هواداران آثار تالکین از ۱۷ کشور مختلف با مشارکت در کارزاری آنلاین، پرهیز از صحنه‌های غیراخلاقی در حین ساخت سریال ارباب ‌حلقه‌ها را خواستار شدند تا این اثر اقتباسی سالم و مناسب تماشای خانواده باقی بماند.

ارباب حلقه ها

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، گروهی از طرفداران آثار جی آر آر تالکین (J.R.R. Tolkien) و مجموعه‌های داستانی و سینمایی ارباب حلقه‌ها با ایجاد کارزاری از شرکت آمازون درخواست کرده‌اند که از ورود صحنه‌های غیراخلاقی به سریال جلوگیری کند.

دادخواست ایجاد شده از آمازون می خواهد هر گونه بی اخلاقی را از سریال در حال ساخت ارباب حلقه ها دور نگه دارد. ارباب حلقه‌ها یکی از پرفروش ترین رمان‌های تمام دوران است و اقتباس‌های بسیاری از فیلم ساخته شده که مشهورترین آن مجموعه سه‌گانه سینمایی با کارگردانی پیتر جکسون (Peter Jackson) است. در سال ۲۰۱۸، آمازون وقتی با یک قرارداد چند فصلی، مجموعه تلویزیونی ارباب حلقه ها را سفارش داد، دنیای فانتزی را لرزاند.

رویدادهای این سریال در دوره ای بسیار پیش از وقایع ارباب حلقه ها: یاران حلقه (The Lord of the Rings: The Fellowship of the Ring) اتفاق می‌افتد که در جدول زمانی تالکین و دنیای آردا، معروف به عصر دوم است. این دوره ۳ هزار و ۴۴۱ ساله به ماجراهای پیدا شدن حلقه و شکست ارتش سائرون اختصاص دارد.

به تازگی از تحولات بیشماری در این مجموعه رونمایی شد، این موارد شامل انتشار خلاصه داستان رسمی این سریال، جدایی بازیگرانی چون تام باج و حضور شارلوت براندستروم به عنوان کارگردان جدید است. اگرچه هنوز اولین تاریخ رسمی انتشار و رونمایی از جدیدترین اقتباس از اثر تالکین مشخص نشده است، اما به نظر می رسد طرفداران ارباب حلقه ها اصرار دارند که این سریال همچنان اثری خانوادگی باقی بماند.

این گروه در بیانیه خود یادآوری می‌کند که آثار تالکین پرمایه و مملو از نشانه‌های مسیحیت است. او یک کاتولیک متعهد بود، و نباید خاطره‌اش را با صحنه‌های بی‌معنا لکه‌دار کرد.
آثار تالکین همواره خانوادگی بوده است…به همین شکل نگهش دارید.

از ۳۵ هزار امضایی که برای هدف این کارزار در نظر گرفته شده، تاکنون بیش از ۳۳ هزار امضا به ثبت رسیده است.

باید دید که آیا این دادخواست نظر سازندگان و مسئولان آمازون را جلب می کند، یا نه؟ به نظر می رسد که امضاها از طرف کسانی است که اعلام می کنند تالکین یک کاتولیک مذهبی متدین است و نمایش برهنگی در اقتباس از کار او می تواند دیدگاه نویسنده را آلوده و مخدوش کند. البته این سریال تحت نظارت بنیاد حفاظت از آثار تالکین ساخته خواهد شد و انتظار می رود که جدیدترین اقتباس این اثر، به مطالب اصلی آن وفادار بماند.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...