این کتاب در حقیقت حاصل پژوهش‌های مردم‌نگارانه و میدانی ایزدی جیران، استادیار مردم‌شناسی دانشگاه تبریز در فاصله سال‌های 1393-1391 در شمال غرب و مرکز ایران است که در آن مجموعه‌ای از نُه پژوهش میدانی مردم‌نگارانه در اجتماعات عشایری قره‌داغ آذربایجان و جوامع شهری تبریز و تهران در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.

حس‌کردن فرهنگ پژوهش‌های مردم‌نگارانه در ایران اصغر ایزدی جیران

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «حس‌کردن فرهنگ» با زیر عنوان پژوهش‌های مردم‌نگارانه در ایران کتابی است به قلم اصغر ایزدی جیران که توسط انتشارات «اگر» روانه بازار نشر شده است. این کتاب در حقیقت حاصل پژوهش‌های مردم‌نگارانه و میدانی ایزدی جیران، استادیار مردم‌شناسی دانشگاه تبریز در فاصله سال‌های 1393-1391 در شمال غرب و مرکز ایران است که در آن مجموعه‌ای از نُه پژوهش میدانی مردم‌نگارانه در اجتماعات عشایری قره‌داغ آذربایجان و جوامع شهری تبریز و تهران در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.

این پژوهش‌ها موضوعات مختلفی را مورد توجه قرار داده‌اند از هنر تا مناسک، از گردشگری تا خوانندگی و از فوتبال تا بیمارستان که تمام این موارد براساس رویکرد نظری مردم‌شناسی حس‌ها یکپارچه شده‌اند. طبق این رویکرد، ادراکاتی چون چشیدن، لمس‌کردن، دیدن، حرکت‌کردن، شنیدن و بوییدن، نه عمل‌های بیولوژیک صرف که کردارهایی اجتماعی‌ و انتقال‌دهنده‌ معانی و ارزش‌های فرهنگی هستند. علاوه بر این حس‌کردن فرهنگ هم‌زمان به آموزش روش تحقیق مردم‌شناسی از طریق تجربه‌های یک مردم‌شناس جوان نیز می‌پردازد.

کتاب از یک مقدمه، درآمدی نظری در باب مردم‌شناسی و سه بخش اصلی با عناوین «مشاهده در فرهنگ و هنر»، «پرسه‌زنی در مناسک و شهر» و «غوطه‌وری در غم، شور و درد» تشکیل شده است. نویسنده در مورد خوانش کتاب و نحوه فصل‌بندی آن در مقدمه‌ای با عنوان «از مشاهده تا غوطه‌وری» می‌نویسد: «کتاب را می‌توان دست کم به سه صورت کلی خواند. اول، کتاب یک رویکرد حسی متاثر از مردم‌شناسی حس‌ها دارد که بر طیفی از موضوعات به کار رفته است. لذا فصول کتاب به عنوان نمونه پژوهش‌های مردم‌نگارانه دیده می‌شوند در موضوعات مختلف یک رویکرد نظری، یعنی حسی، برهمگی مسلط است.

دوم، فصول کتاب را می‌توان از هم جدا کرد و هریک از آن‌ها را، گاه به طور هم پوشان، در داخل زیرشاخه‌هایی از مردم‌شناسی دید. در این خوانش، فصول «فاطما ننه هانا اوزادیر: دیدن سطح و چشیدن عمق در دست‌بافته‌هایی از عشایر ترکمن»، «قدرت تصویر: انتقال ادراکی و ارزش‌های فرهنگی در مراسم و هنر پرده‌خوانی در ایران» و «با مادرای بی‌قرارت گریه کردم: مرثیه محسن چاوشی برای جنگ و کربلا» ذیل مردم‌شناسی هنر و مردم‌شناسی زیبایی می گیرند. فصول «قدرت تصویر»، «چشیدن مناسک: غذاواره نذری در تهران» و «ماشین‌مندی و بدن ثانویه: مردم‌نگاری با حرکت در مناسک عزاداری تهران» در قلمرو مردم‌شناسی دین یا مردم‌شناسی مناسک گنجانده می‌شوند.

فصول «فاطما ننه هانا اوزادیر» و «ماشین مندی و بدن ثانویه» در زمره مردم‌شناسی اشیا یا مردم‌شناسی فرهنگ مادی قرار می‌گیرند. فصل «یک مردم‌شناس در رویا: طراحی آرمان‌شهر فرهنگی و حسی برای تبریز» در قالب مردم‌شناسی گردشگری، فصل «لحظات استادیومی: جوشش‌های بدنمند هواداران تیراختور» در قالب مردم‌شناسی ورزش یا فوتبال، و فصل «بخش سه، اتاق پنج، اجتماع حسی درد در بیمارستانی در تبریز: مردم‌نگاری بدون حرکت» در قالب مردم‌شناسی پزشکی قرار می‌گیرد. خوانش سومی هم وجود دارد که متکی بر سیر روش‌شناختی مردم‌نگار از فصول آغازین به طرف فصول پایانی است، از مشاهده به غوطه‌وری. خواننده می‌تواند با تمرکز بر تکنیک مسلط بر گردآوری داده‌ها و تجربه میدان تعقیب کند که چگونه مردم‌نگار به‌تدریج از موضعی با فاصله زیاد از موضوع پژوهش به موضع فاصله هر چه کمتر از موضوع نزدیک می‌شود.

در حقیقت آنچه ما در این کتاب با آن همراه می‌شویم، سیر کار میدانی یک پژوهشگر مردم‌شناسی است که او بر اساس مشارکتی بودن آن‌ها به تقسیم‌بندی‌شان دست زده است. او دو فصل اول کتاب را به پژوهش‌هایی اختصاص داده است که حاصل رساله دکتری اوست، در فصل دوم کتاب ما با تجربه‌های میدانی پژوهشگر در مورد مناسک محرم در تهران روبه‌رو می‌شویم که در آن‌ها پژوهشگر خود نه به عنوان یک ناظر بلکه یک عنصر فعال وارد مناسک در سطح شهر می‌شود و در مقایسه با فصل‌های بخش اول مشارکت او بیشتر است، مشارکتی که البته در بخش سوم کتاب به بالاترین میزان خود می‌رسد. در تمام این فصول نویسنده سعی می‌کند جنبه‌هایی از کار میدانی یک پژوهشگر مردم‌شناسی را با تکیه بر مردم‌شناسی حسی برای خوانندگان برجسته و آن‌ها را در این تجربه لذت‌بخش با خود همراه کند.

همانطور که نویسنده در نتیجه‌گیری کتاب تاکید می‌کند یکی از مفاهیم مهم برای درک این اثر تخیل و تجربه حسی است او می‌نویسد:«تخیل حسی، تجربه حسی، نوشتن متن مردم‌نگارانه و بیان آن‌ها در قالب واژه است که می‌توان آن را تخیل حسی نامید. تخیل حسی مبتنی بر فشار ذهنی برای تجسم رخدادها، رفتارها، مکا‌ن‌ها و اشیایی است که مردم‌نگار در میدان مورد مطالعه آن‌ها را تجربه کرده است. تخیل حسی واسطه فرایند تبدیل تجربه میدان به نوشتن میدان است؛ اما در مورد درد و بیمارستان در این فصل اساس مبتنی بر تجربه حسی بود.»

او در ادامه سخن خود را با تاکید بر اهمیت تجربه درد به پایان می‌برد: «درد همچون دیگر تجارب زندگی روزمره، آغشته به انواع ادراکات حسی است؛ گرچه خود از جمله شدیدترین نوع تجارب حسی به حساب می‌آید؛ اما درد تفاوتی اساسی با تجارب حسی دیگر دارد: درد جهان را برای فرد دگرگون می‌کند. به این ترتیب درد قدرتمند است و این توانایی را دارد که فرد و گروه اجتماعی را وارد صحنه‌های حسی فکری جدیدی از بودن در جهان، از تجربه جهان و از عمل‌کردن در جهان کند. درد یک مجموعه حسی است که باعث می‌شود فرد رنج بدنی را جزئی از عملکرد خود، جامعه و جهان بداند، عملکردی که بناکننده یکی از فلسفه‌های حسی در زندگی است.»

«حس‌کردن فرهنگ» به قلم اصغر ایزدی جیران در 240 صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت 64 هزار تومان توسط نشر اگر در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...