کتاب «خاطرات یک فرمانده پلیس» با موضوع مصاحبه تاریخ شفاهی با امیر سرتیپ علی‌اکبر مصحفی به تلاش اکبر فلاحی و علی سوری منتشر شد.

خاطرات یک فرمانده پلیس» با موضوع مصاحبه تاریخ شفاهی با امیر سرتیپ علی‌اکبر مصحفی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «خاطرات یک فرمانده پلیس»، توسط انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران- معاونت پژوهش و منابع دیجیتال- چاپ و روانه بازار نشر شده است. این کتاب در سه فصل و هشت پیوست شامل زندگی‌نامه، خدمت در شهربانی قبل از انقلاب اسلامی و خدمت در شهربانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی تنظیم شده است.

در فصل زندگی‌نامه مشخصات فردی و خانوادگی، چگونگی تعلیم و تربیت، علت مهاجرت به تهران و تشکیل خانواده ارائه شده است، فصل خدمت در شهربانی قبل از انقلاب اسلامی در سه بخش تهران، تبریز و تهران تنظیم شده و خاطرات ارزشمند مصاحبه‌شونده در مبارزه با مواد مخدر و قاچاقچیان ملی و بین‌المللی را از سال ۱۳۳۹ الی ۱۳۵۷ در بر می‌گیرد و فصل خدمت در شهربانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در چهار بخش تهران، کاشان، اراک و تهران تنظیم شده و اطلاعاتی درباره ترورها، انفجارها، سرقت‌ها و قاچاق ارز و سکه دارد.

پیوست‌های آورده شده در این اثر شامل آمار کشفیات بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، رؤسای شهربانی جمهوری اسلامی ایران، رؤسای پلیس تهران از ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۰، رؤسای اداره مبارزه با مواد مخدر، خلاصه سوابق تحصیلی و نظامی علی‌اکبر مصحفی، تاپ‌چارت اداری شهربانی جمهوری اسلامی ایران، اسناد و مدارک، و تصاویر می‌شود.

خاطرات یک فرمانده پلیس، مصاحبه تاریخ شفاهی با امیر سرتیپ علی‌اکبر مصحفی را در بر می‌گیرد. بی‌تردید این اثر، بخش مهمی از نیم قرن شناسنامه، کارنامه و فعالیت‌های پلیس در عرصه‌های متعدد، به ویژه در حوزه مبارزه با مواد مخدر در سطح ملی و بین‌المللی است.

مصاحبه‌شونده علاوه بر تجارب خدمتی در دوران قبل و بعد از انقلاب، دارای تخصص‌های فنی و حرفه‌ای بوده و بیان ماجراهای تلخ و شیرین واقعی، همراه با جزئیات مستند و دقیق، متن کتاب را برای مخاطبان عام و خاص جذاب کرده است.

بیان تاریخچه و تغییرات ساختار اداره پلیس در کشور، مسائل و چالش‌های اجتماعی و فرهنگی کشور و نحوه تعامل و برخورد پلیس در پیش‌گیری از آن‌ها، نقش پلیس در نظم و امنیت جامعه، به اثر اعتبار علمی بخشیده، همچنین نمونه بارزی از یک پلیس مسئولیت‌پذیر، متعهد و ایثارگر را در شرایط سخت و دشوار به تصویر کشیده است. از دیگر امتیازات بارز این اثر ارائه شواهد است که خواننده را در فضای اتفاقات قرار می‌دهد.

ملاحت مصحفی تدوین‌گر و پژوهشگر در بخشی از پیشگفتار این اثر چنین آورده است: یکی از روش‌ها در زمینه پژوهش‌های تاریخی، تاریخ شفاهی است. ورود این شیوه به عرصه تاریخ نگاری، از سال ۱۹۴۸ در بسیاری از مراکز تحقیقاتی، پنجره نوینی را در مقابل دیدگاه مورخان و محققان جهان گشود.

در این تکنیک با استفاده از ضبط صدا و تصویر برداری در هنگام مصاحبه، خاطرات و مشاهدات بیان شده توسط صاحب نظران، اندیشمندان و مدعوین در زمینه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی ثبت و ضبط می‌شود، سپس اطلاعات مضبوط بدون هیچ دخل و تصرفی به صورت مکتوب در می‌آید و پس از ویرایش و چاپ، در ردیف دیگر اسناد تاریخی نگهداری می‌شود. هدف از چنین شیوه‌ای، ضبط و ثبت کلام روای و ایجاد یک منبع پژوهشی قابل اعتماد و ارائه صادقانه و بی‌طرفانه وقایع به علاقه مندان و تاریخ پژوهان است.

وی همچنین در بخش دیگری از مقدمه کتاب «خاطرات یک فرمانده پلیس» گفته است که تاریخ و فرهنگ ایران آکنده از نام استادان، متخصصان و فرهیختگانی است که در سال‌های عمرشان همت والای خویش را به کار بستند و با عزمی جزم بر اقتدار و استیلای کشور افزودند. آن‌ها با خدمات صادقانه و ارزنده‌ای که در زمان تصدی و صدارت از خود بر جای گذاشته اند، قطعاً نام نیکشان را تا ابد در یادها و خاطرات زنده و ماندگار خوهند ساخت. از جمله آنان، سرباز اسلام، مرحوم مغفور امیر سرتیپ بازنشسته علی اکبر مصحفی است که در زمان حیات و در دوران خدمتش، اثرات و ثمرات ارزشمندی را از خود به جا گذاشت و جان بر کف، در راه عزت و اعتلای ایران کوشید. او با توکل بر ذات احدیت و با توسل به ائمه اطهار علیه السلام، در نهایت تواضع و اخلاص، برای احقاق حقوق ستمدیده‌گان و یاری رساندن به مددجویان و زیردستان در حد توان کوشید و در این راه هرگز مضایقه نکرد.

لازم به توضیح است، کتاب «خاطرات یک فرمانده پلیس: مصاحبه تاریخ شفاهی با امیر سرتیپ علی‌اکبر مصحفی» در ۴۹۲ صفحه منتشر و روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...