کتاب «روایت جذب» یا علل گرایش و جذب به جنبش های جهادگرای سلفی، به قلم هادی معصومی زارع توسط انتشارات دارالاعلام قم منتشر شد.

روایت جذب» یا علل گرایش و جذب به جنبش های جهادگرای سلفی، به قلم هادی معصومی زارع

به گزارش کتاب نیوز، نویسنده در این کتاب با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و داده‌های میدانی (شامل مصاحبه با ده‌ها تن از اعضای القاعده و داعش و خانواده‌هایشان و نیز اسناد به دست آمده از سنگرها و ذخیره‌سازهای داعش در خلال سال‌های ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۷ شمسی) سه مولفه تاثیرگذار «بنیاد کلامی-فقهی»، «زمینه‌ها و بسترهای اجتماعی و سیاسی» و «عوامل روان‌شناختی» در گرایش و جذب به جنبش‌های جهادگرای سلفی را مورد کنکاش قرار داده است.

از نقاط قوت و از وجوه تمایزبخش این پژوهش نسبت به دیگر آثار موجود می‌توان به حضور مستقیم نویسنده در میدان‌های نبرد سوریه و عراق و در نتیجه بهره‌گیری از روش‌های کیفی میدانی همچون مشاهده، مصاحبه و روش‌های مشارکت مستقیم و غیرمستقیم جهت خلق و تولید محتوا اشاره کرد.

هادی معصومی زارع (1363- ) مدیر میز عراق و شامات اندیشکده مرصاد است و این کتاب به سفارش دبیرخانه کنگره مقابله با جریان‌های تکفیری تهیه شده است.

کتاب «روایت جذب» به قلم هادی معصومی زارع در 480 صفحه و با قیمت120هزار تومان توسط انتشارات دارالاعلام قم منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...