سفری سخت در دل حیات وحش | هم‌میهن


«در سایه انسان» [In the shadow of man] کتابی است از ماجراجویی‌های جین گودال [Jane Goodall] در دل طبیعت. ماجرا وقتی برایش شروع شد که انسان‌شناس مشهور دکتر لوئیس لیکلی به او پیشنهاد مطالعه‌ای طولانی روی شامپانزه‌ها در حیات وحشت را داد که می‌توانست رفتار نزدیک‌ترین خویشاوندان زنده‌مان را روشن کند. جین گودال فقط همراه با مادرش و دستیار آفریقایی‌اش، اردوگاهی در منطقه‌ی دورافتاده حفاظت‌شده‌ی شامپانزه‌ها در نهر گمبه تانزانیا برپا کرد.

در سایه انسان» [In the shadow of man]  جین گودال [Jane Goodall]

ماه‌‌ها این پروژه ناامیدکننده بود؛ در بیرون در جنگل از طلوع تا غروب آفتاب، به حیوانات وحشت‌زده نگاهی گذرا می‌انداخت. اما او کم‌کم توانست اعتمادشان را جلب و رفتار قبلاً ناشناخته‌ی آن‌ها ازجمله استفاده از ـ و حتی ساختن ـ ابزار را ثبت کند، تا آن زمان او باور داشت که مهارت منحصر به انسان است. او در این کتاب آغاز سفر خطیرش را این‌گونه شرح داده است: «از سر صبح بنا کرده بودم بالا و پایین رفتن از دامنه‌های پرشیب کوه و از میان جنگل‌های انبوه دره با مشقت برای خودم راه باز کرده بودم. مکرر در جای خود ایستاده و گوش تیز کرده بودم، یا با دوربین دوچشمی‌ا‌م به این‌طرف و آن‌طرف چشم دوخته بودم و حالا ساعت شده بود پنج و هنوز نه شامپانزه‌ای دیده بودم، نه صدایی شنیده بودم. تا دو ساعت بعدش منطقه‌ی حفاظت‌شده و صعب‌العبور گمبه در تاریکی فرومی‌رفت. در موضع مسلط دلخواهم، قله‌ی کوه، مستقر شده بودم، به امید آن‌که اقلاً بتوانم قبل از تاریکی، که باید کار آن روزم را به پایان می‌رساندم، شامپانزه‌ای ببینم که برای شب‌اش لانه‌ای درست می‌کند.»

درحالی‌که او به شناخت شامپانزه‌ها دست یافت، شروع به درک سلسله‌مراتب اجتماعی پیچیده‌ی آن‌ها کرد و رفتارهای خارق‌العاده زیادی را مشاهده کرد که برای همیشه درک ما از ارتباط عمیق بین انسان و شامپانزه را تغییر داده است. بعد از خواندن این کتاب وقتی می‌بینیم که رفتارهای شامپانزه‌ها چقدر شبیه انسان‌هاست شگفت‌زده می‌شویم، آن‌ها هم مثل ما دچار نوسان خلقی می‌شوند، خشم از سر حسادت دارند، می‌خندند، مراقب بچه‌هایشان هستند و بی‌بندوباری اخلاقی و جنسی دارند.

خوانندگان با خواندن و دیدن عکس‌ها، داستان‌های شامپانزه‌ای مسن را می‌خوانند که هدف و آرزوی هر شامپانزه‌ی نری است. با دیوید گری‌برد اولین شامپانزه‌ای که اجازه‌ می‌دهد گودال به او نزدیک شود همین‌طور مایک، جالوت، لیکی، ورزل و... آشنا می‌شویم. بااینکه شامپانزه‌ها مثل انسان‌ها ویژگی‌های متمایز در صورت ندارند، این کتاب پر از عکس‌هایی از صورت آن‌هاست و وقتی ویژگی‌ها و رفتارهایشان را می‌شناسی، هرکدام را متفاوت‌ از دیگری نگاه می‌کنی.

جین گودال بعد از دو دهه از سفرش به گمبه، در تانزانیا در مصاحبه‌ای در این باره گفت: «وقتی اولین‌بار به گمبه رفتم هیچ فرد دیگری روی شامپانزه‌ها در حیات وحش کار نکرده و به قلمرویی کشف‌نشده نرفته بود و قطعاً اولین مشکل این بود که شامپانزه‌ها همین‌که مرا می‌دیدند، فرار می‌کردند. آن‌ها قبلاً هیچ‌وقت چیزی شبیه این میمون سفید را ندیده بودند و در آن‌زمان، بودن مادرم در کنارم نعمتی بود. دلیل حضور او در آنجا به این خاطر بود که تانگانیکا، آخرین پاسگاه امپراتوری در حال فروپاشی بریتانیا در آن زمان بود و مقامات بریتانیا مسئولیت آمدن من را به‌تنهایی به‌عهده نمی‌گرفتند. گفتند، باید یک‌نفر را با خودم بیاورم. مادرم برای آمدن داوطلب شد. بودن او در آن‌ روزهای اول روحیه‌ام را حسابی بالا برد، چون هر روز به‌خاطر فرار شامپانزه‌ها افسرده برمی‌گشتم و او می‌گفت تو یاد می‌گیری که شامپانزه‌ها شب چطور تخت‌خواب درست می‌کنند و شاخه‌ها را خم می‌کنند. یاد می‌گیری چگونه گاهی تنها، گاهی در گروه‌های کوچک و گاه در گروه‌های بزرگ سفر می‌کنند. در حال یادگیری این هستی که چه می‌خورند، پس بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی داری یاد می‌گیری.»

جین گودال سفری سخت را می‌پیماید و بخش عمده وقایع زندگی شخصی‌اش نیز با موضوع تحقیق‌اش درمی‌آمیزد.

جین گودال در سال ۱۹۳۴ در لندن به دنیا آمد و در سال ۱۹۶۰ به تحقیق در مورد شامپانزه‌ها روی آورد. او در سال ۱۹۶۵ دکتری خود را از دانشگاه کمبریج دریافت کرد و در سال‌های بعد به‌سبب مستندهای تلویزیونی و تألیفاتش به شهرت رسید. گودال، مهم‌ترین و مشهورترین شخصیت حامی شامپانزه‌های وحشی و شامپانزه‌های دربند آزمایشگاه‌های علمی و باغ‌وحش‌هاست. او سفیر صلح سازمان‌ملل است و تجربیات خود را در مورد جانوران و حفظ محیط‌زیست با سخنرانی در کشورهای مختلف در اختیار مردم دنیا می‌گذارد. از کتاب‌هایش می‌توان به « از پنجره»، «شامپانزه‌های گُمبه»، و «دلیل امید» اشاره کرد.

کتاب «در سایه انسان»، اثر جین گودال، با ترجمه حمیدرضا حسینی و عبدالحسین وهاب‌زاده در ۳۸۹ صفحه و قیمت ۴۸۰ هزار تومان از سوی نشر نو منتشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...