نسخه پی دی اف کتاب «در مسیر پیروزی» خاطرات سردار مرتضی قربانی بر روی اینترنت منتشر شد.

در مسیر پیروزی خاطرات سردار مرتضی قربانی

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «در مسیر پیروزی» حاصل 16 جلسه گفت‌وگو با سردار مرتضی قربانی است که در سال‌های 1388 تا 1391 انجام‌شده است.

سردار سرتیپ مرتضی قربانی متولد 1336 اصفهان است. وی بنیانگذار و نخستین فرمانده لشکر ۲۵ کربلا و لشکر ۵ نصر است و هم‌اکنون مشاور رئیس ستاد کل نیروهای مسلح است. سردار قربانی به خاطر رشادت‌هایش در عرصه جنگ سه بار نشان فتح دریافت کرده است.

خاطرات شفاهی سردار قربانی در ۱۶ فصل تنظیم شده است. فصل اول که دارای داده های بکر و جذابی از زندگی سردار است، به خانواده، دوران کودکی تا جوانی قربانی اختصاص دارد.

در فصلهای دوم تا چهارم کتاب، سردار به فتح خرمشهر و توصیف حماسه‌های مدافعان شهر و مظلومیت رزمندگان در آن روزهای پرافتخار اما تلخ تاریخ جنگ پرداخته است.

فصلهای پنجم تا شانزدهم هم به ترتیب به حصر آبادان، شکست ارتش عراق در شرق رودخانه کارون در عملیات ثامن‌الائمه، چگونگی مقابله با پاتک واحد زرهی دشمن از طریق پل سابله برای بازپس‌گیری شهر بستان در عملیات طریق‌القدس، فرورفتن تانک‌های عراقی در باتلاق دشت سندال در حین عملیات فتح المبین، عملیات رمضان در مناطق شرق بصره و در نهایت پایان گفت‌وگوها با سردار قربانی به عملیات محرم اختصاص یافته است که در ارتفاعات مرزی حمرین برای برون‌رفت از فضای پس از عملیات رمضان انجام شد.

شایان ذکر است که هر فصل، به فراخور موضوع، مزین به تصاویر رنگی، بدیع و خاصی ست که به جذابیت خاطرات افزوده است.

خاطرات سردار مرتضی قربانی

کتاب «در مسیر پیروزی» خاطرات شفاهی سردار مرتضی قربانی، به کوشش امیر رزاق زاده، در 480 صفحه و توسط مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس منتشر شده است.

این مرکز با توجه به شرایط قرنطینه خانگی در پی هجوم ویروس کرونا، اقدام به نشر نسخه پی دی اف کتاب «در مسیر پیروزی» خاطرات شفاهی سردار مرتضی قربانی جهت استفاده عموم، کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...