مفهومی فراتر از قومیت و تاریخ | الف


عنوان «وایکینگ» نه‌تنها به یک قوم یا قلمرو، بلکه به بخش بزرگی از تاریخ اروپا تعلق دارد. این تاریخ با مهاجرت‌ها، جنگ‌ها و تجزیه‌ یا تلفیق سرزمین‌ها گره خورده و خاستگاه اقوام و فرهنگ‌های متنوعی در نیمه‌ی شمالی اروپاست. ذهنیت‌ها و پیش‌داوری‌های بسیاری حول وایکینگ‌ها شکل گرفته و درک متناقضی از آن‌ها برای دنیای امروز به‌وجود آورده است. آن‌ها را اغلب با تهاجم، چپاول، سوداگری و جنگاوری به یاد می‌آورند و کشتی‌های فانتزی و لباس و آرایش خاص چهره و موی‌شان، منبع الهام بسیاری از تصویرپردازان بوده است.

آشنایی با وایکینگ‌ها» [The Vikings : a very short introduction]  جولین ریچاردز [Julian Daryl Richards]

همچنین روحیه‌ی ماجراجویی و مبارزطلبی‌شان به فیلمسازان و انیماتورهای زیادی ایده بخشیده و آثار سینمایی متنوعی درباره‌ی آن‌ها ساخته شده است. اما همواره این پرسش به قوت خود باقی است که «وایکنیگ‌ها» دقیقاً چه کسانی بوده‌اند و چه نقشی در ساختن اروپایی که امروز شاهد آن هستیم، داشته‌اند. کتاب «آشنایی با وایکینگ‌ها» [The Vikings : a very short introduction] درصدد ارائه‌ی چهره‌ای مشخص‌تر و روشن‌تر از وایکینگ‌هاست و با نگاهی جامع به بررسی ابعاد مختلف حیات تاریخی آن‌ها می‌پردازد.

جولین ریچاردز [Julian Daryl Richards] که پژوهشگر حوزه‌ی فرهنگ‌شناسی در داشنگاه وارویک بریتانیاست، دهه‌هاست که به تحقیق درباره‌ی وایکینگ‌ها پرداخته است و حاصل این تلاش‌های او در کتاب «آشنایی با وایکینگ‌ها» گرد آمده است. او «وایکینگ» را مفهومی فراتر از قومیت، جغرافیا و حتی تاریخ می‌داند و معتقد است دامنه‌ی تأثیرات آن به قرن‌های متمادی و سرزمین‌های بسیاری گسترش یافته است. ریچاردز در این کتاب آن‌ها را از جنبه‌های زبانشناختی، تاریخی، جامعه‌شناختی، اقتصادی و فرهنگی مورد بررسی دقیق قرار داده است. اما این ارزیابی چندبعدی باعث پیچیدگی در مطالعه‌ی آن نشده و نویسنده از نثری روان و عامه‌فهم برای بیان مطلب بهره جسته است. از این‌رو کتاب حاضر برای طیف وسیعی از مخاطبان نوجوان تا بزرگسال قابلیت استفاده دارد و منبعی خلاصه اما در عین‌حال جامع برای شناخت «وایکینگ»‌هاست.

در آغاز کار، نویسنده به بررسی معنای وایکینگ در فرهنگ تاریخی و جغرافیایی اروپا می‌پردازد. این واژه ابتدا در زبان انگلیسی کهن به کار رفته است. در وقایع‌نگاری آنگلوساکسن از آن‌ها با عنوان چپاولگران ساحلی یاد شده است. اما در بسیاری از فرهنگ‌نامه‌های اسکاندیناوی آنان را با دریانوردی و پیشرو بودن‌شان در ساختن فرهنگ اروپای شمالی یاد کرده‌اند. واژه‌ی وایکینگ با معنای اولیه‌ی عزیمت و ترک گفتن در ارتباط است و با ویک به معنای خلیج در زبان ایسلندی هم قرابت‌هایی دارد و به کسانی اشاره می‌کند که از منطقه‌ی ویک یا ویکن در حواشی اُسلوفیورد، که نروژ امروزی در آن قرار دارد، به انگلستان حمله کردند تا از سلطه‌ی دانمارک سر باز زنند. همچنین ویک به پاروزنی و تغییر نوبت پاروزن‌ها هم اشاره دارد، زیرا وایکینگ‌ها قایق‌رانانی قهار و دریانوردانی متبحر بوده‌اند و از این امتیاز خود برای غلبه بر بسیاری از اقوام اروپایی بهره برده‌اند.

در ادامه‌ی بررسی ریشه‌های وایکینگ، به تحلیل پادشاهی‌های اولیه اسکاندیناوی در این کتاب پرداخته شده است. برای فهم بهتر وایکینگ‌ها نیاز است این سرزمین‌ها و تحولات‌شان مورد ارزیابی قرار بگیرند. اسکاندیناوی در تاریخ طبیعی نوشته‌ی پلینی، مورخ بزرگ یک قرن پیش از میلاد، به عنوان «سرزمینی خطرناک در آب» یاد شده است. این سرزمین امروزه دربرگیرنده‌ی دانمارک، نروژ، سوئد و فنلاند است، اما در این میان سه کشور اول ریشه‌ی وایکینگی دارند. آن‌چه شکل امروزی زبان و فرهنگ این کشورها را می‌سازد، مرهونِ تسلط وایکینگ‌هاست. به همین خاطر است که عصر وایکینگ‌ها را می‌توان به منزله‌ی دورانی در نظر گرفت که طی آن هویت ملی بخش عمده‌ای از کشورهای اسکاندیناوی شکل گرفته است. روحیه‌ی تهاجمی و در عین‌حال استقلال‌طلبانه‌ی وایکینگ‌ها در ساختن این حریمِ هویتی، تأثیرات بسیاری داشته است.

نویسنده در بررسی کیش و آیین وایکینگ‌ها به پیشینه‌ی هنری آن‌ها اشاره می‌کند که حاوی فانتزی‌های بسیاری است. اما وایکینگ‌ها پیش از آن‌که مسیحی شوند، جهان‌بینی اعتقادی مستقلی را برای خود در تاریخ ثبت نکرده‌اند. گرچه آن‌ها گنجینه‌ای غنی از کهن‌الگوها داشته‌اند که الهام‌بخش هنر و ادبیات اروپاست، اما دین و عمل پرستش بخش بسیار کوچکی از نظام فرهنگی پیشامسیحی آن‌ها را ساخته است. در اساطیر نورس که بخش عمده‌ای از آن‌ها به وایکینگ‌ها تعلق دارد، طبقات متعددی از موجودات مافوق‌طبیعی وجود داشته‌اند که بخشی از آن‌ها خدایان و بسیاری دیگر، خدمه‌ی آن‌ها بوده‌اند. با ظهور مسیحیت که از طریق ورود مبلغان مسیحی به درون وایکینگ‌ها صورت گرفت، این عقاید تحول می‌یابند و حوزه‌ی اثر آن‌ها به ادبیات و هنر انتقال پیدا می‌کند.

فعالیت تجاری و مبادلات فرهنگ‌محور وایکینگ‌ها موجب اشاعه‌ی بخشی از فرهنگ وایکینگی به حوزه‌های وسیع‌تری از اروپا و حتی آمریکای شمالی در طی تاریخ شده است. امروزه گرچه دیگر نمی‌توان نقطه‌ی مشخصی را متعلق به آنان دانست-زیرا حیطه‌ی تأثیر و نفوذشان بسیار گسترده بوده است- اما بخش‌هایی از اروپا، از جمله کشورهای اسکاندیناوی و حتی انگلستان و مناطقی از آمریکای شمالی در پاسداشت وایکینگ‌ها، به عنوان پایه‌گذار فرهنگ اروپای کهن، مراسم و آیین‌هایی برگزار می‌کنند و با نمادهایی از جمله ظاهر وایکینگی مرکب از لباس و موی مخصوص و کشتی‌های سیاحت‌گر باستانی یاد آن‌ها را زنده نگه می‌دارند. آن‌ها گرچه بیش‌تر با عناوینی همچون شورش‌گر و مهاجم شناخته شده‌اند، اما تاریخ اروپا مدیون روحیات سلطه‌گریزانه و استقلال‌طلبانه‌ی آن‌هاست و شناخت تاریخ پرماجرا و سرشار از فراز و نشیب آن‌ها که منجر به شهرت‌شان در هنر و ادبیات شده، بسیار الهام‌بخش و عبرت‌آموز است و کتاب «آشنایی با وایکینگ‌ها» نیز در راستای این شناخت حرکت می‌کند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...