رمان جدید جوجو مویز توسط کمپانی «یونیورسال پیکچرز» به یک اثر سینمایی تبدیل می‌شود.

بخشنده ستارگان [The Giver of Stars] جوجو مویز

به گزارش ایسنا به نقل از ورایتی،‌ «اول پارکر» کارگردانی این فیلم سینمایی را که با اقتباس از رمان جدید مویز ساخته می‌شود به عهده خواهد داشت.

رمان جدید جوجو مویز توسط انتشارات «پنگوئن ‌رندوم هاوس»‌ در ماه اکتبر روانه بازار خواهد شد. این رمان که «بخشنده ستارگان» [The Giver of Stars] نام دارد، جدیدترین اثر جوجو مویز محسوب می‌شود. این نویسنده تاکنون ۴۰ میلیون نسخه از آثارش را در سراسر جهان به فروش رسانده است. 

این رمان که بیشتر آن بر اساس داستان‌های واقعی نوشته شده است داستان یک گروه از زنان جوان متفاوت را روایت می‌کند که در تلاش‌اند با کنار زدن روزمرگی‌ها دانش و قدرت را برای جامعه کوهستانی‌شان به ارمغان بیاورند.

این اولین‌بار نیست که آثار «جوجو مویز»‌ مورد اقتباس قرار می‌گیرد. پیش‌تر با اقتباس از رمان «من پیش از تو» این نویسنده نیز یک فیلم سینمایی ساخته شده که به فروش جهانی ۲۰۰ میلیون دلار رسیده است.

«‌الیسون اون» و «دبرا هیوارد» تهیه‌کنندگی این پروژه را به عهده خواهند داشت. جوجو مویز نیز به عنوان تهیه‌کننده اجرایی در این پروژه حضور خواهد داشت.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...