کتاب «آینده خبر، مفاهیم و سناریوها» تالیف اکبر نصراللهی و هادی البرزی منتشر شد.

آینده خبر، مفاهیم و سناریوها

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، دانش آینده‌پژوهی، اکوسیستم‌ جدید خبری، تحلیل نظریه‌های ‌ارتباطات با توجه به تغییر ماهیت مخاطب‌ خبر به کاربر، روندهای‌ تاثیرگذار بر آینده‌ خبر، آینده‌پژوهی محتوای‌ خبر و نمونه پژوهش‌های آینده‌پژوهی‌خبر و رسانه، فصل‌های شش‌گانه این کتاب هستند که انتشارات آثار فکر آن را منتشر کرده است.

در بخشی از پیش‌گفتار کتاب «آینده خبر، مفاهیم و سناریوها» آمده‌است: شناخت‌ آینده کمک خواهد کرد تا با آن‌چه در حال وقوع است، هماهنگ شویم و یا با بهره‌گیری از فرصت‌ها و دوری از تهدیدها بخواهیم مسیر خود را تعیین کنیم.

هرچند آینده بسیار وسیع‌‎تر از رسانه‌‎هاست اما رسانه‌ها هم عامل کوچکی نیستند و یکی از بازیگران تعیین‌‎کننده آینده هستند که در ساخت فردای ما نقش دارند، پس به مانند حال، در آینده نیز رسانه‌ها نقش دارند و به نوعی شناخت آینده بدون شناخت ‌نقش ‌رسانه‌ها، ممکن نیست.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...