«جامعه‌شناسی اعتیاد؛ از افیون تا کریستال» نوشته سعید مدنی قهفرخی منتشر شد.

جامعه‌شناسی اعتیاد؛ از افیون تا کریستال سعید مدنی قهفرخی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۵۵۲ صفحه و با قیمت ۹۵ هزار تومان در بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه راهی بازار شده است.

در معرفی این کتاب آمده است: مسئله مهمی که ذهن بسیاری از پژوهشگران و مجریان فعال در زمینه سوء مصرف مواد مخدر و اعتیاد را به خود مشغول کرده این است که آیا تکرار چرخه معیوب اعتیاد و ناکامی‌های مکرر در تلاش‌های صورت‌گرفته برای حل معضل سوء مصرف مواد مخدر را باید به عنوان امری مسلم ناشی از شرایط ژئوپلیتیک و دیگر دلایل خارج از اراده مدیریت اعتیاد دانست یا حاصل نقاط ضعف و ناکارآمدی این مدیریت قلمداد کرد. بدون تحلیل ساختار جامعه ایران و پویش تاریخی آن، ویژگی‌های فرهنگ ایرانی، تحلیل هویت ایرانی – اسلامی، موضع دین و فرق دینی به اعتیاد و سوء مصرف مواد مخدر، ساخت قدرت و نقش آن در تجارت مواد مخدر، خرده‌فرهنگ‌های ایرانی، موقعیت ژئوپلیتیک ایران در منطقه، ویژگی‌های شخصیتی و روح ایرانی نمی‌توان پدیده اجتماعی پایداری مثل اعتیاد را که حضور آن از کوچه و خیابان تا کنج خانه‌ها و اندرونی، قرن‌هاست گزارش شده شناخت و درباره علل ماندگاری آن قضاوت کرد.

کتاب حاضر تلاشی است در این زمینه که در شش فصل ارائه شده است. در فصل اول، مروری بر تجارب مدیریت اعتیاد از گذشته تا سال ۱۳۸۰ شده و سپس مفاهیم مهم و اصلی تعریف شده‌اند. در فصل دوم تجارب مدیریت اعتیاد در سطح جهانی بررسی شده است. در این فصل تلاش شده تا حتی‌الامکان تصویری جامع از وضعیت جهانی اعتیاد ارائه شود. فصل سوم کتاب، گزارش جامعی است از وضعیت اعتیاد و سوء مصرف مواد در فاصله سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۵. در فصل چهارم سازمان، سیاست‌ها و برنامه‌های مدیریت کاهش تقاضا بررسی و تحلیل شده‌اند. در فصل پنجم تلاش شده تا ارزیابی کیفی از برنامه‌های مبارزه با اعتیاد در حوزه‌های پیشگیری، درمان، کاهش زیان و مشارکت سازمان‌های مردم‌نهاد ارائه شود. و بالاخره در فصل ششم سیاست‌های اجتماعی در زمینه اعتیاد در ایران بررسی شده‌اند، تا از خلال آن بتوانیم به نقد رادیکال وضعیت کنونی بپردازیم و ریشه‌های وضعیت موجود را واکاوی کنیم.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...