جایزه ادبی فرانسوی مدیسی اسامی برندگان ۲۰۲۰ [The 2020 Medici Prize] خود را در سه بخش اعلام کرد.

کلویی دلوم [Chloé Delaume] برای «قلب مصنوعی» [The synthetic heart] از انتشارات سویی اهدا کرد. آنتونیو مونوس مولینا [Antonio Munoz Molina] نیز در بخش بهترین رمان خارجی برای «قدم‌زدن تک نفره در میان جمعیت» [A solitary walker in the crowd] برنده شد و کارل اووه کنوسگارد [Karl Ove Knausgaard]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، برندگان جوایز مدیسی در سه بخش رمان فرانسوی، رمان خارجی و کتاب غیرداستانی معرفی شدند.

هیأت داوران جایزه مدیسی دیروز جمعه با اعلام نام برندگان جایزه اصلی خود در بخش بهترین رمان فرانسوی، جایزه خود را به کلویی دلوم [Chloé Delaume] برای «قلب مصنوعی» [The synthetic heart] از انتشارات سویی اهدا کرد. آنتونیو مونوس مولینا [Antonio Munoz Molina] نیز در بخش بهترین رمان خارجی برای «قدم‌زدن تک نفره در میان جمعیت» [A solitary walker in the crowd] برنده شد و کارل اووه کنوسگارد [Karl Ove Knausgaard] در بخش غیرداستانی برای کتاب زندگینامه‌ای خود با عنوان «پایان نبرد» [End of fight] این جایزه را دریافت کرد.

رئیس هیأت داوران ماری داریوسک رمان‌نویس نامدار فرانسوی اسامی برندگان را به صورت زنده در شبکه «فرانس اینتر» اعلام کرد و افزود: ما انتخاب حد وسط را انجام دادیم، انتخابی بین محافظه‌کاری و کنار نهادن… این کتاب‌فروشان هستند که سعی می‌کنند، و با این تلاش کتاب‌ها را به عنوان یک کالای اصلی نجات می‌دهند. من به خوانندگان مدیسی می‌گویم بروید و کتاب‌هایتان را به کتاب‌فروشی‌ها سفارش بدهید!

سخنان او اشاره به تصمیم جایزه گنکور بود که به دلیل قرنطینه و تعطیل شدن کتاب‌فروشان از اعلام نام برنده امسال خودداری کرد. استدلال داوران گنکور این بود که تعطیل شدن کتاب‌فروشی‌ها موجب می‌شود تا علاقه‌مندان کتاب به آمازون سفارش بدهند و به این ترتیب این امر به ضرر کتاب‌فروشان فرانسوی تمام می‌شود.

با این حال جوایز فمینا و مدیسی به مسیر خود ادامه دادند و برندگان جوایز خود را معرفی کردند.

در «قلب مصنوعی» کلویی دلوم که هنگام اعلام اسامی برندگان در استودیو فرانس اینتر حضور داشت؛ به زندگی یک وابسته مطبوعاتی ۴۶ ساله پرداخته که مجرد است و تنها با گربه‌اش زندگی می‌کند. او خود را سرزنش می‌کند که چرا مانند یک فمینیست واقعی زندگی نمی‌کند و در عین حال سعی دارد از تنش‌های خود برای کار در یک انتشارات بزرگ فاصله بگیرد. این رمان که سرشار از شوخ‌طبعی و نقد زندگی معاصر است با اقبال ماری داریوسک روبه رو شد که خود وی برای توانایی‌هایش به عنوان یک رمان‌نویس در بیان فرم‌های متفاوت نوشتن تحسین می‌شود.

در بخش بهترین رمان خارجی آنتونیو مونوس مولینا نویسنده اسپانیایی برای رمان «قدم زدن تک نفره در جمعیت» با ترجمه ایزابل گوگنون که از سوی انتشارات سویی منتشر شده تحسین شد. هیأت داروان از این رمان به عنوان یک روایت شاعرانه از دنیا، تجلیل و جایزه خود را به آن اهدا کرد. در این کتاب نویسنده از طریق صدها مدخل از سفرهایش به پاریس، نیویورک، لندن یا لیسبون به پوسترها، تبلیغات، بلیت‌های دور انداخته شده و صداهای خیابان‌ها پرداخته و به آنها به عنوان مواد زایدی توجه کرده که موجب فکر و تأمل انسان و واکنش نشان دادن به آنها می‌شود.

در نهایت جایزه مدیسی در بخش کتاب غیرداستانی به کارل اووه کنوسگارد نروژی برای «پایان نبرد» تعلق گرفت که جلد نهایی از مجموعه کتاب‌های زندگینامه خودنوشت وی است. وی در این جلد به تجربه‌اش از ارتباط با زندگی، عشق و مرگ پرداخته و از عواقب کارهای خود بر وجودش سخن گفته است. در ۴۰ سالگی وی زندگی روزانه‌اش را بین نویسندگی و آموزش سه فرزندش تقسیم و در عین حال زندگی کاملاً منظمی را دنبال کرده است.

هیأت داوران مدیسی شامل ماریان آلفانت، میشل برودو، ماری درایوسک، دومینیک فرناندز، آن گارتا، پاتریک گیرنویل، آندری مکین، فردریک میتران، پاسکال رز و آلن ونسان بودند.

سال ۲۰۱۹ لوک لانگ برای «وسوسه» در بخش بهترین رمان فرانسوی، اوا اولاً فسدوتیر برای «میس ایسلند» به ترجمه اریک بوری در بخش بهترین رمان خارجی و بول اوژیه و آن دیاتکین برای «فراموش کرده‌ام» در بخش بهترین کتاب غیرداستانی به عنوان برنده انتخاب شده بودند.

جایزه ادبی مدیسی از سال ۱۹۵۸ شروع به کار کرده و هدف آن تجلیل از نویسندگان خلاق با وجود ناشناخته بودن‌شان است.

................ هر روز با کتاب ...............

در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...
داستان عصیان و سرکشی است. عصیان انسانی که مقهور یک سیستم سرکوبگر شده و این سیستم، هیولاوار، همه‌چیز او را بلعیده. انسانیتش را، معیارها، علایق، اهداف و حتی خاطرات او را مصادره کرده و حالا از او چیزی نمانده جز یک تفاله ترس‌خورده... مک‌مورفیِ رند، شوخ و قمارباز یک‌تنه ایستاده است و قصدش تغییر سیستم سرکوبگر است... برای کفری‌کردن آدم‌های رذلی که می‌خواهند همه‌چیز را از آنچه هست، برایت سخت‌تر کنند، راهی بهتر از این نیست که وانمود کنی از هیچ‌چیز دلخور نیستی ...
ویلیام بندلر مثل خیلی از مفسران اروپایی که ریشه هر ژانر امروزی را اگر نتوانستند در یونان باستان پیدا کنند، به کتاب مقدس مسیحیان ربط می‌دهند، ریشه داستان‌نویسی جاسوسی را هم به فصل دو از کتاب یوشع انجیل برمی‌گرداند... MI6 بزرگ‌ترین بنگاه تولید نویسندگان بزرگ در ژانر جاسوسی است... تالکین با آن داستان‌های اسطوره‌ای غریب، به‌دلیل همین مهارت‌هایی که در امر اسطوره‌شناسی و زبان‌شناسی داشت، توسط نیروهای امنیتی انگلستان به همکاری دعوت شد. ...