به گزارش تسنیم، انتشارات پیدایش در ادامه چاپ آثار در قالب مجموعه «کلاسیک‌های خواندنی»، کتاب «خانم فریزبی»[Mrs. Frisby and the rats of Nimh]، نوشته رابرت سی. اوبراین [Robert C O’Brien] را با ترجمه پرستو پورگیلانی منتشر کرد.

کتاب «خانم فریزبی»[Mrs. Frisby and the rats of Nimh]، نوشته رابرت سی. اوبراین [Robert C O’Brien] را با ترجمه پرستو پورگیلانی منتشر کرد.

مجموعه «کلاسیک‌های خواندنی» تلاش دارند تا آثاری را که بر ادبیات داستانی تأثیرگذار بوده و یا هنوز آنقدر جذاب هستند که مخاطب قرن بیست و یک را به خود مشغول کنند، معرفی کند. محدوده انتخاب آثار در این مجموعه نیز از سال 1605، یعنی سال انتشار دن‌کیشوت، اثر سروانتس به عنوان اولین رمان تاریخ ادبیات به معنای امروزی آن تا قرن 20 در نظر گرفته شده است.

ماجراهای خانم فریزبی شاخص‌ترین اثر اوبراین است که ابتدا در یک جلد و سپس توسط دخترش به سه جلد رسید. این اثر داستان زندگی خانواده‌ای از موش‌ها را روایت می‌کند که در حاشیه مزرعه‌ای زندگی می‌کنند، اما مجبورند به زودی، با شروع فصل کاشت جابجا شوند؛ البته اگر نمی‌خواهند گیر تراکتور مزرعه‌دار بیفتند.

داستان در مورد تأثیرات پنهان و شاید مخربی‌ است که آزمایش‌های انسان روی گونه‌های زیستی دیگر می‌گذارند، این بار از دید خود حیوانات. این کتاب به محض انتشار به کلاسیکی خواندنی تبدیل شد و از جمله کتاب‌‌هایی است که همچون کتاب اول هری پاتر یا چروکی در زمان می‌توان از آنها به عنوان Instant Classic یاد کرد. به فارسی شاید بتوان گفت کتاب‌هایی که از همان لحظه خلق، کلاسیک هستند.

داستان این کتاب از تحقیقی در مورد تعامل دو جامعه موش و موش صحرایی الهام گرفته شده است. این تحقیق را جان بی کالهون، رفتارشناس مشهور انجام داده بود. اوبراین شیفته تحقیق او در مورد نقش‌های اجتماعی جوامع موش بود. به نظر او این نشان می‌داد که حتی حیواناتی همچون موش‌ها که ما به آنها کمترین اهمیت را می‌دهیم، از خودشان رفتارهایی بروز می‌دهند که در نهایت با استانداردهای مثبت اخلاقی ما انسان‌ها مطابقت دارد و چه بسا موش‌هایی که از آدم‌ها رفتارهای درست‌تری نشان می‌دهند. همین باعث می‌شود که موش‌های صحرایی تصویر شده در این کتاب، بیشتر از اینکه با مسئله بدیهی همچون کمبود غذا روبرو باشند، با دوراهی‌ها و تناقض‌های اخلاقی درگیر باشند.

در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم: خانم فریزبی، موش بیوه، باید با چهارتا بچه کوچکش خیلی سریع به محل سکونت تابستانی‌شان نقل مکان کنند، وگرنه با مرگ حتمی روبرو می‌شود. ولی پسر کوچک‌ترش، تیموتی، ذات‌الریه می‌گیرد و نباید از جایش تکان بخورد. خوشبختانه خانم فریزبی با موش‌های صحرایی نیمح ملاقات می‌کند. آنها گونه‌ای از موجودات فوق‌العاده باهوش هستند که برای وضعیت دشوار او به راه حل درخشانی می‌رسند.

نشر پیدایش این اثر را در هزار نسخه و به قیمت 59 هزار تومان منتشر کرده است.

[این کتاب پیش از این در 255صفحه و با ترجمه نگار شاطریان توسط انتشارات دنیای اقتصاد در 1395 منتشر شده بود. ]

................ هر روز با کتاب ...............

آنکه زنی را به چشم خواهش می‌نگرد با او مرتکب زنا شده است... شارلوته و ادوارد زندگی عاشقانه‌ای دارند اما پس از ورود اوتیلیه و سروان به قصر، عشقی دیگر در دل آنها سر برمی‌آورد و ادوارد را به‌سوی اوتیلیه و شارلوته را به سوی سروان پیش می‌راند... کودک که در بغل اوست از دستش در آب می‌افتد و غرق می‌شود... من از راه خود بیرون رفته‌ام، قانون‌هایم را زیر پا گذاشته‌ام... و اکنون خدا به نحوی وحشتناک چشمان مرا گشوده است. تصمیم من این است: من هرگز به ادوارد تعلق نخواهم داشت ...
منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...