کتاب «زندگینامه حاج محمدحسن کمپانی (امین دارالضرب)»، سرمایه دار وطن‌پرست دوره قاجاریه حاوی درس‌های آموزنده‌ای برای اقتصاد امروز ایران در زمینه تولید است.

حاج محمدحسن امین الضرب
تصویر حاج محمد حسن امین الضرب: دومین نفر نشسته از راست

به گزارش ایبنا، ایرانیان در طول تاریخ همیشه ملتی تولیدگر بوده و محصولات خود را از طریق ساختار درخشانی که در عرصه تجارت داشتند، به جهانیان عرضه می‌کردند. این روند تا ابتدای دوران قاجار ادامه داشت. غرب نیز پس از رنسانس به یک جهش در عرصه علم رسید و توانست خود را در جاده صنعتی شدن بیندازد. صنعتی شدن دستاوردهای مهمی در عرصه‌های گوناگون برای آن‌ها داشت. آن‌ها توانستند بر این مبنا به تولید انبوه برسند. همچنین آن‌ها توانستند با ابداع وسایل نوین که حمل و نقل را سریع و آسان می‌کرد، تولیدات خود را به سراسر جهان عرضه کرده و ثروت پایدار ایجاد کنند.

بر این اساس «صنعتی شدن» و «تولید» از دوره مواجهه ایرانیان با مدرنیته همیشه دغدغه وطن‌پرستان و مصلحان اجتماعی بوده است. ایران در دوره قاجار بیش از آنکه تولید کننده باشد، جامعه‌ای مصرفی بود. تولیدات محدود، اما در عوض احتیاج به کالاهای وارداتی بسیار بود. این مساله را در تمامی متون به جای مانده از دوران قاجار، منعکس شده است.

حاج محمد حسن کمپانی اصفهانی معروف به امین الضرب، مهم‌ترین و مشهورترین تاجر در دوران ناصرالدین شاهی، یکی از این مصلحان بود. در منابع تاریخی از او که در شمار اصحاب سیدجمال الدین اسدآبادی قرار داشت به عنوان تاجری وطن پرست یاد کرده‌اند. کتاب مهمی در زندگی شگفت انگیز او و خدماتش به کشور به قلم شیرین مهدوی، یکی از نوادگانش، در خارج از کشور منتشر شد. نویسنده در این کتاب از اسناد تجارتخانه دارالصرب بسیار بهره برد. این کتاب با عنوان «زندگی نامه حاج محمدحسن کمپانی: امین دارالضرب» توسط منصوره اتحادیه و فرحناز امیرخانی حسینک لو ترجمه و از سوی نشر تاریخ ایران در دسترس مخاطبان فارسی زبان نیز قرار گرفت.

زندگینامه حاج محمدحسن کمپانی (امین دارالضرب)

همچنین کتاب «اسناد امین‌الضرب: مکاتبات دکتر اصغر مهدوی و شیرین مهدوی، به انضمام پنج رساله و مقاله درباره خاندان و اسناد امین‌الضرب» نیز به کوشش نادر مطلبی کاشانی توسط انتشارات طهوری منتشر شده است.

شرح زندگی و فعالیت‌های دارالضرب به خوبی وضعیت اقتصادی ایران در دوران قاجار را روشن می‌کند. ذکر این نکته ضروری است که دارالضرب مهم‌ترین تاجر آن دوران بود و با دربار نیز معاملات تجاری داشت و مورد اعتماد ناصرالدین شاه و شخصیت‌هایی چون اتابک بود. او در سرتاسر ایران دفاتر تجارتی و نماینده داشت و تقریبا تمام تولیدات ایران بویژه در حوزه کشاورزی را معامله می‌کرد و صادرات فوق العاده‌ای نیز به روسیه و اروپا داشت. او که خود معاملات پولی و شبه بانکی را نیز انجام می‌داد، نمایندگانی در اروپا (از جمله برادرش) داشت که از طریق آنها معاملات خود را به سرانجام می‌رساند.

دارالضرب در سفر حجش مسیر ترکیه به مصر و از آنجا به حجاز را انتخاب کرد. او در مصر پیشرفت‌هایی را در حوزه صنعت دید و حتی کشاورزی صنعتی آنجا توجهش را جلب کرد. بعدها در نامه‌هایی به برادر خود مدام می‌نویسد که برایش دستگاه‌های تلمبه آب و ماشین بخار را ارسال کند تا «رعیت» و «خدمتکار» آسوده باشند.

دارالضرب بعدها خود به سفر اروپا رفت و پیشرفت‌های آنان را از نزدیک دید. وی تلاش بسیاری انجام داد و هزینه‌های گزافی را متحمل شد تا در ایران راه‌آهن احداث کند و همه این موارد ایران را به سمت صنعتی شدن و تولید انبوه می‌کشاند. هرچند که امین الضرب نخستین سرمایه گذار صنعتی ایران و احداث کننده کارخانه‌جات متعددی در کشور از جمله کارخانه برق بود و خط آهنی نیز از آمل تا محمود آباد کشید، اما همه رویاهای او برای صنعتی شدن ایران در زمان حیاتش رنگ حقیقت به خود نگرفت. فعالیت‌های امین الضرب این نکته را ثابت کرد که ملزومات «جهش تولید» سرمایه‌دار وطن‌پرست و دولتمرد متعهد است. او وطن پرست بود، اما آیا آن دوران دولتمردان متعهد بودند؟

فرنگستان، بانک و تولید
در میان اسناد به جای مانده از امین الضرب، نامه‌های او به رجال و شخصیت‌ها اهمیت بسیاری دارند. نامه‌ای از او به ناصرالدین شاه میان این اسناد وجود دارد که بسیار حایز اهمیت است. امین الضرب در این نامه که سال ۱۲۹۶ آن را نوشت، پیشنهاد تاسیس بانک را به ناصرالدین شاه ارائه می‌کند، بانکی که اگر تاسیس شود، نه تنها مشکلات نظام پولی را سامان خواهد داد، بلکه با آن می‌توان به جهش تولید و صنعتی شدن کشور دست پیدا کرد. فکر او بر این است که اگر بانک تاسیس شود سرمایه‌اش را در تولید و همچنین فراهم کردن زیرساخت‌ها صرف خواهد کرد. عجیب آنکه بانک‌های امروز ایران در زمینه تولید حضور چندانی ندارند.

محمدحسن امین الضرب در ابتدای این نامه پس از تعارفات معمول، سعی می‌کند با کلامی ساده گزارشی از پیشرفت غرب در زمینه تولید بدهد. به زعم او غربی‌ها تلاش بسیار کرده و برنامه‌ریزی دقیق داشتند تا توانستند به پیشرفت علمی و در نتیجه «جهش تولید» برسند: «البته بساط فرنگ به نظر مبارک رسیده است. فرنگستان سابقا این اوضاع را نداشته‌اند. با کمال زحمت و مشقت زندگانی می‌کردند. عقلای آنها از قرینه اسباب‌ها تهیه نمودند، به خیال ساختن کشتی بخار افتادند، چند نفر با یک دیگر متحد شدند و ساختند و جاری نمودند. چون نفع او را مشاهده کردند به راه آهن و ساختن تلگراف پرداختند و متوجه ساختن کارخانه‌های ابریشم کشی و قندسازی و بلورسازی و زری و ماهوت بافی و چیزهای دیگر شدند. تا آن که متدرجا کار را به جایی رسانیدند که آن چه مایحتاج خلق است جمیعا با کارخانه‌های بخار می‌سازند و می‌دانند که سبب این است که از اول سر رشته را که به دست آوردند رها نکرده‌اند و روز به روز توجه کردند تا کار را از پیش بردند.»

او در ادامه به ظرفیت‌های ایران برای پیشرفت اشاره کرده و ضرورت تاسیس بانک را مطرح می‌کند، همانطور که اشاره شد او علت عمده پیشرفت غرب را در تاسیس بانک فهم کرده است: «به حمدالله و المنه هیچ چیز اهل ایران از فرنگستان کمتر نیست. اگر فی الجمله توجه باشد می‌توان گفت که همه چیز ایران از فرنگستان بهتر است. عمده چیزی که اسباب ترقی فرنگستان شده، برپا کردن بانک است. اول قرار بانک را دادند، پول مردم که در بانک جمع شده است، از اعتبار بانک و پول بانک کارهای بسیار بزرگ صورت داده‌اند. تجارت‌های بزرگ نموده‌اند، راه‌های آهن و سیم‌های تلگراف کشیده شده، کارخانه‌های معتبر با پول بانک ساخته شده، اسباب آبادی مملکت شده است و مطلب واضح است که یک نفر یا دو نفر قدرت انجام و اتمام کارهای بزرگ را ندارند.»

اتفاق دولت و ملت
امین الضرب نامه را با ذکر یک مساله مهم یعنی «اتفاق دولت و ملت برای انجام کارهای بزرگ» پی‌ می‌گیرد. مساله‌ای که در دوران ناصرالدین شاهی وجود نداشت: «کارهای بزرگ اتفاق دولت و ملت لازم دارد. چنان چه رای بیضای ضیا اعلیحضرت اقدس همایونی روحنا فداه توجه بفرمایند، برپا نمودن بانک در ایران از جمیع دنیا زودتر و بهتر و آسان‌تر ممکن است... هرکس هرچه دارد به این بانک خواهد داد... بعد از اینکه این بانک برپا شود و ۶ ماه گردش او را ملاحظه فرمایند، چنانچه رشته صحیح معتبری است، توجه کامل می‌فرمایند. بعد از آنکه یکسال گذشت همین بانک می‌تواند تدارک بعضی کارخانه‌های معظم بکند که رفع احتیاج رعیت ایران از بعضی چیزهای فرنگستان بشود و هکذا می‌تواند متدرجا تدارک راه آهن را به طور سهولت بنماید و راه آهن بسازد.»

زندگینامه حاج محمدحسن کمپانی (امین دارالضرب)
دو تصویر از حاج محمدحسن کمپانی (امین دارالضرب) در جوانی و میانسالی

امین الضرب در نامه دیگری که به سال ۱۳۰۲ قمری آن را خطاب به ناصرالدین شاه نوشته به عملکرد دولتمردان غیرمتعهد و غیرمتخصص اعتراض می‌کند که مال مردم را بر خود حلال دانسته و باعث قحطی پول شده‌اند: «... با وجود این امنیت و افتتاح و احداث این گونه مال التجاره‌های قوی و احتیاج همسایه‌های نزدیک که به زراعات ممالک محروسه محتاج هستند... راه آمدن مسکوم و غیرمسکوک به داخله مملکت مسدود است. چند سبب به نظر رسیده، سبب اول بی علمی است و سبب دوم کم توجهی به امورات داخله مملکت. اقدامات در کارها می‌شود، پول‌ها خرج می‌شود، کار از پیش نمی‌رود، مواخذه نمی‌فرمایند، هر اداره را به یک نفر سپرده اند، صاحب آن اداره مواجب می‌گیرد و شئونات تحصیل می‌کند، در عوض اینکه مردم را حمایت و رعایت نماید، ترغیب و تحریص نماید، مطمئن بکند که مخترع و مبتدی کارهای بزرگ کارخانه‌ها بشوند، معکوس رفتار می‌کنند، مال مردم را مثل شیر مادر بر خود حلال دانسته، فرض خود می‌دانند...»

گویا مال التجاره‌های امین الضرب که طرف مشورت شاه بود نیز از دست اندازی حکام و عوامل دولتی آن دوران، در امان نبود. به طور کل اما رویاهای امین الضرب در دوران حیاتش چندان رنگ حقیقت به خود نگرفت. سرمایه‌دار وطن پرستی چون او وجود داشت، اما تعداد دولتمردان متعهد انگشت شمار بود.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

راسکلنیکوف بر اساس جان‌مایه‌ای از فلسفه هگل دست به جنایت می‌زند... انسان‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: نخست انسان‌های عادی که می‌بایست مطیع باشند و حق تجاوز از قانون را ندارند و دوم انسان‌های که او آن را «مافوق بشر» یا غیرعادی می‌نامد و اینان مجازند که برای تحقق اهداف والای خود از قانون عدول کنند... به زعم او همه‌ی قانون‌گذاران و بنیان‌گذاران «اصول انسانیت» به نوعی متجاوز و خونریز بوده‌اند؛ ناپلئون، سولن و محمد را که از او تحت عنوان «پیامبر شمشیر» یاد می‌کند از جمله این افراد استثنایی می‌‌داند ...
انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...