کتاب «قاتلین ماه گُل» [Killers of the Flower Moon: The Osage Murders and the Birth of the FBI] اثر دیوید گرن [David Grannو ترجمه سید محمد علوی توسط انتشارات کتاب تداعی منتشر شد.

قاتلین ماه گُل» [Killers of the Flower Moon: The Osage Murders and the Birth of the FBI]  دیوید گرن [David Grann]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «قاتلین ماه گُل» روایتی است مستند و داستانی درباره استخراج نفت در ایالت اوکلاهومای ایالات متحده آمریکا و در زمین‌هایی که نسل در نسل در دست سرخپوستان ساکن در این منطقه بوده است.

گرن در کتاب خود داستانش را از یک قتل آغاز می‌کند، قتل دختر جوان سرخپوستی که یکی از صدها میراث‌دار درآمدهای نفتی از زمین‌های اجدادی خودش است. قتلی که در ادامه روایتی از یک توطئه را ارائه می‌کند. توطئه‌ای که سفیدپوستان اعم از صاحبان کمپانی‌هایی نفتی، کارگزاران آنها و نیز مباشرانی که قانون برای انجام امور مربوط به اجاره دادن زمین‌ها و محاسبه درآمدهای نفتی، سرخپوستان را مجاب به استخدام آنها کرده است، دست در دست هم آن را ترتیب داده‌اند تا بتوانند درآمد بیشتری از محل این زمین‌ها کسب کنند.

داستان در ادامه روایتی از تاسیس پلیس فدرال آمریکا و تلاش آنها برای کشف راز این قتل و دیگر جنایت‌های مشابه ارائه می‌کند.

دیوید گرن در این کتاب تصویری سیاه اما واقعی از خشونت رایج علیه سرخپوستان در ایالت متحده آمریکا و نسل کشی آنها به بهانه بهره‌برداری از نفت موجود در سرزمین‌هایشان ارائه می‌کند که نمادی از توحش مدرن حاکم بر اندیشه‌های ساکنان این سرزمین در تمامی سطوح است.

دیوید گرن نویسنده روزنامه نگار و نویسنده ارشد مجله نیورکر است. وی در سابقه کاری خود همکاری با نشریانی چون نیویورک تایمز، آتلانتیک، واشنگتن پست، ووال استریت ژورنال و ویکلی استاندارد را دارد. وی همچنین مولف کتابی پژوهشی و افشاگرانه درباره حادثه یازده سپتامبر با عنوان ما چه می‌بینیم نیز هست.

وی کتاب قاتلین گل ماه را در سال ۲۰۱۷ منتشر کرد که بلافاصله در فهرست ۱۰ اثر غیر داستانی پرفروش نیویورک تایمز نیز قرار گرفت.

ترجمه این کتاب به زبان فارسی توسط دکتر سید محمد علوی انجام پذیرفته است. علوی دارای مدرک دکترای دولتی حقوق خصوصی از دانشگاه سوربن و موسس و استاد و اولین رییس دانشکده حقوق دانشگاه شیراز بوده و همچنین استاد مدعو در دانشکده‌های حقوق دانشگاه‌های تهران، شهید بهشتی و تربیت مدرس را در کارنامه کاری خود دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...