کتاب «روایت جذب» یا علل گرایش و جذب به جنبش های جهادگرای سلفی، به قلم هادی معصومی زارع توسط انتشارات دارالاعلام قم منتشر شد.

روایت جذب» یا علل گرایش و جذب به جنبش های جهادگرای سلفی، به قلم هادی معصومی زارع

به گزارش کتاب نیوز، نویسنده در این کتاب با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و داده‌های میدانی (شامل مصاحبه با ده‌ها تن از اعضای القاعده و داعش و خانواده‌هایشان و نیز اسناد به دست آمده از سنگرها و ذخیره‌سازهای داعش در خلال سال‌های ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۷ شمسی) سه مولفه تاثیرگذار «بنیاد کلامی-فقهی»، «زمینه‌ها و بسترهای اجتماعی و سیاسی» و «عوامل روان‌شناختی» در گرایش و جذب به جنبش‌های جهادگرای سلفی را مورد کنکاش قرار داده است.

از نقاط قوت و از وجوه تمایزبخش این پژوهش نسبت به دیگر آثار موجود می‌توان به حضور مستقیم نویسنده در میدان‌های نبرد سوریه و عراق و در نتیجه بهره‌گیری از روش‌های کیفی میدانی همچون مشاهده، مصاحبه و روش‌های مشارکت مستقیم و غیرمستقیم جهت خلق و تولید محتوا اشاره کرد.

هادی معصومی زارع (1363- ) مدیر میز عراق و شامات اندیشکده مرصاد است و این کتاب به سفارش دبیرخانه کنگره مقابله با جریان‌های تکفیری تهیه شده است.

کتاب «روایت جذب» به قلم هادی معصومی زارع در 480 صفحه و با قیمت120هزار تومان توسط انتشارات دارالاعلام قم منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...
می‌خواهد حقوقِ ازدست‌رفته همسرش را به دست آورد، اما برای اثباتِ قابلیتهای خودش و به‌دست‌آوردن مال و جاه به صغیر و کبیر رحم نمی‌کند و دیگران در نظرش در حکم ابزارند... چشم‌انداز من بیشتر متوجه تداوم ادبیاتِ نیاکان بوده و هست... اصل را بر شناخت بگذاریم... اجازه بدهید به‌جای لفظ‌های آزادی و دموکراسی که فرصتِ فهمِ آن به ما داده نشده، بگویم قانون... ملتی که از خودش تهی شود دیگر ارجی نخواهد داشت و بیش از آنکه تا اکنون لِه شده‌ایم لِه خواهیم شد ...
موسیقی زنگ‌دار و پرسروصدا و آشفته و مقطعِ «انسانِ طبیعت/ انسانِ تاریخ» را بر زمینه‌ی سکوت در بیابان/ تمنا به گوش می‌رسانند... دستگاه مستبدانه‌ی خشن با تقسیم‌کردن سرزمین، برخلاف انتظار، مردم را از سرزمین محروم می‌کند و چرخه‌ی وام تمام‌ناشدنی را آغاز می‌کند و اودیپ را ممکن می‌سازد... پس از نقد «خانواده‌ی مقدس» و پنج مغالطه‌ی روانکاوی، مبادرت به تبارشناسی همزمان اودیپ و دولت لازم می‌آید ...