زهرا آقازاده‌نژاد در نشست نقد و بررسی «اهالی اینجا» که ۵ شهریور در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد، گفت: زمانی در شهر قم میزبان ضریح امام حسین (ع) بودیم. مردم قم متولی ساخت ضریح امام حسین(ع) بودند و این ماجرا، داستان جذابی داشت که انتشارات شهید کاظمی مسئولیت جمع‌آوری اطلاعت و خاطرات ساخت ضریح را به عهده گرفت و من به همراه گروهی از نویسندگان یک سال بود که از هیات امنای ضریح در مورد اتفاقات در مسیر ساخت ضریح مصاحبه می‌کردم.

زهرا آقازاده‌نژاد در نشست نقد و بررسی «اهالی اینجا

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، نویسنده کتاب «اهالی اینجا» ادامه داد: متوجه شدیم هیئت امنای ساخت ضریح امام حسین متولی موکب حضرت معصومه هستند که بودجه آن از طرف مردم قم تأمین می‌شود. مسئول فرهنگی ساخت ضریح پیشنهاد داد که فردی از گروه نویسندگان همراه موکب حضرت معصومه باشد .لطف امام حسین شامل حال منی شد که تا آن زمان نتوانسته بودم به کربلا بروم و من به عنوان نویسنده همراه موکب انتخاب شدم. کتاب اهالی اینجا روزنوشت ۱۲ روز در قسمت زنانه موکب حضرت معصومه است؛ این اثرنگاه خادم به زائر نه نگاه زائر به اربعین را شامل می‌شود.

وی با بیان اینکه تخصصی داستان‌نویس است، عنوان کرد: داستان‌نویسی و روایت دنیای متفاوتی دادند با اینکه از یکدیگر وام می‌گیرند. در داستان‌نویسی یاد می‌گیریم قرار نیست همه چیز را در اختیار خواننده قرار دهیم بلکه باید کلید را دست مخاطب بدهیم. به همین دلیل خیلی در کتاب «اهالی اینجا» توضیح ندادم و با نمک عناصر داستان، روایت کردم.

آقازاده نژاد با اشاره به اینکه هر نوشته‌ای اعم از داستان و روایت برخاسته از ویژگی‌های شخصیت نویسنده است، بیان کرد: نمی‌توانیم شخصیت خود را در اثر پنهان کنیم . محسوسات باید از پل احساسات و عواطف نویسنده عبور کند و یا سوژه باید بکر باشد یا نگاه باید نو باشد. من در کتاب «اهالی اینجا» دنبال نگاه جدید بودم. نویسنده باید احساسات خود را در اثرش مدیریت کند و من خیلی با جزئیات شرح ندادم که خواننده خودش حلاوت ماجرا را بچشد.

این نویسنده تصریح کرد: زمانی که به سفر اربعین رفتم پسر شش ساله و دختر11 ساله‌ام را با خود نبردم چون فکر کردم آنجا مسئولیتی دارم و با وجود بچه‌ها کارم سخت‌تر می‌شود. به دلیل دلتنگی بچه‌ها در آن سفر توجهم به بچه‌ها بود .بچه‌ها مسئله مهم در موکب هستند و در کتابم به بچه‌ها پرداختم. مسئولان موکب هم فکری برای بچه ها کرده بودند و بخش ما که کارهای فرهنگی انجام می‌دادیم پاتوق بچه‌ها بود.

حتی بچه‌ها هم از اربعین سهم دارند
وی با بیان اینکه بچه‌ها هم با اربعین ارتباط برقرار می‌کنند، گفت: اربعین آن قدر دنیای رنگارنگ و عظیمی دارد که برای همه حتی بچه ها سهم دارد. اوایل می‌دیدم بچه‌ها در مشقت هستند و با خود می‌گفتم چه خوب که بچه‌هایم را با خود نیاوردم. بعد فهمیدم اربعین یک سختی خودساخته است؛ یک رنجی به جان می‌خریم که ساخته شویم و سفر اربعین می‌تواند در سیر تربیتی بچه ها یک نقطه پررنگ باشد.

آقازاده نژاد با اشاره به اینکه قصه‌های دینی ما کاملا خانوادگی است، بیان کرد: در اربعین هم دنیا کاملا خانوادگی است. این سئوال مطرح می‌شود که امام حسین چرا حضرت زینب و بچه‌ها را با خود به کربلا بردند؟ کربلا نیاز به راوی زن داشته است و باید بانویی قصه کربلا را روایت می‌کرد و بچه ها هم باید در کربلا حضور می‌داشتند، خانوادگی‌بودن مباحث تشیع برایم جذاب است.

وی اربعین را گسترده و رنگارنگ دانست و افزود: باید فکری شود که از اربعین بهره بیشتری ببریم. در اربعین هم مانند دفاع مقدس آدم‌های متفاوتی می‌بینیم. در سفرم قصه‌ها و ماجراهایی هم بود که گفتنی نبود و آنها را در کتاب نیاوردم. به ما می‌گفتند که در مورد حجاب هم تذکر دهیم اما من بلد نبودم چگونه مطرح کنو خادمان مدام می‌گفتند اینها مهمانان عزیزکرده امام حسین (ع) هستند.

روایت اربعین یک وظیفه تمدن ساز و آخر الزمانی است
فائضه غفارحدادی، منتقد ادبی نیز در این نشست با بیان اینکه کلمات سخاوتمندانه از وجود نویسنده می‌جوشد، گفت: معجزه روایت باعث می‌شود آنچه چشیده و احساس کردم، کاملا شخصی به مخاطب منتقل شود. گزارش کنار هم گذاشتن یک سری تصاویر است و با روایت فرق دارد. ناگزیر به روایت هستیم چون در جنگ روایت‌ها هستیم و اگر ما روایت نکنیم دشمنان آنچه خودشان می‌بینند که البته ۱۸۰ درجه با واقعیت فرق دارد را روایت می‌کنند.

این کارشناس ادبی ادامه داد: در روزگاری هستیم که اصالت روایت بر اصالت واقعیت پیشی گرفته است. ناگزیر هستیم که اربعین را که ماجرای مهمی است روایت کنیم و این یک وظیفه تمدن ساز و آخرالزمانی است. تاکنون در مورد خادمی در موکب زنانه کتابی نوشته نشده بود و اگر روایت از دیدگاه‌های مختلف نداشته باشیم در بازنمایی واقعی آن ماجرا عاجزیم. به عنوان مثال با روایت یک عملیات نمی‌توان دفاع مقدس را بازآفرینی کرد. باید از فعالیت بانوان تا واکس‌زدن پوتین رزمندگان توسط بچه‌ها در پشت جبهه روایت شود.

وی با اشاره به اینکه روایت جزءجزء ماجرای عظیم اربعین ضروری است، افزود: ما از بخش موکب‌های زنانه اطلاعی نداشتیم و اگر کتاب اهالی اینجا درباره فردی بود که به پیاده‌روی اربعین رفته است می‌گفتم که نویسنده باید زاویه دید جدید داشته باشد .کار نویسنده راحت بوده است چون به مسئله موکب‌های زنانه پرداخته نشده است‌.

اربعین یک روایت زنانه
این نویسنده با تاکید بر اینکه روایت باید عمیق و ماندگار باشد، گفت: این مساله صورت نمی‌گیرد مگر اینکه احساس خواننده را به تسخیر درآوریم. کسانی می‌توانند احساسات را به وجد بیاورند که توانایی انتقال جزئیات را داشته باشند و با احساس‌تر باشند. این دو خصوصیت در زنان نسبت به مردان بیشتر وجود دارد. من روایت‌های زنانه را بهتر از روایت‌های مردانه می‌دانم وعلاوه بر این باید گفت که اربعین خودش یک روایت زنانه است. زنان در ماجرای اربعین منفعل نیستند بلکه کاملا نقش‌آفرینی می‌کنند.

غفارحدادی بیان کرد: داستان‌نویس بودن آقازاده‌نزاد تاثیر مثبت خود را در کتاب اهالی اینجا گذاشته است و در این کتاب از خاطره‌نگاری فاصله گرفتیم و به روایت نزدیک شدیم. آرایه‌های ادبی در این کتاب به‌موقع و خوب استفاده شده است و نویسنده از بیان احساس خود ابا نداشته است.

وی تاکید کرد: باید این نکته را رعایت کنیم که به عنوان نویسنده بی‌طرف باشیم و فکر کنیم برای مخاطب جهانی می‌نویسیم. البته این آرمانی است و کتابی مانند اهالی اینجا را کسانی می‌خوانند که به کربلا رفته‌اند یا می‌خواهند بروند و این افراد در این کتاب‌ها به دنبال روضه هستند. مخاطب این کتاب‌ها دوست دارد قسمت‌هایی از کتاب مانند روضه باشد و او چند قطره ای اشک بریزد. نویسنده اهالی اینحا می‌توانست در جاهایی از روضه به عنوان نمک کار استفاده کند.

کتاب اهالی اینجا نوشته زهرا آقازاده نژاد مشتمل بر ۱۷۲ صفحه از سوی انتشارات شهید کاظمی منتشر شده و به چاپ دوم رسیده است. این کتاب شامل روزنوشت‌هایی از بخش بانوان یک موکب اربعین در کربلا است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

تجربه‌نگاری نخست‌وزیر کشوری کوچک با جمعیت ۴ میلیون نفری که اکنون یک شرکت مشاوره‌ی بین‌المللی را اداره می‌کند... در دوران او شاخص سهولت کسب و کار از رتبه ١١٢ (در ٢٠٠۶) به ٨ (در ٢٠١۴) رسید... برای به دست آوردن شغلی مانند افسر پلیس که ماهانه ٢٠ دلار درآمد داشت باید ٢٠٠٠ دلار رشوه می‌دادید... تقریبا ٨٠درصد گرجستانی‌ها گفته بودند که رشوه، بخش اصلی زندگی‌شان است... نباید شرکت‌های دولتی به عنوان سرمایه‌گذار یک شرکت دولتی انتخاب شوند: خصولتی سازی! ...
هنرمندی خوش‌تیپ به‌نام جد مارتین به موفقیت‌های حرفه‌ای غیرمعمولی دست می‌یابد. عشقِ اُلگا، روزنامه‌نگاری روسی را به دست می‌آورد که «کاملا با تصویر زیبایی اسلاوی که به‌دست آژانس‌های مدلینگ از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی رایج شده است، مطابقت دارد» و به جمع نخبگان جهانی هنر می‌پیوندد... هنرمندی ناامید است که قبلا به‌عنوان یک دانشجوی جوان معماری، کمال‌گرایی پرشور بوده است... آگاهیِ بیشتر از بدترشدنِ زندگی روزمره و چشم‌انداز آن ...
آیا مواجهه ما با مفهوم عدالت مثل مواجهه با مشروطه بوده است؟... «عدالت به مثابه انصاف» یا «عدالت به عنوان توازن و تناسب» هر دو از تعاریف عدالت هستند، اما عدالت و زمینه‌های اجتماعی از تعاریف عدالت نیستند... تولیدات فکری در حوزه سیاست و مسائل اجتماعی در دوره مشروطه قوی‌تر و بیشتر بوده یا بعد از انقلاب؟... مشروطه تبریز و گیلان و تاحدی مشهد تاحدی متفاوت بود و به سمت اندیشه‌ای که از قفقاز می‌آمد، گرایش داشت... اصرارمان بر بی‌نیازی به مشروطه و اینکه نسبتی با آن نداریم، بخشی از مشکلات است ...
وقتی با یک مستبد بی‌رحم که دشمنانش را شکنجه کرده است، صبحانه می‌خورید، شگفت‌آور است که چقدر به ندرت احساس می‌کنید روبه‌روی یک شیطان نشسته یا ایستاده‌اید. آنها اغلب جذاب هستند، شوخی می‌کنند و لبخند می‌زنند... در شرایط مناسب، هر کسی می‌تواند تبدیل به یک هیولا شود... سیستم‌های خوب رهبران بهتر را جذب می‌کنند و سیستم‌های بد رهبران فاسد را جذب می‌کنند... به جای نتیجه، روی تصمیم‌گیری‌ها تمرکز کنیم ...
دی ماهی که گذشت، عمر وبلاگ نویسی من ۲۰ سال تمام شد... مهر سال ۸۸ وبلاگم برای اولین بار فیلتر شد... دی ماه سال ۹۱ دو یا سه هفته مانده به امتحانات پایان ترم اول مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه اخراج شدم... نه عضو دسته و گروهی بودم و هستم، نه بیانیه‌ای امضا کرده بودم، نه در تجمعی بودم. تنها آزارم! وبلاگ نویسی و فعالیت مدنی با اسم خودم و نه اسم مستعار بود... به اعتبار حافظه کوتاه مدتی که جامعه‌ی ایرانی از عوارض آن در طول تاریخ رنج برده است، باید همیشه خود را در معرض مرور گذشته قرار دهیم ...