رمان مگی اوفارل [Maggie O'Farrell] درباره پسر شکسپیر و کتابی غیرداستانی درباره شورش برده‌ها در جامائیکا از جمله آثار برگزیده جایزه ملی حلقه منتقدان کتاب آمریکا هستند.

مگی اوفارل [Maggie O'Farrell]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  ایسنا، برندگان بخش‌های مختلف جایزه ملی حلقه منتقدان کتاب آمریکا معرفی شدند و به این ترتیب، «همنت» [Hamnet] رمانی نوشته «مگی اوفارل» که داستان مرگ پسر ۱۱ ساله «ویلیام شکسپیر» را روایت می‌کند به عنوان برگزیده بخش داستانی این جایزه ادبی معرفی شد.

«اوفارل» که نویسنده هشت کتاب است در دورانی که در دانشگاه کمبریج مشغول تحصیل بود شیفته داستان پسر «شکسپپر» شد. به گفته یکی از داوران این جایزه ادبی، «اوفارل» چنان در کتابش به داستان پسر شکسپیر جان بخشیده که مخاطب بسیار تحت تاثیر مرگ او قرار می‌گیرد. این نویسنده پیش‌تر جایزه ادبیات داستانی زنان را برای همین کتاب دریافت کرده بود.

جایزه بهترین نویسنده کتاب‌اولی نیز به «ریون لیلانی» برای کتاب «درخشندگی» اهدا شد.

همچنین جایزه برترین اثر غیرداستانی به «تام زوئلنر» روزنامه‌نگار آمریکایی برای کتاب «جزیره در حال سوختن» رسید. این کتاب به شورش سال ۱۸۳۱ که به لغو برده‌داری در جامائیکا منتهی شد پرداخته است.

در بخش بهترین زندگی‌نامه خونوشت «کتی پارک هونگ» برای «احساسات اقلیت» اثری درباب نژاد، فرهنگ و تجربیات این شاعر به عنوان یک زن و نویسنده آمریکایی- کره‌ای به عنوان برنده انتخاب شد.

«امی استنلی» نیز برای کتاب «غریبه در شهر شوگون» به عنوان برنده بخش زندگی‌نامه معرفی شد.

از دیگر برگزیدگان امسال این جایزه به «فرانسین جی هریس» در بخش شعر و «نیکول فلیت‌وود» در بخش نقد می‌توان اشاره کرد.

حلقه منتقدان کتاب ملی آمریکا که در سال ۱۹۷۴ تاسیس شد از بیش از ۶۰۰ منتقد ادبی و ویراستار کتاب در ایالات متحده تشکیل شده است. جوایز سالانه این سازمان معمولا در فصل بهار به آثار انگلیسی‌زبانی که سال گذشته در ایالات متحده آمریکا منتشر شده باشند اهدا می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...