کتاب «دفتری برای ایران» شامل ۵۰۰ نامه نوشته شده میان ناموران ایرانی با ایران‌شناس روسی از سوی انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر شد.

دفتری برای ایران ولادیمیر مینورسکی

به گزارش آنا، کتاب «دفتری برای ایران» به کوشش دکتر گودرز رشتیانی از سوی انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار به بازار کتاب عرضه شد.

«دفتری برای ایران» مجموعه‌ای است شامل بیش از ۵۰۰ نامه فارسی از نامه‌نگاری‌های گسترده میان ناموران ایرانی با ایران‌شناس برجسته سده بیستم میلادی، ولادیمیر مینورسکی. اصل این نامه‌ها اکنون در انستیتوی نسخ خطی شرقی آکادمی علوم روسیه در سنت‌پترزبورگ نگهداری می‌شود. ۱۲۷ نامه از محمد قزوینی، ۶۹ نامه از سید حسن تقی‌زاده، ۲۵ نامه از عباس اقبال آشتیانی، ۲۲ نامه از فخرالدین شادمان، ۲۰ نامه از ایرج افشار، همین تعداد از احسان یارشاطر، ۱۷ نامه از علی‌اصغر حکمت، ۱۱ نامه از مجتبی مینوی و ... بخشی از نامه‌های گردآمده در این کتاب است که از جهات مختلف برای پژوهشگران اهمیت دارند.

در یک ارزیابی کلی از محتوای نامه‌ها می‌توان بسیاری از آن‌ها را به‌ مثابه برخی مباحث عمیق علمی مکتوب به‌ شمار آورد که گاه از دل آن‌ها اطلاعات عمیقی استخراج می‌شود.

علاقه‌مندان می‌توانند از یکم تا پانزدهم اردیبهشت‌ماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.

کتاب «دفتری برای ایران» در 792 صفحه و با قیمت 125هزار تومان با همکاری نشر سخن منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...