانی تهران: از مستغلات شهری تا مراکز تجاری، گونه شناسی مراکز خرید در شهر تهران، تحول فرهنگ خرید در بین شهروندان تهرانی، اتنوگرافی محله محور، اتنوگرافی مجتمع‌های تجاری، گسترش مجتمع‌های تجاری و پیامدهای آن، نتیجه گیری.

منابع و نمایه بخش پایانی این اثر است.

هدف این کتاب، مطالعۀ پیامدهای فرهنگی و اجتماعی ناشی از حضور مال‏ها و مراکز خرید در شهر تهران و همین‌طور، شیوۀ استفادۀ مصرف‌کنندگان و شیوۀ مدیریت آن‌ها در شهر تهران است.

تحقیق با روشی ترکیبی مانند پیمایش (‌بین شهروندان و میان مصرف‌کنندگان مراکز خرید)، مصاحبه و مشاهدۀ کیفی، مطالعۀ اسنادی، سرشماری مراکز خرید، تحلیل محتوای مصوبات کمیسیون مادۀ ۵، مصاحبه با نخبگان انجام شده است.

بر اساس سرشماری انجام‌شده حدود ۴۰۰ مرکز خرید و مجتمع تجاری کوچک و بزرگ در تهران وجود دارد که بیشتر در مناطق ۱ و ۲ و ۵ و در مرحلۀ بعد مناطق ۴ و ۲۲ تهران متمرکز هستند.

بر اساس پیمایش ۲۲۰۰ نفری در میان شهروندان تهرانی، بیشترین مراجعه‌کننده به مراکز خرید در میان طبقات اجتماعی متوسط و جوانان و زنان بوده است و گروه‌های طبقاتی پایین، کمترین استفاده را از آن داشته‌‏اند. از میان گروه‌های مختلف سنی گروه ۱۸ـ ۲۹ سال، بیشترین نگرش مثبت به مراکز خرید داشته است. برای شهروندان تهرانی خرید فعالیتی خانوادگی است تا فردگرایانه، همچنین مراکز خرید با مفهوم آسودگی، امنیت در ذهنیت مردم گره خورده است.

براساس پژوهش این اثر مشخص شده است که رفتن به مرکز خرید، اولویت سوم فراغتی مردم بعد از رفتن در پارک و دیدار خانواده و اقوام است. به طور کلی، ۶۶ درصد مردم طی سال ۱۳۹۴ از یک مرکز خرید بازدید کرده ‏بودند. همچنین، بر اساس پیمایش‏۱۲۰۰نفری درون مراکز خرید روشن شد که مصرف‌کنندگان بیشتر از طبقات متوسط، گروه سنی جوان و تحصیل‌کرده هستند.پیامدهای گسترش مال‏سازی در تهران را در سه سطح فردی سطح شهر و سطح مراکز خرید و مال‏ها بیان شده است.

نتایج پژوهش کتاب نشان داده است که در سطح فردی با تحول در سبک زندگی و فرهنگ مصرف و تحول در تجربۀ شهر روبه‌رو هستیم همچنین در سطح شهر با تغییر بافت شهری، تحول در الگوهای سکونت حوالی مراکز خرید، دگردیسی فضایی شهر به سمت شبه ‏فضاهای عمومی یعنی فضاهای عمومی با مالکیت خصوصی و کنترل‌شده، نابرابری فضایی میان طبقات پایین و متوسط و اعیانی‌سازی شهر از طریق توسعۀ فضاهای لوکس تجاری مواجهیم. در سطح مال‏ها موقعیت اشباع مال‏ها و افت و خیزهای حیات درون مال‏ها که در برخی مواقع منجر به پدیدۀ مرگ مال یا تغییرکاربری آن شده است، روبه‌رو خواهیم بود.

در بخش راهکارهای پیشنهادی اثر هم، پیشنهاداتی چون ضرورت جدی گرفتن پیوست‏های اجتماعی قبل و پس از ساخت، ایجاد سامانۀ آنلاین برای شفافیت صدور مجوزها، انتشار اسناد و پیوست‌های و تعداد مراکز خرید در تهران و مهم‌تر از همه، سخت‌گیری در دادن صدور مجوز برای ساختن مال‏های بیشتر، تلاش برای ساخت هرچه بیشتر فضاهای عمومی غیرتجاری مطرح شده است.

این کتاب با ۶۶۶ صفحه با شمارگان هزار نسخه و قیمت ۹۰ هزار تومان توسط انتشارات مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...